پنج‌شنبه 4 ذیحجه 1447
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
21 می 2026

۲۱۰ – آیا حدیثِ «بیشتر شدن رزق و عمْر با صله‌ی رحم» منافاتی با تقدیر دارد؟

۲۱۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: معنای این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چیست: «کسی که دوست دارد رزقش بیشتر و عمرش طولانی‌تر شود، پس صله‌ی رحم را به جای آورد». متفق علیه. و آیا به این معناست که انسان اگر صله‌ی رحم را به جای آورد، عمرش بیشتر از زمانی است که صله‌ی رحم را به جای نیاورد؟

جواب دادند: به این معنی نیست که انسان دارای دو عمر است: عمری که وقتی صله‌ی رحم را به جای آورد، و عمری که اگر صله‌ی رحم را به جای نیاورد. بلکه عمر، یکی و آنچه مقدر شده هم یکی است. انسانی که الله مقدر کرده صله‌ی رحم را به جای آورد، اینکار را خواهد کرد، و کسی که الله مقدر کرده صله‌ی رحمش را قطع کند، حتما اینکار را خواهد کرد. اما رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خواسته‌اند که امت را تشویق به کاری کنند که در آن خیر وجود دارد. همان طور که می‌گوییم: کسی که دوست دارد بچه دار شود، ازدواج کند. ازدواج، برای شخص مقدر شده، و فرزند نیز همین طور. وقتی الله اراده کند که بچه‌ای نصیبت شود، اراده می‌کند که ازدواج کنی، و با این حال، هم ازدواج و هم فرزند، هر دو برای تو از قبل نوشته شده‌اند. رزق و روزی‌ات نیز از قبل نوشته شده. این نیز نوشته شده که تو صله‌ی رحم را به جای می‌آوری. اما خودت از این چیزی که برایت نوشته شده، بی خبری. برای همین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تو را تشویق می‌کند و بیان می‌کند که وقتی صله‌ی رحم خود را به جای آوردی، الله روزی‌ات را بیشتر کرده و اجلت را به تاخیر می‌اندازد. و الا همه چیز مکتوب است. اما چون صله‌ی رحم، امری است که شایسته است انسان آن را انجام دهد، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این گونه به آن تشویق می‌فرماید که اگر کسی دوست دارد روزی‌اش بیشتر شده و عمرش درازتر شود، صله‌ی رحم خود را به جای آورد، و گرنه، کسی که صله‌ی رحم را به جای می‌آورد، به جای آوردن صله‌‌ی رحمش قبلا نوشته شده، و نوشته شده که عمرش تا زمانی که الله عز و جل اراده کند به درازا می‌انجامد. این را نیز باید بدانی که طول عمر و گسترش روزی، یک امر نسبی است. به همین خاطر است که برخی را می‌بینیم که صله‌ی رحم را به جای می‌آورد، و در بعضی امور، رزق و روزی‌اش بیشتر می‌شود، اما عمرش کوتاه است. این چیزی است که مشاهد می‌شود. می‌گوییم: این شخص که با وجود به جای آوردن صله‌ی رحم، عمرش کوتاه بود، اگر صله‌ی رحم را به جا نمی‌آورد، عمرش از این نیز کوتاه‌تر می‌بود. اما الله از ازل برای او چنین نوشته که این شخص، صله‌‌ی رحم را به جای می‌آورد و انتهای عمرش در فلان وقت خواهد بود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(210) سئل- حَفِظَهُ‌الله تعالى -: ما معنى قوله ، ﷺ : “من أحب أن يبسط له في رزقه وينسأ له في أثره فليصل رحمه” . متفق عليه من حديث أنس . وهل معنى ذلك أن الإنسان يكون له عمر إذا وصل رحمه ، وعمر إذا لم يصل؟

فأجاب بقوله : ليس معنى ذلك أن الإنسان يكون له عمران : عمر إذا وصل رحمه وعمر إذا لم يصل ، بل العمر واحد ، والمقدر واحد والإنسان الذي قدر الله له أن يصل رحمه سوف يصل رحمه، والذي قدر الله أن يقطع رحمه سوف يقطع رحمه ولا بد ، ولكن الرسول ، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام ، أراد أن يحث الأمة على فعل ما فيه الخير ، كما نقول : من أحب أن يأتيه ولد فليتزوج ، فالزواج مكتوب، والولد مكتوب ، فإذا كان الله قد أراد أن يحصل لك ولد أراد أن تتزوج ، ومع هذا فإن الزواج والولد كلاهما مكتوب ، كذلك هذا الرزق مكتوب من الأصل ، ومكتوب أنك ستصل رحمك ، لكنك أنت لا تعلم عن هذا فحثك النبي ، ﷺ ، وبين لك أنك إذا وصلت الرحم فإن الله ، يبسط لك في الرزق ، وينسأ لك في الأثر ، وإلا فكل شيء مكتوب لكن لما كانت صلة الرحم أمراً ينبغي للإنسان أن يقوم به حث النبي ، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام على ذلك بأن الإنسان إذا أحب أن يبسط له في رزقه ، وينسأ له في أثره فليصل رحمه ، وإلا فإن الواصل قد كتبت صلته وكتب أن يكون عمره إلى حيث أراد الله –عَزَّوَجَلَّ- ثم اعلم أن امتداد الأجل ، وبسط الرزق أمر نسبي ، ولهذا نجد بعض الناس يصل رحمه ، ويبسط له في رزقه بعض الشيء ، ولكن عمره يكون قصيراً وهذا مشاهد ، فنقول : هذا الذي كان عمره قصيراً مع كونه واصلاً للرحم لو لم يصل رحمه لكان عمره أقصر ، ولكن الله قد كتب في الأزل أن هذا الرجل سيصل رحمه وسيكون منتهى عمره في الوقت الفلاني.

مطالب مرتبط:

۲۱۶ – شخصی که اگر هنگام غذا خوردن کسی به او نگاه کند از ترس چشم زخم لقمه‌اش را به زمین می‌اندازد.

۲۱۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد فعل عده‌ای از مردم سوال شد که وقتی در حال غذا خوردن، می‌بیند کسی به او نگاه می‌کند، از ترس چشم زخم، لقمه‌ای به زمین می‌اندازد. حکم این کار چیست؟ جواب دادند: این اعتقادی فاسد است، و با فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مخالف است که می‌فرماید: «هر گاه […]

ادامه مطلب …

۱۹۳ – ایمان به قضا و قدر

۱۹۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد ایمان به قضا و قدر سوال شد. جواب دادند: ایمان به قدر، یکی از ارکان شش گانه‌ی ایمان است که پیامبر وقتی جبریل از ایشان در مورد ایمان سوال کرد، آن را برایش بیان کردند. ایمان به قدر مساله‌ی بسیار مهمی است، و مردم در این مساله از […]

ادامه مطلب …

۱۹۵ – آیا انسان اختیار دارد یا مجبور است؟

۱۹۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا انسان مخیر است یا مسیّر[۱]؟ جواب دادند: سائل باید از خود بپرسد: آیا کسی او را مجبور کرده که این سوال را بپرسد؟ و آیا او خودش نوع ماشینی را که می‌خرد، انتخاب می‌کند؟ و سوالاتی از این دست، و برای او معلوم خواهد شد که آیا […]

ادامه مطلب …

۲۰۴ – شخصی که می‌گوید: «الله هدایت را برای من ننوشته»

۲۰۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد شخص نافرمانی سوال شد که وقتی او را به سوی حق دعوت می‌کنند، می‌گوید: «الله تعالی هدایت را برای من ننوشته». با چنین شخصی چگونه باید تعامل کرد؟ جواب دادند: به سادگی به او می‌گوییم: آیا از غیب خبر داری یا اینکه از الله عهد و پیمان گرفته‌ای؟ […]

ادامه مطلب …

۱۹۸ – چطور الله به خاطر گناهان، انسان را عقوبت می‌کند، در حالی که خودش آن را برای انسان نوشته است؟

۱۹۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اشکالی نزد برخی مردم وجود دارد که می‌گویند: «چطور الله به خاطر معاصی، انسان را عقوبت می‌کند، در حالی که خودش آن را برای انسان نوشته است»؟ جواب دادند: اینکه انسان اقدام به عمل بدی کند و در مقابل آن، عقوبت شود، مشکل نیست؛ زیرا اقدام انسان برای […]

ادامه مطلب …

۱۹۶ – حکم رضایت به قضا و قدر چیست؟ آیا دعا تقدیر الله را تغییر می‌دهد؟

۱۹۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله از حکم رضایت به قضا و قدر سوال شد؟ و اینکه آیا دعا، آنچه را الله خواسته، تغییر می‌دهد؟ جواب دادند: رضایت به قضا و قدر، واجب است. زیرا جزی از کمال ربوبیت الله تعالی است. بر هر مومنی واجب است که به قضای الهی راضی باشد. اما مَقضی، دارای […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه