جمعه 28 ذیقعده 1447
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
15 می 2026

۳۸۲ – ولاء و براء چیست؟

۳۸۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: ولاء و براء چیست؟

جواب دادند: ولاء و براء برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این است که انسان از هر چه الله از آن بیزار و تبری جسته، بیزاری جوید. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا}[۱]، یعنی: {به راستی برای شما، در ابراهیم و همراهانش، الگوی نیکی است؛ آن‌گاه که به قوم خویش گفتند: ما، از شما و آنچه جز الله می‌پرستید، بیزاریم. ما به شما باور نداریم و میان ما و شما برای همیشه دشمنی و کینه پدید آمده است}، و این در مورد مشرکین است. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ}[۲]، یعنی: {این اعلامی از سوی الله و پیامبرش به مردم در روز حج بزرگ است که الله و پیامبرش از مشرکان بیزارند}. پس بر هر مومنی واجب است که از هر مشرک و کافری تبری جوید. این در مورد اشخاص است.

همچنین، بر شخص مسلمان واجب است از هر عملی که باعث خشنودی الله و رسولش نیست، تبری جوید. حتی اگر آن عمل، کفر هم نباشد؛ مثل فسوق و نافرمانی. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ}[۳]، یعنی: {ولی الله، ایمان را محبوب شما گردانیده و آن را در دل‌هایتان آراسته و کفر و فسق و نافرمانی را برایتان ناپسند نموده  است. چنین کسانی هدایت‌یافته‌اند}.

وقتی که شخصی مومن، هم دارای ایمان و هم دارای معاصی باشد، به خاطر ایمانش با او موالات داشته و به خاطر معصیت‌هایش از او بیزاری می‌جوییم. این مساله حتی در زندگی ما نیز جریان دارد؛ شما وقتی دارویی را استفاده می‌کنید که بد مزه است و از مزه‌اش بدتان می‌آید، با این حال به خاطر اینکه شفای مرضتان در آن است، میل دارید آن را بنوشید.

بعضی مردم از مومن گناهکار بیشتر از کافر بدشان می‌آید، و این عجیب بوده و وارونه ساختن حقایق است. زیرا کافر، دشمن الله و رسول و مومنان است، و بر ما واجب است که از ته دل از آنها بیزار باشیم: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ}[۴]، یعنی: {ای مؤمنان! دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگیرید که از روی دوستی برایشان پیام بفرستید}، {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}[۵]، یعنی: {ای مؤمنان! یهود و نصاری را به دوستی نگیرید. آنان دوستان یکدیگرند. هر کس از شما با آنان دوستی نماید، از جرگه‌ی آنان است. بی گمان الله، گروه ستمکار را هدایت نمی‌کند. بیماردلان را می‌بینی که به (سوی دوستی با) یهود و نصارا می‌شتابند و می‌گویند: «می‌ترسیم آسیب و گزندی به ما برسد». چه بسا الله (برای مسلمانان) پیروزی و فتحی پیش آوَرَد یا از نزد خویش فرمانی (همچون جزیه به نفع مسلمانان) بفرستد و بدین‌سان بیماردلان از آنچه در دل‏هایشان پنهان می‌داشتند، پشیمان شوند و افسوس بخورند}.

این کفار از تو راضی نمی‌شوند مگر زمانی که از دین آنها پیروی کرده و دین خود را بفروشی: {وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ}[۶]، یعنی: {و یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد تا زمانی که از دین آنها پیروی کنی}. {وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا}[۷]، یعنی: {بسیاری از اهل کتاب، دوست دارند شما را پس از آنکه ایمان آورده‌اید، به کفر بازگردانند}، و این در مورد همه‌ی انواع کفر است: کفر جحود و انکار و تکذیب و شرک و الحاد.

اما در مورد اعمال: از هر عمل حرامی تبری می‌جوییم، و برای ما جایز نیست که با اعمال حرام خو گرفته و آنها را انجام دهیم. همچنین در مورد مومن گناهکار، از معصیتش تبری می‌جوییم، اما به خاطر ایمانی که دارد، به ولاء و محبت او را خواهیم داشت.


[۱] – سوره ممتحنه، آیه «۴».

[۲] – سوره توبه، آیه «۳».

[۳] – سوره حجرات، آیه «۷».

[۴] – سوره ممتحنه، آیه «۱».

[۵] – سوره مائده، آیات «۵۱و۵۲».

[۶] – سوره بقره، آیه «۱۲۰».

[۷] – سوره بقره، آیه «۱۰۹».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(382) سئل فضيلة الشيخ: عن الولاء والبراء؟

فأجاب – رَحِمَهُ‌الله- بقوله: البراء والولاء لله سبحانه أن يتبرأ الإنسان من كل ما تبرأ الله منه كما قال ـ سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ـ: (قد كانت لكم أسوة حسنة في إبراهيم والذين معه إذ قالوا لقومهم إنا برءاء منكم ومما تعبدون من دون الله كفرنا بكم وبدا بيننا وبينكم العداوة والبغضاء أبداً) (سورة الممتحنة، الآية “4”) وهذا مع القوم المشركين كما قال سبحانه: (وأذان من الله ورسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن الله بريء من المشركين ورسوله) (سورة التوبة، الآية “3”) فيجب على كل مؤمن أن يتبرأ من كل مشرك وكافر. فهذا في الأشخاص.

وكذلك يجب على المسلم أن يتبرأ من كل عمل لا يرضي الله ورسوله وإن لم يكن كفراً، كالفسوق والعصيان كما قال سبحانه: (ولكن الله حبب إليكم الإيمان وزينه في قلوبكم وكره إليكم الكفر والفسوق والعصيان أولئك هم الراشدون) (سورة الحجرات، الآية “7”).

وإذا كان مؤمن عنده إيمان وعنده معصية، فنواليه على إيمانه، ونكرهه على معاصيه، وهذا يجري في حياتنا، فقد تأخذ الدواء الكريه الطعم وأنت كاره لطعمه، وأنت مع ذلك راغب فيه لأن فيه شفاء من المرض.

وبعض الناس يكره المؤمن العاصي أكثر مما يكره الكافر، وهذا من العجب وهو قلب للحقائق، فالكافر عدو لله ولرسوله وللمؤمنين ويجب علينا أن نكرهه من كل قلوبنا (يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا عدوي وعدوكم أولياء تلقون إليهم بالمودة) (سورة الممتحنة، الآية “1”). (يأيها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود والنصارى أولياء بعضهم أولياء بعض ومن يتولهم منكم فإنه منهم إن الله لا يهدي القوم الظالمين . فترى الذين في قلوبهم مرض يسارعون فيهم يقولون نخشى أن تصيبنا دائرة فعسى الله أن يأتي بالفتح أو أمر من عنده فيصللمطيع وإن عظمت معصيته قوله تعالى فيمن قتل مؤمناً عمداً : (فمن عُفِيَ له من أخيه شيء فاتباع بالمعروف وأداء إليه بإحسان). فجعل الله القاتل عمداً أخاً للمقتول مع أن القتل ـ قتل المؤمن عمداً ـ من أعظم الكبائر وقوله تعالى في الطائفتين المقتتلتين من المؤمنين: (وإن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما). إلى قوله: (إنما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم). فلم يخرج الله الطائفتين المقتتلتين من الإيمان ولا من الأخوة الإيمانية.

فإن كان في الهجر مصلحة أو زوال مفسدة بحيث يكون رادعاً لغير العاصي عن المعصية أو موجباً لإقلاع العاصي عن معصيته كان الهجر حينئذٍ جائزاً بل مطلوباً طلباً لازماً أو مرغباً فيه حسب عظم المعصية التي هجر من أجلها. ودليل ذلك قصة كعب بن مالك وصاحبيه ـ رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم ـ وهم الثلاثة الذين خلفوا فقد أمر النبي ، ﷺ، بهجرهم ونهى عن تكليمهم فاجتنبهم الناس، حتى إن كعباً – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ -دخل على ابن عمه أبي قتادة – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ -وهو أحب الناس إليه فسلم عليه فلم يرد عَلَيْهِ‌السَّلَام. فصار بهذا الهجر من المصلحة العظيمة لهؤلاء الثلاثة من الرجوع إلى الله – عَزَّوَجَلَّ – والتوبة النصوح والابتلاء العظيم ولغيرهم من المسلمين ما ترجحت به مصلحة الهجر على مصلحة الوصل.

أما اليوم فإن كثيراً من أهل المعاصي لا يزيدهم الهجر إلاّ مكابرة وتمادياً في معصيتهم ونفوراً وتنفيراً عن أهل العلم والإيمان فلا يكون في هجرهم فائدة لهم ولا لغيرهم.

وعلى هذا فنقول: إن الهجر دواء يستعمل حيث كان فيه الشفاء، وأما إذا لم يكن فيه شفاء أو كان فيه إشفاء وهو الهلاك فلا يستعمل.

فأحوال الهجر ثلاث:

إما أن تترجح مصلحته فيكون مطلوباً.

وإما أن تترجح مفسدته فينهى عنه بلا شك.

وإما أن لا يترجح هذا ولا هذا فالأقرب النهي عنه لعموم قول النبي، ﷺ: “لا يحل للمسلم أن يهجر أخاه فوق ثلاثة”.

أما الكفار المرتدون فيجب هجرهم والبعد عنهم وأن لا يجالسوا ولا يواكلوا، إذا قام الإنسان بنصحهم ودعوتهم إلى الرجوع إلى الإسلام فأبوا، وذلك لأن المرتد لا يقر على ردته بل يدعى إلى الرجوع إلى ما خرج منه فإن أبى وجب قتله، وإذا قتل على ردته فإنه لا يغسل، ولا يكفن، ولا يصلى عليه ولا يدفن مع المسلمين، وإنما يرمى بثيابه ورجس دمه في حفرة بعيداً عن المقابر الإسلامية في مكان غير مملوك.

وأما الكفار غير المرتدين فلهم حق القرابة إن كانوا من ذوي القربى كما قال تعالى: (وآت ذا القربى حقه) وقال في الأبوين الكافرين المشركين: (وإن جاهداك على أن تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما وصاحبهما في الدنيا معروفاً واتبع سبيل من أناب إلي).

مطالب مرتبط:

۴۰۰ – حکم آوردن کفار به سرزمین مسلمانان چیست؟

۴۰۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم آوردن کفار به جزیره‌ی عربی چیست؟ جواب دادند: می‌ترسم که آوردن کفار به جزیره‌ی عربی، نوعی مشاقات با رسول الله صلی الله علیه و سلم باشد. چه اینکه از ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در صحیح بخاری روایت است که در هنگام مرض مرگشان فرمودند: «مشرکین را از جزیرة العرب […]

ادامه مطلب …

۴۰۵ – آیا رفتن نزد کشیش برای خوشامد گفتن درست است؟

۴۰۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا رفتن نزد کشیش برای خوشامد گفتن درست است؟ جواب دادند: رفتن نزد هیچ کافری برای خوشامد گفتن یا سلام کردن به او جایز نیست. زیرا از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت که فرمودند: «در سلام کردم به یهود و نصاری، پیش دستی نکنید». اما سبب رفتن رسول الله […]

ادامه مطلب …

۴۰۲ – حکم برادر نامیدن کافر چیست؟

۴۰۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم برادر نامیدن کافر چیست؟ جواب دادند: به هیچ وجه برای مسلمان حلال نیست کافری را برادر بنامد. – هر نوع کافری که باشد: یهودی باشد یا نصری، یا مجوسی یا ملحد – در هر صورت جایز نیست او را برادر بخواند. پس ای برادر، از چنین تعبیری […]

ادامه مطلب …

۳۸۴ – حکم مودّت با کفار و برتر شمردن آنها بر مسلمانان چیست؟

۳۸۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم مودّت با کفار و برتر شمردن آنها بر مسلمانان چیست؟ جواب دادند: شکی نیست آن کسی که به کفار بیشتر از مسلمانان محبت می‌ورزد و دوستی می‌کند، مرتکب عمل حرامِ بزرگی شده است. زیرا بر او واجب است که مسلمانان را دوست بدارد و برای آنها، آنچه […]

ادامه مطلب …

۳۹۲ – حکم سلام کردن به غیر مسلمانان چیست؟

۳۹۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم سلام کردن به غیر مسلمانان چیست؟ جواب دادند: پیش دستی در سلام کردن به یهود و نصاری حرام بوده و جایز نیست. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «در سلام کردن به یهود و نصاری پیش دستی نکنید، و هنگامی که آنها را در راهی دیدید، آنها را […]

ادامه مطلب …

۳۹۸ – چگونه بدون افتادن در حرام، از آنچه نزد کفار است بهره ببریم؟

۳۹۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بدون اینکه در حرام بیفتیم، از آنچه نزد کفار است استفاده ببریم؟ آیا مصالح مرسله ربطی به این قضیه دارند؟ جواب دادند: کارهایی که دشمنان الله و دشمنان ما انجام می‌دهند، سه نوع است: نوع اول: عبادات. نوع دوم: عادات. نوع سوم: صنایع و اعمال. عبادات: واضح […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه