چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

۴۸۰ – چرا گذاشتنِ اسم «عبدالحارث» شرک است، با اینکه الله، «حارث» است؟

۴۸۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چرا گذاشتنِ اسم «عبدالحارث» شرک است، با اینکه الله، «حارث» است؟

جواب دادند: در گذاشتنِ اسم عبدالحارث، نسبت عبودیت برای غیر الله وجود دارد. زیرا حارث، همان است، چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «همه‌ی شما حارث، و همه‌ی شما همّام هستید». بنا بر این وقتی انسان، عبودیت را به مخلوق نسبت دهد، نوعی شرک است. اما به درجه‌ی شرک اکبر نمی‌رسد. به همین خاطر اگر کسی خود را به این اسم نامید، بر او واجب است آن را تغییر دهد و آن را به اسم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اضاف نماید، یا آن را به اسمی تغییر دهد که مضاف نباشد. همچنین از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرمودند: «دوست داشتنی‌ترین اسم‌ها نزد الله، عبدالله و عبدالرحمن هستند». اما سخنی که نزد عوام مشهور است و می‌گویند: «دوست داشتنی ترین اسم‌ها نزد الله، آنهایی هستند که دال بر عبودیت و حمد باشند»، و آن را به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نسبت می‌دهند، درست نیست. یعنی نسبت دادن این سخن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم درست نیست. زیرا چنین چیزی با این لفظ، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده. بلکه آنچه وارد شده، این است که فرمودند: «دوست داشتنی‌ترین اسم‌ها نزد الله، عبدالله و عبدالرحمن هستند».

اما اینکه سائل در سوالش گفت: «حارث نیز یکی از اسم‌های الله است»، من چنین چیزی در میان اسماء الله سراغ ندارم. بلکه وصفی که در این مورد آمد، زارع است، و به آن نامیده نمی‌‌شود. چنان که در قران آمده: {أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ. أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ}[۱]، یعنی: { آیا به آنچه می‌کارید، توجه کرده‌اید؟ آیا شما، آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم}؟


[۱] – سوره واقعه، آیات «۶۳و۶۴».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(480) وسئل فضيلة الشيخ: لماذا كان التسمي بعبد الحارث من الشرك مع أن الله هو الحارث؟

فأجاب قائلاً: التسمي بعبد الحارث فيه نسبة العبودية لغير الله – عَزَّوَجَلَّ – فإن الحارث هو الإنسان كما قال النبي، ﷺ: “كلكم حارث وكلكم همام” فإذا أضاف الإنسان العبودية إلى المخلوق كان هذا نوعاً من الشرك، لكنه لا يصل إلى درجة الشرك الأكبر، ولهذا لو سمي رجل بهذا الاسم لوجب أن يغيره فيضاف إلى اسم الله ـ سُبْحَانَهُ‌وَتعالى ٰ ـ أو يسمى باسم آخر غير مضاف وقد ثبت عن النبي، ﷺ، أنه قال: “أحب الأسماء إلى الله عبدالله وعبدالرحمن” وما اشتهر عند العامة من قولهم: خير الأسماء ما حمد وعبد ونسبتهم ذلك إلى رسول الله، ﷺ، فليس ذلك بصحيح أي ليس نسبته إلى النبي، ﷺ، صحيحة فإنه لم يرد عن النبي، ﷺ، بهذا اللفظ وإنما ورد “أحب الأسماء إلى الله عبدالله وعبدالرحمن”.

أما قول السائل في سؤاله: “مع أن الله هو الحارث” فلا أعلم اسماً لله تعالى بهذا اللفظ، وإنما يوصف – عَزَّوَجَلَّ – بأنه الزارع ولا يسمى به كما في قوله تعالى : (أفرأيتم ما تحرثون. أأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون) (سورة الواقعة، الآيتان “63-64”).

مطالب مرتبط:

۴۸۹ – حکم تقسیم دین به قشور و لُبّ چیست؟

۴۸۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم تقسیم دین به قشور و لُبّ چیست؟ جواب دادند: این چنین تقسیمی، اشتباه و باطل است. تمامِ دین لُبّ است. همه‌اش برای بنده سودمند است و او را به الله عز و جل نزدیک می‌کند. بنده به خاطر عمل به همه‌ی دین ثواب می‌برد و با ازدیاد […]

ادامه مطلب …

۴۴۴ – حکم دادن القابی چون: «حجت الله» و «حجت الاسلام» و «آیت الله»

۴۴۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این القاب چیست: «حجت الله»، و «حجت الاسلام» و «آیت الله»؟ جواب دادند: القاب «حجت الله» و «حجت الاسلام» القابی ساختگی و جدید هستند، و به کار بردنشان شایسته نیست. زیرا الله هیچ حجتی جز پیامبران، بر بندگانش ندارد. اما «آیت الله»: اگر منظور از آن، معنای […]

ادامه مطلب …

۴۲۲ – حکم گفتن: «الله بقایت را طولانی کند»، یا «عمرت دراز باد» چیست؟

۴۲۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «الله بقایت را طولانی کند»، یا «عمرت دراز باد» چیست؟ جواب دادند: شایسته نیست به صورت مطلق، طول بقا را بخواهد؛ زیرا طول بقا ممکن است خیر باشد، و ممکن است شر باشد. زیرا بدترین مردم کسانی هستند که عمرشان دراز و عملشان بد است. بر […]

ادامه مطلب …

۴۶۸ – حکم اطلاق لفظ «سید» به کسی غیر از الله

۴۶۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم اطلاق لفظ «سید» به کسی غیر از الله تعالی چیست؟ جواب دادند: اگر منظور از اطلاق لفظ سید به کسی غیر از الله تعالی، از لحاظ معنا باشد؛ یعنی سیادت مطلق: این جایز نیست. اما اگر قصدش تنها اکرام شخص است، در صورتی که آن شخص شایستگی‌اش […]

ادامه مطلب …

۴۳۵ – حکم این سخن که کسی بگوید: «من آزادم»

۴۳۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست که کسی بگوید: «من آزادم»؟ جواب دادند: وقتی شخصی آزاد، این را بگوید و منظورش این است که از بردگی خلق، آزاد است، بله، درست است. چون برده‌ی کسی نیست. اما اگر منظورش این است که از بند عبودیّت الله عز و جل آزاد […]

ادامه مطلب …

۴۶۹ – چه کسی شایسته است به سیادت توصیف شود؟

۴۶۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چه کسی شایسته است به سیادت توصیف شود؟ جواب دادند: هیچ کسی جز الله تعالی، شایستگی این را ندارد که به سیادت مطلق وصف شود. الله تعالی سیدی است که سیادتش در منتهای درجه است. اما غیر او، با سیادت مقید وصف می‌شوند. مثل: سید فرزندان آدم، که […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه