سه‌شنبه 15 شعبان 1447
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
3 فوریه 2026

(۱۷۶۶) حکم دعا فرزند برای پدر تارک نماز

(۱۷۶۶) سوال: پدر من بیست سال قبل فوت کرده است و همانطور که مادرم باخبرم ساخته است او نماز نمی‌خوانده است و برخی مواقع در رمضان نیز روزه‌خواری می‌کرده است و مادرم او را نصیحت کرده است و دیگر روزه‌خواری نکرده است ولی نماز را نخوانده است تا زمانی که وفات کرده است. آیا برای من جایز است که برای او دعای رحمت و مغفرت کنم؟ مرا راهنمایی کنید بارک الله فیکم.

جواب:

اگر پدر شما تا زمان مرگش نماز نمی‌خوانده برای شما حلال نمی‌باشد که برای او دعای مغفرت و رحمت کنی چون که او بر کفر مرده است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {مَا كَانَ لِلنَّبِیِّ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ أَن یَسۡتَغۡفِرُوا۟ لِلۡمُشۡرِكِینَ وَلَوۡ كَانُوۤا۟ أُو۟لِی قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡجَحِیمِ* وَمَا كَانَ ٱسۡتِغۡفَارُ إِبۡرَ ٰ⁠هِیمَ لِأَبِیهِ إِلَّا عَن مَّوۡعِدَةࣲ وَعَدَهَاۤ إِیَّاهُ فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُۥۤ أَنَّهُۥ عَدُوࣱّ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنۡهُۚ إِنَّ إِبۡرَ ٰ⁠هِیمَ لَأَوَّ ٰ⁠هٌ حَلِیمࣱ} [سوره التوبة: ۱۱۳-۱۱۴] (برای پیامبر و کسانی‌که ایمان آوردند (شایسته) نبود که برای مشرکان طلب آمرزش کنند، – هر چند از نزدیکان‌شان باشند- بعد از آنکه برای آن‌ها روشن شد که آن‌ها اهل دوزخند* و آمرزش خواستن ابراهیم برای پدرش نبود؛ مگر به خاطر وعده‌ای که به او داده بود، پس چون برای او آشکار شد که او دشمن الله است؛ از او بیزاری جست، بی‌گمان ابراهیم لابه کنندۀ بردبار بود) و ما حکم کفر پدرت شما را بر اساس قرآن و سنت و اقوال صحابه و بررسی صحیح کافر است به اعتبار این که تارک نماز کافر است.
اما دلیل از کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که در مورد مشرکین می‌فرماید: {فَإِن تَابُوا۟ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَإِخۡوَ ٰ⁠نُكُمۡ فِی ٱلدِّینِۗ وَنُفَصِّلُ ٱلۡـَٔایَـٰتِ لِقَوۡمࣲ یَعۡلَمُونَ} [سوره التوبة: ۱۱] (پس اگر توبه کنند، و نماز را بر پا دارند، و زکات را بدهند، برادران دینی شما هستند، و ما آیات خود را برای گروهی که می‌دانند بیان می‌کنیم) و وجه دلالت این آیه آن اخوت دینی ثابت نمی‌گردد مگر با سه شرط توبه از شرک و اقامه‌ی نماز و پرداخت زکات که مشروط معلق به این شروط می‌باشد پس هنگامی که از شرک توبه کرد و نماز را اقامه نکرد برادر دینی ما نمی‌باشد و برادری دینی منتفی نمی‌شود مگر با کفر و معصیت هر چه قدر که بزرگ باشد اگر به درجه‌ی کفر نرسد برادری دینی را منتفی نمی‌گرادند و به قتل مؤمن به صورت عمدی توجه کن که بزرگترین گناهان کبیره محسوب می‌گردد ولی به درجه‌ی کفر نمی‌رسد بنابراین همانطور که الله می‌فرماید قاتل از دایره‌ی برادری دینی خارج نمی‌شود: {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَیۡكُمُ ٱلۡقِصَاصُ فِی ٱلۡقَتۡلَىۖ ٱلۡحُرُّ بِٱلۡحُرِّ وَٱلۡعَبۡدُ بِٱلۡعَبۡدِ وَٱلۡأُنثَىٰ بِٱلۡأُنثَىٰۚ فَمَنۡ عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ شَیۡءࣱ فَٱتِّبَاعُۢ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَأَدَاۤءٌ إِلَیۡهِ بِإِحۡسَـٰنࣲۗ} [سوره البقرة: ۱۷۸] (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! در (مورد) کشتگان (حکم) قصاص بر شما نوشته شده است، آزاد به آزاد، و برده به برده، و زن به زن (کشته می‌شوند). پس اگر کسی از سوی برادر (دینی)اش (یعنی ولی مقتول) چیزی به او بخشیده شد، (و حکم قصاص تبدیل به خون بهاء گردید) باید (ولی مقتول) از راه پسندیده پیروی کند و (قاتل نیز) به نیکی (دیه) به او بپردازد) پس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قاتل را برادر مقتول خواند با وجود این که قتل مؤمن از بزرگترین گناهان بعد از شرک می‌باشد.
و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد دو گروه از مؤمنی که یک دیگر را می‌کشند می‌فرمایند: {وَإِن طَاۤىِٕفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٱقۡتَتَلُوا۟ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَـٰتِلُوا۟ ٱلَّتِی تَبۡغِی حَتَّىٰ تَفِیۤءَ إِلَىٰۤ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَاۤءَتۡ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوۤا۟ۖ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِینَ* إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةࣱ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَ أَخَوَیۡكُمۡ} [سوره الحجرات: ۹-۱۰] (و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ بر خاستند، میان‌شان آشتی بر قرار کنید، پس اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد، با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان الله باز گردد، پس اگر بازگشت، میان آن‌ها به عدالت صلح بر قرار کنید، و عدالت پیشه کنید، بی‌گمان الله عادلان را دوست می‌دارد.* یقیناً مؤمنان برادرند، پس میان برادران‌تان صلح (و آشتی) بر قرار کنید) الله این دو گروه را برادر گروه اصلاح گر خواند و فرمود: {إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةࣱ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَ أَخَوَیۡكُمۡ} با این وجود که کشتن برادر مؤمنش از گناهان کبیره است.
پس هنگامی که واضح شد اخوت دینی فقط با کفر از بین می‌رود بر همین اساس اگر مشرک از شرکش توبه کند ولی نماز را اقامه نکند پس برادر دینی ما نیست و مؤمن نمی‌باشد و بلکه کافر و از دایره‌ی دین اسلام خارج می‌گردد.
پس اگر گفت: که این با پرداخت زکات تناقض دارد یعنی که می‌گوید اگر کسی زکان را پرداخت نکرد کافر می‌گردد؟ جواب: بعضی از اهل علم این را گفته‌اند و این که کسی زکات را از روی سهل‌انگاری ترک کند کافر گشته و از ملت اسلام خارج شده است.
ولی قول راجح این است که کافر نمی‌باشد بدلیل حدیث ابو هریرة که در صحیح مسلم از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که می‌فرماید: «مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ، وَلَا فِضَّةٍ لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا ؛ إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ، وَجَبِينُهُ، وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ ؛ إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ» (هر صاحب طلا و نقره‌ای که زکات آن‌ها را پرداخت نکند در روز قیامت آن طلاها و نقره‌ها برای او به ورق‌هایی از آتش بدل خواهند شد که حرارت خود را از آتش جهنم می‌گیرند و به وسیله‌ی آن‌ها پشت، پهلو و پیشانی‌اش داغ می‌گردد؛ هرگاه سرد شوند دوباره داغ می‌گردند و این کار در روزی که طول آن به اندازه‌ی پنجاه هزار سال [دنیا] است ادامه می‌یابد تا آن‌گاه که میان بندگان قضاوت شود و هر یک راه خود را به سوی بهشت یا جهنم در پیش گیرد) پس هر چیزی که امکان دارد با آن وارد بهشت گردد بر این دلالت دارد که کفر نیست زیرا کافر امکان ندارد که مسیرش به سوی بهشت باشد. از مفهموم این آیه دلالت دارد که پرداخت زکات شرط اخوت دینی می‌باشد که معارض منطوق حدیث است و از قواعد اصول دانسته می‌شود که منطوق مقدم بر مفهموم است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: توفي أبي منذ عشرين سنة، وكان قاطعا للصلاة، وكان يفطر أحيانًا في رمضان كما أخبرتني والدتي وهي تنصحه، ولكن بالنسبة للفطر في رمضان امتنع عنه، أما الصلاة فكان قاطعًا لها حتى توفي. فهل يجوز لي أن أدعو له بالمغفرة والرحمة؟ أفيدوني بذلك بارك الله فيكم.

فأجاب رحمه الله تعالى: إن والدك الذي قطع الصلاة ولم يُصَلِّ حتى مات لا يحل لك أن تدعو الله له بالمغفرة والرحمة، وذلك لأنه مات على الكفر، وقد قال الله تعالى: ﴿ مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ ءَامَنُوا أَن يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَبُ الْجَحِيمِ وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّهُ حَلِيمٌ ﴾ [التوبة: ١١٣ -١١٤]، وإنما حكمنا على والدك بالكفر بترك الصلاة بدلالة الكتاب والسُّنَّة، وأقوال الصحابة، والنظر الصحيح والاعتبار على كفر تارك الصلاة.

أما الأدلة من كتاب الله، فمنها قوله تعالى عن المشركين: ﴿ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلوةَ وَءَاتَوُا الزَّكَوةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الْآيَتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴾ [التوبة: ١١]، ووجه الدلالة من الآية: أن الله تعالى لم يُثبت الأخوة في الدين إلا بهذه الأوصاف الثلاثة التوبة من الشرك، وإقامة الصلاة، وإيتاء الزكاة. والمشروط إذا عَلَّقَ على شرط متعدد الأوصاف فلا بد من تحقق هذا الشرط بأوصافه، فإذا تابوا من الشرك ولم يقيموا الصلاة فليسوا إخوة لنا في الدين، ولا تنتفي الأخوة في الدين إلا بالكفر والمعاصي مهما عظمت لا تخرج الإنسان من الدين إذا كانت لا تَصِلُ إلى درجة الكفر، ولا تخرجه من الأخوة الإيمانية، وانظر إلى قتل المؤمن عمدًا، فإن قتل المؤمن عمدًا من أعظم الكبائر التي دون الشرك، ومع ذلك لا تخرج القاتل عن الأخوة في الدين، كما قال الله تعالى: ﴿ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحَرِ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَى بِالْأُنثَى فَمَنْ عُفِى لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَأَلْبَاعُ بِالْمَعْرُوفِ ﴾ [البقرة: ۱۷۸] فجعل الله القاتل أخا للمقتول مع أنه فعل ذنبًا من أعظم الذنوب بعد الشرك، وهو قتل المؤمن.

وقال الله تعالى في الطائفتين المقتتلتين من المؤمنين: ﴿ وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَنَهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ﴾ [الحجرات: ٩-١٠]، فقد جعل الله عز وجل هاتين الطائفتين المقتتلتين أخوين للطائفة المصلحة بينهما فقال: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ﴾، مع أن قتال المؤمن لأخيه من كبائر الذنوب.

فإذا علم ذلك تبيَّنَ أن انتفاء الأخوة في الدين لا يكون إلا بكفر مخرج عن الدين.

وعلى هذا: فإذا تاب المشرك من شركه، ولكنه لم يقم الصلاة فإنه لا يكون أخا لنا في الدين، فلا يكون مؤمناً بل يكون كافرًا خارجا عن ملة الإسلام.

فإن قلت: ينتقض عليك هذا بإيتاء الزكاة، فهل تقول: إن من لم يُزَك يكون كافرًا خارجا عن الملة؟ فالجواب: إن بعض أهل العلم قال بذلك، وقال: إن من ترك الزكاة متهاونا بها كفر وخرج عن الملة.

ولكن القول الراجح أنه لا يكفر، بدليل حديث أبي هريرة رضي الله عنه الثابت في صحيح مسلم أن النبي صلى الله عليه و سلم قال: «ما من صاحب ذهب ولا فضة لا يؤدي منها حقها إلا إذا كان يوم القيامة صُفْحَتْ له صفائح من نار، وأُخي عليها في نار جهنم، فيُكُوى بها جنبه وجبينه وظهره كلما بردت أعِيدَتْ، في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة، حتى يقضى بين العباد، ثم يرى سبيله : إما إلى الجنة، وإما إلى النار»، فكونه يمكن أن يرى سبيلا له إلى الجنة يدل على أنه ليس بكافر، إذ إن الكافر لا يمكن أن يرى سبيلا له إلى الجنة، وبهذا يكون إيتاء الزكاة الذي تدل الآية بمفهومها على أنه شرط للأخوة في الدين يكون معارضًا بمنطوق الحديث، وقد علم من قواعد الأصول أن المنطوق مقدم على المفهوم.

مطالب مرتبط:

(۱۷۶۴) حکم جواب دادن سلام تارک نماز

بله برای مسلمان اگر یکی از اهل کتاب یا غیر اهل کتاب بر او سلام کرد جایز است که جوابش را بدهد چون که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آن امر کرده است...

ادامه مطلب …

(۱۷۴۲) اسباب سبک شمردن نماز

اسباب متعدد زیادی دارد که از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین آن اتباع از شهوت است و برای همین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اتباع از شهوت را قرین ضایع کردن نماز بیان کرده استززز

ادامه مطلب …

(۱۷۷۳) حکم تعامل با کسانی که نماز نمی‌خوانند مگر وقتی که جماعتی را یافتند

به حال این‌ها نگاه می‌شود اگر نماز نمی‌خوانند مگر از ترس مردم پس هیچ نفعی به ایشان نمی‌رساند و ایشان به این اعتبار، تارک نماز هستند....

ادامه مطلب …

(۱۷۸۷) حکم انجام حج برای شخص تارک نماز

اگر نماز را ترک کرده و در سلامت عقل بوده است که کافر گشته است والعیاذ بالله و زمانی که کافر باشد پس جایز نیست که برای حج شود و برای او دعا شود...

ادامه مطلب …

(۱۸۳۱) موقف شوهری كه همسرش در امر نماز سهل‌انگاری می‌کند

بر او واجب است که همسرش را به نماز امر کند و او را ادب کند تا این که نماز بخواند و اگر بر ترک نماز اصرار ورزید او کافر است العیاذ بالله و از دین اسلام خارج شده است....

ادامه مطلب …

(۱۸۰۶) نماز‌های قضا شده‌ی گذشته را چگونه جبران بکنم؟

ترک نماز کفر است و انسان را از دایره‌ی اسلام خارج می‌کند ولی به شما می‌گوییم که لازم نیست قضای من نماز‌های گذشته را بجای آوری بلکه به سوی الله توبه کن و زیاد اعمال صالح و استغفار و نوافل بجای آورد تا الله گذشته‌ی تو را عفو کند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه