۳۸۶ – از شیخ رَحِمَهُالله سوال شد: یکی از واعظان در مسجدی از مساجد اروپا تصور میکند که جایز نیست یهود و نصاری را تکفیر کرد. حکم این سخن چیست؟
جواب دادند: میگویم: سخنی که از این مرد صادر شده، گمراهی بوده، و ممکن است کفر باشد. به این خاطر که یهود و نصاری توسط الله تعالی در قرآن تکفیر شدهاند. الله تعالی میفرماید: {وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ. اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}[۱]، یعنی: {یهودیان گفتند: «عزیر، پسر الله است» و نصارا گفتند: «مسیح، پسر الله است». اینها سخنانی است که بر زبان میآورند و همانند کافرانِ گذشته سخن میگویند. الله، نابودشان کند که چگونه منحرف میشوند. آنان، دانشمندان و راهبانشان و مسیح پسر مریم را به جای الله، به خدایی گرفتند؛ حال آنکه تنها دستور داشتند یگانه معبود برحق را عبادت نمایند که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد. از آنچه به او شرک میورزند، پاک و منزه است}. پس این آیه دلالت دارد که آنها مشرک هستند، و همچنین الله تعالی در آیات دیگری آنها را به گونهای ذکر کرده که در مورد کفر آنها، صریح است:
- {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ}[۲]، یعنی: {بی گمان کسانی که گفتند: «الله همان مسیح پسر مریم است»، کافر شدند}.
- {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ}[۳]، یعنی: {بی گمان کسانی که گفتند: «الله، سومین (عنصر از عناصر) سه گانهی الوهیت است»، کافِر شدند}.
- {لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ}[۴]، یعنی: {آن دسته از بنی اسرائیل که کفر ورزیدند، به زبان داود و عیسی پسر مریم نفرین شدند}.
- {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ}[۵]، یعنی: {بیگمان آن دسته از اهل کتاب که کفر ورزیدند و نیز مشرکان، در آتش دوزخند}.
و آیات و احادیثی که در این مورد آمدهاند، بسیارند. پس کسی که منکِر کفر یهود و نصاری که به محمد صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ایمان نیاورده و او را تکذیب کردهاند، شود، الله را تکذیب کرده و تکذیب الله، کفر است، و کسی که در کفر یهود و نصاری شک کند، در کفر خودش هیچ شکی نیست.
سبحان الله، این شخص چطور راضی میشود بگوید که اطلاق کفر به اینها جایز نیست، در حالی که اینها میگویند: الله یکی از سه تاست؟ و خالقشان نیز آنها را تکفیر کرده، و چطور راضی نمیشود آنها را تکفیر کند، در حالی که آنها میگویند مسیح پسر الله است، و میگویند: دستان الله، بسته است، و میگویند: الله فقیر است و ما غنی هستیم؟!
چطور راضی نمیشود آنها را تکفیر کند، و به آنها کافر بگوید، در حالی که آنها پروردگارشان را با این اوصاف زشتی که همهاش عیب و شتم و سبّ است، توصیف میکنند؟!
من این مرد را دعوت میکنم که توبه کند، و این فرمودهی الله تعالی را بخواند: {وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ}[۶]، یعنی: {آنها دوست دارند نرمش و سازگاری نمایی تا (آنها نیز) نرمی و سازش نشان دهند}، و با اینها در کفرشان، سازش کاری نکند، و برای همه بیان کند که اینها، کافر بوده و جهنمی هستند. رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «قسم به کسی که جانم در دست اوست، هیچ یهودی و نصرانیای از این امت نیست که دعوت مرا بشنود – منظور از امت، امت دعوت است – و سپس از آنچه من آوردهام پیروی نکند، یا فرمود: به آنچه آوردهام، ایمان نیاورد، مگر اینکه از اهل جهنم است».
بر این شخص واجب است که از این دروغ بزرگ به سوی الله توبه کرده، و صراحتا اعلان نماید که اینها کافر بوده و اهل جهنم هستند، و بیان کند که بر آنها واجب است از محمد صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم تبعیت نمایند. زیرا اسم او در تورات و انجیل آنها مکتوب شده: {يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}[۷]، یعنی: {پیامبری که به سوی نیکی فرا میخواند و از بدی باز میدارد و نعمتهای پاک را برایشان حلال میگرداند و ناپاکی را بر آنان حرام مینماید و تکالیف سنگین و قید و بندهایی را که بر عهدهی آنان بود، از آنان رفع میکند. پس کسانی که به او ایمان بیاورند و او را گرامی بدارند و یاریش کنند و از نوری که بر او نازل شده است، پیروی نمایند؛ چنین کسانی رستگارند}، و این بشارت عیسی بن مریم علیه السلام است.
عیسی بن مریم علیه السلام در حکایتی که الله تعالی از او میکند، میگوید: {يَابَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}[۸]، یعنی: {ای بنیاسرائیل! بهراستی من، فرستادهی الله به سوی شما هستم، در حالی که آنچه را که از تورات فراروی من است، تصدیق میکنم و به پیامبری که پس از من میآید و نامش احمد است، مژده میدهم. پس هنگامی که (احمد) با معجزهها و نشانههای آشکار نزدشان آمد، گفتند: این، جادوی آشکاری است}.
وقتی چه کسی نزد آنان آمد…؟ چه کسی نزدشان آمد…؟ احمد که به آمدنش بشارت داده شده بودند، وقتی با دلایل آشکار نزدشان آمد، گفتند: این جادویی آشکار است، و با این آیه، ادعای نصرانیانی که میگویند: کسی که عیسی به آمدنش بشارت داده، احمد است، نه محمد، رد میکنیم. میگوییم: الله فرمود: {فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ: وقتی با دلایل آشکار نزدشان آمد}، و بعد از عیسی، کسی جز محمد برایتان نیامده است، و محمد همان احمد است. اما الله به عیسی الهام نمود که محمد را احمد نام ببرد، زیرا احمد اسم تفضیل از حمد است. بنا بر این، او کسی است که بیشتر از همه، الله را ستایش میکند، و ستودهترین مخلوق است و در اوصافش، کاملترین است. پس او علیه الصلاة و السلام کسی است که بیشتر از همه الله را ستایش میکند. این اسم، از صیغهی تفضیل از باب اسم فاعل است، و او أحمد الناس، به معنی شایستهترین مردم برای ستایش کردن است که صیغهی تفضیل از باب اسم مفعول است. پس او، حامد و محمود به کاملترین صیغهی حمد است که احمد، دال بر آن است.
همچنین، میگویم: هر کسی گمان برد که در زمین، دین دیگری غیر از اسلام نیز وجود دارد که الله آن را میپذیرد، کافر است و هیچ شکی در کفرش نیست. زیرا الله عز و جل در کتابش میفرماید: {وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}[۹]، یعنی: {و هر کس دینی جز اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نمیشود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود}، و میفرماید: {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}[۱۰]، یعنی: {امروز برای شما دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم}.
بر این اساس – برای بار سوم تکرار میکنم – بر گویندهی چنین سخنی واجب است به سوی الله توبه نماید، و برای همهی مردم بیان کند که این یهود و نصاری، کفار هستند. زیرا حجت بر آنها اقامه گشته و رسالت به آنها رسیده است. اما آنها کفر ورزیده و عناد پیشه کردهاند.
همچنین، یهود چنین توصیف شدهاند: کسانی هستند که بر آنها خشم گرفته شده[۱۱]، زیرا آنها حق را شناختند، اما با آن مخالفت ورزیدند. نیز، نصاری به گمراهی توصیف شدهاند[۱۲]، زیرا به دنبال حق بودند، اما آن را گم کردند. اما الان، همه حق را دانسته و شناختهاند و با این حال، با آن مخالفت کردهاند و به همین خاطر همگی آنها مستحق این گشتهاند که مورد خشم و غضب قرار گیرند. من همهی یهود و نصاری را فرا میخوانم تا به الله و همهی پیامبران ایمان بیاورند و از محمد صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم پیروی کنند. زیرا این همان چیزی است که در کتابهایشان به آن امر شدهاند؛ چنان که الله تعالی میفرماید: {وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ. الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}[۱۳]، یعنی: {و رحمتم همه چیز را در بر گرفته است. آن را برای کسانی مقدر میکنم که تقوا پیشه نمایند و زکات دهند و به آیاتمان ایمان بیاورند. آنان که از پیامبر درس نخواندهای که نامش را در تورات و انجیل میبینند، پیروی میکنند؛ پیامبری که به سوی نیکی فرا میخواند و از بدی باز میدارد و نعمتهای پاک را برایشان حلال میگرداند و ناپاکی را بر آنان حرام مینماید و تکالیف سنگین و قید و بندهایی را که بر عهدهی آنان بود، از آنان رفع میکند. پس کسانی که به او ایمان بیاورند و او را گرامی بدارند و یاریش کنند و از نوری که بر او نازل شده است، پیروی نمایند؛ چنین کسانی رستگارند}.
{قُلْ يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}[۱۴]، یعنی: {بگو: ای مردم! بهراستی که من فرستادهی الله به سوی همهی شما هستم؛ فرستادهی پروردگاری که فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ اوست؛ هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد؛ زنده میکند و میمیراند؛ پس به الله و فرستادهاش ایمان بیاورید؛ همان پیامبر درس نخواندهای که به الله و سخنانش ایمان دارد؛ و از او پیروی کنید تا هدایت یابید}.
و با این کار، دو اجر و پاداش را نصیب خود سازند، چنان که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «سه نفر هستند که دو اجر دارند: مردی از اهل کتاب که به پیامبرش و نیز به محمد صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ایمان بیاورد، و …».
بعد از این، از سخنی مطلع شدم که صاحب کتاب «الإقناع» در باب حکم مرتد، در مورد او – پس از اینکه احکامش را بیان میکند – مینویسد: «یا اینکه کسی را که دیانتی غیر از اسلام دارد، مانند نصاری، تکفیر نکند، یا در کفرشان شک داشته باشد، یا مذهبشان را صحیح بداند، کافر است».
از شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله چنین نقل شده: «کسی که معتقد باشد کنیسهها، خانههای الله هستند و الله در آنها پرستیده میشود، و آنچه یهود و نصاری انجام میدهند، طاعت الله و رسولش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است، یا اینکه الله آن را دوست داشته و به آن راضیست، یا در گشودن عبادتگاههایشان و برپایی دینشان به آنها کمک کرده و معتقد باشد که این کار، قربت یا طاعت است، چنین شخصی کافر است».
همچنین در جایی دیگر میگوید: «کسی که معتقد باشد زیارت کردن اهل ذمت در کنیسههایشان باعث نزدیکی به الله است، مرتد است».
این سخن، آنچه را در اول جوابمان گفتیم، تایید میکند، و اشکالی در این سخن نیست. والله المستعان.
[۱] – سوره توبه، آیات «۳۰و۳۱».
[۲] – سوره مائده، آیات «۱۷ و ۷۲».
[۳] – سوره مائده، آیه «۷۳».
[۴] – سوره مائده، آیه «۷۸».
[۵] – سوره بیّنة، آیه «۶».
[۶] – سوره قلم، آیه «۹».
[۷] – سوره أعراف، آیه «۱۵۷».
[۸] – سوره صف، آیه «۶».
[۹] – سوره آل عمران، آیه «۸۵».
[۱۰] – سوره مائده، آیه «۳».
[۱۱] – «المغضوب علیهم».
[۱۲] – «الضالّین».
[۱۳] – سوره أعراف، آیات «۱۵۶و۱۵۷».
[۱۴] – سوره أعراف، آیه «۱۵۸».