یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۳۸۵ – حکم دوستی و دشمنی چیست؟ حکم هجر مسلمان چیست؟

۳۸۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم دوستی و دشمنی چیست؟ حکم هَجر[۱] مسلمان چیست؟

جواب دادند: دوستی و دشمنی، واجب است که برای الله باشند. زیرا کسی که به خاطر الله محبت، و به خاطر الله بغض ورزید، و به خاطر الله دوستی کرد، و به خاطر الله دشمنی نمود، بدون شک همان راهی را پیموده که به وسیله‌ی آن به ولایت الله عز و جل می‌رسد. اما کسی که محبت و بغضی و دوستی و دشمنی‌اش به خاطر هوی یا تقلید کورکورانه باشد، از خیر بسیار زیادی محروم گشته، و چه بسا در امری بزرگ واقع شده، با یکی از اولیای الله دشمنی ورزد که در این صورت، با الله تعالی دشمنی ورزیده است. چنان که در حدیث صحیح قدسی که بخاری از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت کرده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: الله تعالی می‌فرماید: «کسی که با ولیّی از اولیای من دشمنی ورزد، به او اعلان جنگ می‌کنم…»، و چه بسا با یکی از دشمنان الله دوستی و مولات کند، که در این صورت، در امری عظیم و خطری بزرگ قرار دارد. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ}[۲]، یعنی: {هیچ گروهی را نمی‌یابی که با وجود ایمان به الله و رستاخیز، با کسانی دوستی نمایند که با الله و پیامبرش دشمنی می‌کنند؛ هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان ایشان باشند}، و فرموده: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ}[۳]، یعنی: {ای مؤمنان! دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگیرید که از روی دوستی برایشان پیام بفرستید؛ حال آنکه آنان به دین راستینی که برای شما آمده، کفر ورزیده‌اند}، و فرموده: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ}[۴]، یعنی: {ای کسانی که ایمان آورده‌اید، قومی را که الله بر آنها خشم گرفته، به دوستی نگیرید}.

اما هجران مسلمان، در اصل حرام و بلکه در صورتی که از سه روز بیشتر شود، یکی از گناهان کبیره است. از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده که فرمودند: «برای مسلمان جایز نیست که برادرش را بیشتر از سه روز هجر کند. با هم روبرو می‌شوند، و این رو بر می‌گرداند و آن یکی هم رو بر می‌گرداند، و بهترینشان کسی است که اول سلام کند». متفق علیه. همچنین، ابوداود و نسائی با اسناد خود که منذری می‌گوید: بر شرط بخاری و مسلم است، روایت می‌کنند: «پس کسی که بیشتر از سه روز، برادرش را ترک کرد، و مُرد، وارد جهنم می‌شود».

آنچه معلوم است اینکه مسلمان به وسیله‌ی گناه، حتی اگر کبیره هم باشد، اما تا زمانی که کفر نباشد، از اسلام خارج نمی‌شود. بر این اساس هجران اصحاب معاصی جایز نیست. مگر در صورتی که در این کار مصلحتی باشد که باعث دست کشیدن آنها از آن کار و دور شدن دیگران از آن گناه باشد؛ زیرا مسلمان گناه کار، حتی اگر گناهش کبیره نیز باشد، برادر توست، و وقتی برادرت باشد، در این حدیث رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد می‌شود که فرمود: «برای مسلمان حلال نیست که برادرش را بیشتر از سه روز هَجر کند». از دلایلی که نشانگر این هستند مسلمان گناه کار، برادر مسلمان مطیع است، هر چند گناهش بزرگ باشد، این فرموده‌ی الله تعالی در مورد کسی است که مومنی را به عمد، به قتل برساند: {فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ}[۵]، یعنی: {پس هر قاتلی که از سوی برادر خود (یعنی از سوی ولی دَم) بخشیده شود (و قصاص نگردد) باید به نیکی در پی ادای خون بها برآید و خون بها را به نیکی به ولی دم بپردازد}. الله تعالی در این آیه، قاتل عمدی را برادر مقتول دانسته است، با اینکه قتل – قتل عمدی مومن – یکی از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است. همچنین فرموده‌ی الله تعالی در مورد دو گروه مومنی که با هم می‌جنگند: {وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ}[۶]، یعنی: {و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر جنگیدند، میانشان صلح برقرار کنید. و اگر یکی از این دو گروه، به گروه دیگر تجاوز نمود، با گروه تجاوزگر بجنگید تا به حکم الله بازگردد. و اگر (به حکم الله) بازگشت، در میانشان به عدالت و انصاف، صلح برقرار کنید}. در اینجا الله تعالی هیچ کدام از دو گروه درگیر جنگ را از ایمان و برادریِ ایمانی خارج نفرمود.

پس اگر در هجران شخص، مصلحتی نهفته باشد یا باعث از بین رفتن مفسده‌ای شود، به طوری که موجب نزدیک نشدن دیگران به آن گناه یا موجب دست کشیدن شخص گناه کار از آن گناه شود، در این صورت هجران جایز و بلکه بر حسب بزرگی گناهی که به خاطر آن شخص هجر شده، مطلوب و لازم است. دلیل آن نیز قصه‌ی کعب بن مالک و دو همراهش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم است، و اینها، همان سه نفری هستند که از دستور رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تخلف ورزیدند. به همین خاطر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دستور به هجر آنها داده و از سخن گفتن با آنان نهی کردند. مردم نیز از همراهی و هم کلام شدن با آنان اجتناب کردند. به خاطر این هجر، مصلحتی بزرگ شامل رجوع به الله و توبه‌ی نصوح و ابتلای عظیمی برای این سه نفر و دیگر مسلمانان حاصل شد که مصلحت هَجر را بر مصلحت وصل، برتری می‌داد.

اما امروزه هجر اهل معاصی چیزی جز مکابره و استمرار در معصیت‌شان و فراری شدن از اهل علم و ایمان نمی‌افزاید و در هجر کردنشان هیچ فایده‌ای برای آنها و دیگران وجود ندارد.

بر این اساس می‌گوییم: هَجر، دارویی است که وقتی استعمال می‌شود که تاثیری داشته باشد. اما وقتی بی تاثیر باشد و حتی موجب هلاکت شخص شود، مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.

هجر دارای سه حالت است:

یا اینکه مصلحت آن بیشتر است، که در این صورت، مطلوب است.

یا اینکه مفسده‌ی آن بیشتر است، که در این صورت بدون شک از آن نهی می‌شود.

یا اینکه مصلحت و مفسده‌ی آن مساوی است، که در این صورت، آنچه به حق نزدیک‌تر است، نهی از آن است. به خاطر عمومیت این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم: «حلال نیست که مسلمان، برادرش را بیشتر از سه روز هجر نماید».

اما کفار و مرتدین؛ هجر آنان و دوری جستن از آنها واجب است و نباید با آنها همنشین شد یا به آنها اعتماد کرد. مرتدین زمانی که انسان آنها را نصیحت کرده و دعوتشان نمود که به اسلام رجوع کنند، اما از این کار خودداری کردند، هجر می‌شوند. به خاطر اینکه مرتد در ارتدادش مورد تایید قرار نمی‌گیرد. بلکه از او خواسته می‌شود به آنچه که از آن خارج شده، بازگردد. اگر امتناع کرد، کشتنش واجب است، و وقتی به خاطر ارتداد کشته شد، غسل داده نمی‌شود، و کفن کرده نمی‌شود، و نماز بر او گزارده نمی‌شود، و در مقبره‌های مسلمین نیز دفن نمی‌شود. بلکه با همان لباس و کثیفی خونش، در چاله‌ای دور از قبرستان مسلمانان در زمینی که ملک کسی نباشد، انداخته می‌شود.

اما کفاری که کفرشان به خاطر ارتداد نیست، اگر از خویشاوندان باشند، حق خویشاوندی دارند. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّه}[۷]، یعنی: {و حق خویشاوند را بپرداز}، و در مورد پدر و مادری که کافر و مشرک هستند، می‌فرماید: {وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ}[۸]، یعنی: {و اگر تو را بر آن داشتند که چیزی را شریکم بسازی که به آن دانش نداری، از آنان اطاعت مکن و در دنیا با آنها به خوبی رفتار نما و راه کسی را در پیش بگیر که (با توبه و اخلاص) رو به سوی من دارد}.


[۱] – هَجر: ترک کردن.

[۲] – سوره مجادله، آیه «۲۲».

[۳] – سوره ممتحنه، آیه «۱».

[۴] – سوره ممتحنه، آیه «۱۳».

[۵] –  سوره بقره، آیه «۱۷۸}

[۶] – سوره حجرات، آیات «۹و۱۰».

[۷] – سوره إسراء، آیه «۲۶».

[۸] – سوره لقمان، آیه «۱۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(385) سئل فضيلة الشيخ: عن الموالاة والمعاداة ؟ وعن حكم هجر المسلم؟

فأجاب بقوله : إن الموالاة والمعاداة يجب أن تكون لله عز وجل، فإن من أحب في الله وأبغض في الله، ووالى في الله، وعادى في الله، فقد سلك الطريق التي بها تنال ولاية الله عز وجل، أما من كانت ولايته ومعاداته وحبه وبغضه للهوى، أو للتقليد الأعمى، فقد حرم خيرا كثيرا، وربما يقع في أمر كبير، فقد يعادي وليا من أولياء الله عز وجل، فيكون حربا لله تعالى، كما في الحديث القدسي الصحيح الذي رواه البخاري عن أبي هريرة رضي الله عنه أن النبي -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- قال: « قال الله عز وجل: من عادى لي وليا فقد آذنته في الحرب » …” الحديث.

وربما يحب ويوالي عدوا من أولياء الله عز وجل، فيقع في أمر كبير وخطر عظيم كما قال الله تعالى: { لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ } .

وقال: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ } ، وقال تعالى: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ } .

وهجر المسلم في الأصل حرام، بل من كبائر الذنوب إذا زاد على ثلاثة أيام، فقد صح عن النبي -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- أنه قال: « لا يحل لمسلم أن يهجر أخاه فوق ثلاثة، يلتقيان، فيعرض هذا، ويعرض هذا، وخيرهما الذي يبدأ بالسلام » . متفق عليه، وروى أبو داود والنسائي بإسناده قال المنذري : إنه على شرط البخاري وسلم: « فمن هجر فوق ثلاث فمات دخل النار » .

ومن المعلوم أن المسلم لا يخرج عن الإسلام بالمعاصي وإن عظمت، ما لم تكن كفرا، وعلى هذا فلا يحل هجر أصحاب المعاصي، إلا أن يكون في هجرهم مصلحة بإقلاعهم عنها، وردع غيرهم عنها؛ لأن المسلم العاصي ولو كانت معصيته كبيرة أخ لك؛ فيدخل في قوله -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ-: لا يحل لمسلم أن يهجر أخاه فوق ثلاث…” ومن الأدلة على أن العاصي أخ للمطيع، وإن عظمت معصيته قوله تعالى فيمن قتل مؤمنا عمدا: { فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ } . فجعل الله القاتل عمدا أخا للمقتول، مع أن القتل -قتل المؤمن عمدا- من أعظم الكبائر، وقوله تعالى في الطائفتين المقتتلتين من المؤمنين: { وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا } . إلى قوله: { إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ } . فلم يخرج الله الطائفتين المقتتلتين من الإيمان، ولا من الأخوة الإيمانية.

فإن كان في الهجر مصلحة، أو زوال مفسدة، بحيث يكون رادعا لغير العاصي عن المعصية أو موجبا، لإقلاع العاصي عن معصيته كان الهجر حينئذ جائزا، بل مطلوبا طلبا لازما، أو مرغبا فيه، حسب عظم المعصية التي هجر من أجلها، ودليل ذلك قصة كعب بن مالك وصاحبيه -رضي الله عنهم- وهم الثلاثة الذين خلفوا؛ فقد أمر النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بهجرهم، ونهى عن تكليمهم، فاجتنبهم الناس، حتى إن كعبا -رضي الله عنه-دخل على ابن عمه أبي قتادة -رضي الله عنه- وهو أحب الناس إليه، فسلم عليه فلم يرد عليه السلام، فصار بهذا الهجر من المصلحة العظيمة لهؤلاء الثلاثة من الرجوع إلى الله -عز وجل-، والتوبة النصوح والابتلاء العظيم، ولغيرهم من المسلمين ما ترجحت به مصلحة الهجر على مصلحة الوصل.

أما اليوم، فإن كثيرا من أهل المعاصي لا يزيدهم الهجر إلا مكابرة وتماديا في معصيتهم، ونفورا وتنفيرا عن أهل العلم والإيمان؛ فلا يكون في هجرهم فائدة لهم ولا لغيرهم.

وعلى هذا فنقول: إن الهجر دواء يستعمل حيث كان فيه الشفاء، وأما إذا لم يكن فيه شفاء أو كان فيه إشفاء، وهو الهلاك فلا يستعمل.

فأحوال الهجر ثلاث:

إما أن تترجح مصلحته فيكون مطلوبا.

وإما أن تترجح مفسدته فينهى عنه بلا شك.

وإما أن لا يترجح هذا ولا هذا، فالأقرب النهي عنه؛ لعموم قول النبي، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: « لا يحل للمسلم أن يهجر أخاه فوق ثلاثة » .

أما الكفار المرتدون فيجب هجرهم والبعد عنهم، وأن لا يجالسوا ولا يواكلوا، إذا قام الإنسان بنصحهم ودعوتهم إلى الرجوع إلى الإسلام فأبوا، وذلك لأن المرتد لا يقر على ردته، بل يدعى إلى الرجوع إلى ما خرج منه، فإن أبى وجب قتله، وإذا قتل على ردته، فإنه لا يغسل، ولا يكفن، ولا يصلى عليه، ولا يدفن مع المسلمين، وإنما يرمى بثيابه، ورجس دمه في حفرة بعيدا عن المقابر الإسلامية في مكان غير مملوك.

وأما الكفار غير المرتدين فلهم حق القرابة إن كانوا من ذوي القربى، كما قال تعالى: { وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ } ، وقال في الأبوين الكافرين المشركين: { وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ } .

مطالب مرتبط:

۳۸۸ – حکم سفر به کشورهای کافر و سفر برای گردشگری چیست؟

۳۸۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم سفر به کشورهای کافر چیست؟ حکم سفر برای گردشگری چیست؟ جواب دادند: سفر به کشورهای کافر جز به سه شرط، جایز نیست: شرط اول: انسان دارای علمی باشد که به وسیله‌ی آن، شبهات را دفع کند. شرط دوم: آن قدر دین داشته باشد که او را از […]

ادامه مطلب …

۴۰۱ – آیا درست است کافر را «برادر» یا «دوست» خطاب کنیم و با آنان بخندیم؟

۴۰۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: برادرم، به غیر مسلمان چیست؟ همچنین گفتن: دوست و رفیق؟ همچنین، حکم خندیدن برای جلب مودت کفار چیست؟ جواب دادند: گفتن: «برادرم» به کافر، حرام بوده و جایز نیست. مگر اینکه آن کافر، برادر نسبی او و یا برادر شیری‌اش باشد. چرا که وقتی برادریِ نسبی […]

ادامه مطلب …

۳۹۲ – حکم سلام کردن به غیر مسلمانان چیست؟

۳۹۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم سلام کردن به غیر مسلمانان چیست؟ جواب دادند: پیش دستی در سلام کردن به یهود و نصاری حرام بوده و جایز نیست. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «در سلام کردن به یهود و نصاری پیش دستی نکنید، و هنگامی که آنها را در راهی دیدید، آنها را […]

ادامه مطلب …

۴۱۰ – برخی مردم از اسم «علی» و «حسین» و امثال آن به سبب افراط روافض، نفرت پیدا کرده‌اند. به آنها چه باید گفت؟

۴۱۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: برخی از مردم از اسم «علی» و «حسین» و امثال آن نفرت داشته و از آن بدشان می‌آید. چون اینها اسم‌هایی هستند که رافضه آنها را بزرگ می‌شمارند. جواب شما چیست؟ جواب: جوابم این است که با بدعت به وسیله‌ی بدعت مقابله نمی‌شود. وقتی گروهی از اهل بدعت […]

ادامه مطلب …

۳۸۷ – حکم وصف کردن کفار به صدق و امانت و حسن عمل چیست؟

۳۸۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم وصف کردن کفار به صدق و امانت و حُسن عمل چیست؟ جواب دادند: این اخلاق اگر صحت داشته باشند، با اینکه دروغ و غدر و خیانتی که در میان آنها وجود دارد، بیشتر از کشورهای مسلمان است، و این چیز واضحی است. اما اگر این اخلاقی که […]

ادامه مطلب …

۳۹۸ – چگونه بدون افتادن در حرام، از آنچه نزد کفار است بهره ببریم؟

۳۹۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بدون اینکه در حرام بیفتیم، از آنچه نزد کفار است استفاده ببریم؟ آیا مصالح مرسله ربطی به این قضیه دارند؟ جواب دادند: کارهایی که دشمنان الله و دشمنان ما انجام می‌دهند، سه نوع است: نوع اول: عبادات. نوع دوم: عادات. نوع سوم: صنایع و اعمال. عبادات: واضح […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه