یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۴۹۷ – حکم این سخن چیست: «ماده فنا نمی‌شود و از بین نمی‌رود، و از عدم نیز خلق نشده است»؟

۴۹۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست: «ماده فنا نمی‌شود و از بین نمی‌رود، و از عدم نیز خلق نشده است»؟

جواب دادند: اعتقاد به اینکه ماده فنا نمی‌شود و از عدم نیز خلق نمی‌شود، کفر است و امکان ندارد مومن چنین چیزی بگوید. هر چیزی در آسمان‌ها و زمین جز الله، از عدم خلقت شده‌اند؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید {اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ}[۱]، یعنی: {الله، آفریدگار همه چیز است}، و هیچ چیزی جز الله که ازلی و ابدی باشد، وجود ندارد.

اما اینکه از بین نمی‌رود؛ اگر منظورش از این سخن، این است که ذات هر چیزی فنا نمی‌شود، این نیز خطاست و درست نیست؛ زیرا هر چیزی که موجود است، قابلیت فنا شدن را دارد، و اگر منظورش این است که مخلوقات الله جز با اراده‌ی الله فنا نمی‌شوند، سخنش حق است. بهشت و آنچه در آن است، فنا نمی‌شود. اهل بهشت فنا نمی‌پذیرند، و اهل جهنم نیز فنا نمی‌شوند. اما این کلام مطلق که: «ماده، هیچ اصلی در وجود ندارد، و هیچ اصلی در بقا ندارد»، به این صورت مطلق، سخنی الحادی است. می‌گویی: ماده از عدم خلق شده است. اصل در مورد هر چیزی جز الله، این است که از عدم خلق شده است.

اما در مورد مساله‌ی فنا شدن، قبلا تفصیل آن ذکر شد. والله الموفق.


[۱] – سوره زمر، آیه «۶۲».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(497) وسئل فضيلة الشيخ عن قولهم: “المادة لا تفنى ولا تزول ولم تخلق من عدم”؟

فأجاب قائلاً: القول بأن المادة لا تفنى وأنها لم تخلق من عدم كفر لا يمكن أن يقوله مؤمن، فكل شيء في السماوات والأرض سوى الله فهو مخلوق من عدم كما قال الله –تعالى – : (الله خالق كل شيء) (سورة الزمر، الآية “62”) وليس هناك شيء أزلي أبدي سوى الله.

وأما كونها لا تفنى فإن عنى بذلك أن كل شيء لا يفنى لذاته فهذا أيضاً خطأ وليس بصواب، لأن كل شيء موجود فهو قابل للفناء، وإن أراد به أن من مخلوقات الله مالا يفنى بإرادة الله فهذا حق، فالجنة لا تفنى وما فيها من نعيم لا يفنى، وأهل الجنة لا يفنون، وأهل النار لا يفنون. لكن هذه الكلمة المطلقة “المادة ليس لها أصل في الوجود وليس لها أصل في البقاء” هذه على إطلاقها كلمة إلحادية فتقول: المادة مخلوقة من عدم، فكل شيء سوى الله فالأصل فيه العدم.

أما مسألة الفناء فقد تقدم التفصيل فيها. والله الموفق.

مطالب مرتبط:

۴۳۱ – حکم قسم خوردن به الله چیست؟

۴۳۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قسم خوردن بر الله چیست؟ جواب دادند: قسم خوردن بر الله چنین است که انسان بگوید: والله که چنین و چنان نخواهد شد، یا، والله که الله چنین و چنان نخواهد کرد. قسم خوردن بر الله دو نوع است: نوع اول: آنچه که باعث می‌شود شخص بر […]

ادامه مطلب …

۴۸۱ – حکم این عبارت چیست: «عصمت فقط برای الله است»، در حالی که در عصمت، حتما باید عاصم نیز وجود داشته باشد؟

۴۸۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارت چیست: «عصمت فقط برای الله است»، در حالی که در عصمت، حتما باید عاصم نیز وجود داشته باشد؟ جواب دادند: هر کس این عبارت را می‌گوید، منظورش این است که کلام الله عز و جل و حکم او، کاملا صواب است و خطایی در آن […]

ادامه مطلب …

۴۸۵ – توضیح بیشتر در مورد اصطلاح «متفکر اسلامی»

در فتوای شماره‌‌ی «484» فرمودید که کلمه‌ی فکر اسلامی جایز نیست. زیرا به این معناست که اسلام عبارت از افکاری است که ممکن است درست یا نادرست باشند. اما در مورد اطلاق کلمه‌ی «متفکر اسلامی» فرمودید که اشکالی ندارد. چون فکر شخص تغییر می‌کند و ممکن است صحیح باشد یا بر عکس. اما کسانی که اصطلاح «متفکر اسلامی» را به کار می‌برند، می‌گویند: منظور ما، فکر اشخاص است و در مورد اسلام به عنوان یک کلّ، یا در مورد شریعت اسلامی، حرف نمی‌زنیم. آیا با این تفسیری که ذکر شد، باز هم اصطلاح «متفکر اسلامی» جایز است یا خیر؟ و اگر خیر، چه اصطلاحی جایگزین آن شود؟

ادامه مطلب …

۴۱۹ – حکم الفاظی نذیر: «از تو خواهش می‌کنم» و «درود» و «صبح بخیر»؟

۴۱۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این الفاظ چیست: «از تو خواهش می‌کنم»، و «تحیّاتی»، و «أنعم صباحاً»، و «أنعم مساءً»؟ جواب دادند: اشکالی ندارد در امری که فلان شخص توان تحقق بخشیدن به امیدت را دارد، بگویی: «از تو خواهش می‌کنم». همچنین: «تحیاتی لک»، و «لک منّی التحیّة» و کلماتی شبیه آن […]

ادامه مطلب …

۴۴۳ – حکم نامیدن به اسم ایمان چیست؟

۴۴۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد نامگذاری با اسم ایمان، سوال شد. جواب دادند: اسم ایمان حامل نوعی تزکیه است. به همین خاطر شایسته نیست کسی را به این اسم نامید. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اسم «برة» را تغییر داد. چون دال بر تزکیه بود. مخاطب ما در این مورد، والدین هستند که اسم […]

ادامه مطلب …

۴۳۸ – اگر کسی بگوید: «من إن شاء الله مومن هستم» چه حکمی دارد؟

۴۳۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اگر کسی بگوید: «من إن شاء الله مومن هستم»، چه حکمی دارد؟ جواب دادند: وقتی کسی می‌گوید: «من إن شاء الله مومن هستم»، نزد علما (مساله‌ی استثناء در ایمان) نامیده می‌شود. در این قول، تفصیل وجود دارد: اول: اگر استثناء به خاطر شک در وجود اصل ایمان باشد، […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه