(۱۷۷۹) سوال: هنگامی که انسانی فوت کرد و ظن غالب من این است که او اصلا نماز نمیخوانده است پس برای من جای است که بر او نماز بخوانم یا چکار کنم؟
جواب:
در این برنامه بیان کردیم و در رسالهای که نوشتیم واضح ساختم که قرآن و سنت و اقوال صحابه برآن دلالت دارند که تارک نماز که از روی سهلانگاری و کسالت نماز را ترک کند، کافر و از ملت اسلام خارج هستند ولی به مجرد گمان جایز نیست که حکم به تارک بودن فردی در نماز کنیم زیرا اصل بر مسلمان بودن او میباشد که بر او نماز خوانده میشود برای این که نماز در نفوس مسلمین عظیم است و اگر شخصی برای نماز خواندن بر او آورند پس به مجرد ظن جایز نیست که نماز بر او نخوانیم بله اگر یقین داری که او نماز نمیخوانده است پس بر تو جایز نیست که بر او نماز بخوانی زیرا که نماز بر غیر مسلمان حرام است به خاطر این قول الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ که میفرماید: {وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰۤ أَحَدࣲ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدࣰا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦۤۖ إِنَّهُمۡ كَفَرُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُوا۟ وَهُمۡ فَـٰسِقُونَ} [سوره التوبة: ۸۴] (و هرگز بر هیچ یک از آنها که مرده است، نماز نخوان، و بر (کنار) قبرش نایست، بیگمان آنها به الله و رسولش کافر شدند، و در حالیکه فاسق (و نافرمان) بودند؛ مردند) و {مَا كَانَ لِلنَّبِیِّ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ أَن یَسۡتَغۡفِرُوا۟ لِلۡمُشۡرِكِینَ وَلَوۡ كَانُوۤا۟ أُو۟لِی قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡجَحِیمِ} [سوره التوبة: ۱۱۳] (برای پیامبر و کسانیکه ایمان آوردند (شایسته) نبود که برای مشرکان طلب آمرزش کنند، – هر چند از نزدیکانشان باشند- بعد از آنکه برای آنها روشن شد که آنها اهل دوزخند) نماز برای میت شفاعت کردن او نزد الله میباشد که برای کسی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از او راضی نیست حلال نمیباشد الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَلَا یَشۡفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ٱرۡتَضَىٰ وَهُم مِّنۡ خَشۡیَتِهِۦ مُشۡفِقُونَ} [سوره اﻷنبياء: ۲۸] (و آنها جز برای کسیکه (الله از او خشنود باشد و) بپسندد، شفاعت نمیکنند، و آنها از ترس او بیمناکاند) و همچنین نفعی به آن کسی که برای شفاعت میشود نیز ندارد: {یَوۡمَىِٕذࣲ لَّا تَنفَعُ ٱلشَّفَـٰعَةُ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَـٰنُ وَرَضِیَ لَهُۥ قَوۡلࣰا} [سوره طه: ۱۰۹] (آن روز شفاعت (هیچ کس) سود نمیبخشد، جز کسیکه (الله) رحمان به او اجازه داده، و گفتار او را پسندیده است) و :{وَكَم مِّن مَّلَكࣲ فِی ٱلسَّمَـٰوَ ٰتِ لَا تُغۡنِی شَفَـٰعَتُهُمۡ شَیۡـًٔا إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن یَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن یَشَاۤءُ وَیَرۡضَىٰۤ} [سوره النجم: ۲۶] (و چه بسیار فرشتگانی که در آسمانها هستند که شفاعت آنها هیچ سودی نمیبخشد، مگر پس از آنکه الله برای هرکس که بخواهد اجازه دهد و راضی باشد(
و خلاصه این است که جایز نیست که بر چنین چیز بزرگ و عظیمی با ظن حکم شود و آن هم کفر باشد بلکه فقط با یقین حکم کرده میشود.