دوشنبه 4 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
23 مارس 2026

۵۳ – اقسام صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس او تعالی و عدم لزومشان

۵۳ –  از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد اقسام صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس او تعالی و عدم لزومشان، سوال شد:

جواب دادند: صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس ایشان و عدم لزومشان، به سه نوع تقسیم می‌شوند:

نوع اول: صفات ذاتی.

نوع دوم: صفات فعلی.

نوع سوم: صفات ذاتی و فعلی، به هر دو اعتبار.

منظور از صفات ذاتی، صفاتی هستند که لازمه‌ی ذات او تعالی هستند و همیشه به آنها متصف بوده و خواهد بود. مثل: حیات و علم و قدرت و عزت و حکمت و عظمت و جلال و علوّ و دیگر صفات معانی امثال اینها، و به این خاطر صفات ذاتی نامیده شده‌اند که ملازم با ذات هستند، و همچنین مثل دو دست و دو چشم و وجه، که این صفات، صفات خبری نیز نامیده می‌شوند.

اما منظور از صفات فعلی، صفاتی هستند که متعلق به مشیئت او تعالی هستند و نه به اعتبار ذاتشان و نه به اعتبار خودشان، لازمه‌ی ذات او تعالی نیستند؛ مثل: اِستوای بر عرش، و نزول به آسمان دنیا، و آمدن برای حکم کردن بین بندگان در روز قیامت. این صفات، صفات فعلی هستند که متعلق به مشیئت او تعالی هستند. اگر خواست، آن را انجام می‌دهد و اگر خواست، آن را انجام نمی‌دهد. اینها در نوع و آحاد خود، صفاتی حادث هستند. مثلا اِستوای بر عرش بعد از خلقت عرش بوده است، و نزول به آسمان دنیا، بعد از خلقت آسمان بوده است، و آمدن در روز قیامت، قبل از آمدن قیامت اتفاق نمی‌افتد.

اما صفات ذاتی و فعلی، صفاتی هستند که وقتی به نوع آنها نظر شود، مشاهده می‌شود که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پیوسته به آن متصف بوده و خواهد بود. این صفات، لازمه‌ی ذات او هستند، و وقتی که به آحاد آن صفات نگاه شود، مشاهده می‌کنید که متعلق به مشیئت و اراده‌ی اوست و لازمه‌ی ذاتش نیستند. برای این مورد، کلام الله تعالی را مثال زده‌اند. زیرا این صفت، به اعتبار نوعش، از صفات ذاتی است؛ زیرا الله همیشه متکلم بوده و خواهد بود. بنا بر این، صفت کلامش، جزئی از کمالِ واجب برای او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، و به اعتبار آحاد کلام، منظورم کلام معینی است که او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هر وقت بخواهد آن را می‌گوید، از صفات فعلی است؛ زیرا به مشیئت و خواسته‌ی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

شیخ “التنبیهات السنیة علی العقیدة الواسطیة” صفحه ۲۰ به دو نوع اول تصریح کرده است.

همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله در مجموع الفتاوی که توسط ابن قاسم جمع آوری شده است، در جلد ۶ صفحات ۱۵۰-۱۶۰ به چیزی که ذکر کردیم، اشاره نموده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(53) وسئل فضيلة الشيخ: عن أقسام صفات الله تعالى باعتبار لزومها لذاته المقدسة وعدم لزومها؟

فأجاب بقوله : تنقسم صفات الله تعالى باعتبار لزومها لذاته المقدسة وعدم لزومها إلى ثلاثة أقسام:

القسم الأول: صفات ذاتية.

القسم الثاني: صفات فعلية.

القسم الثالث: صفات ذاتية فعلية باعتبارين.

فأما الصفات الذاتية فيراد بها الصفات اللازمة لذاته تعالى، التي لم يزل ولا يزال متصفاً بها مثل الحياة، والعلم، والقدرة، والعزة، والحكمة، والعظمة، والجلال، والعلو ونحوها من صفات المعاني، وسميت ذاتية للزومها للذات، ومثل اليدين، والعينين، والوجه، وقد تسمى هذه بالصفات الخبرية.

وأما الصفات الفعلية فهي التي تتعلق بمشيئته، وليست لازمة لذاته لا باعتبار نوعها، ولا باعتبار آحادها، مثل الاستواء على العرش، والنزول إلى السماء الدنيا، والمجيء للفصل بين العباد يوم القيامة فهذه الصفات صفات فعلية تتعلق بمشيئته، إن شاء فعلها، وإن شاء لم يفعلها، وهي صفات حادثة في نوعها وآحادها، فالاستواء على العرش لم يكن إلا بعد خلق العرش، والنزول إلى السماء الدنيا لم يكن إلا بعد خلق السماء، والمجيء يوم القيامة لم يكن قبل يوم القيامة.

وأما الصفات الذاتية الفعلية فهي التي إذا نظرت إلى نوعها وجدت أن الله تعالى، لم يزل ولا يزال متصفاً بها، فهي لازمة لذاته، وإذا نظرت إلى آحادها وجدت أنها تتعلق بمشيئته وليست لازمة لذاته، ومثلوا لذلك بكلام الله تعالى، فإنه باعتبار نوعه من الصفات الذاتية، لأن الله لم يزل ولا يزال متكلماً، فكلامه من كماله الواجب له سبحانه، وباعتبار آحاد الكلام أعني باعتبار الكلام المعين الذي يتكلم به سبحانه متى شاء، من الصفات الفعلية لأنه كان بمشيئته سبحانه.

وصرح بالقسمين الأولين في التنبيهات السنية على العقيدة الواسطية ص 20 للشيخ ابن رشيد.

وقد أشار إلى نحو مما ذكرنا في الفتاوي مجموع ابن قاسم ص 150 – 160 مج 6.

مطالب مرتبط:

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۷۱ – آیا «حنّان» از اسم‌های الله است؟

در هیچ کدام از منابع ذکر شده اسم «حنّان» را نیافتم، به جز یک حدیث نزد امام احمد که در آن لفظ حنّان و منّان آمده است "الترغیب" آمده در آن فقط لفظ منّان آمده است. همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه نمی‌پذیرد که حنّان از اسم‌های الله تعالی باشد. وقتی که چنین است و اکثر روایت‌ها دال بر عدم اثبات آن است، نظرم بر توقف است.

ادامه مطلب …

۵۵ – آیا الله همه جا هست؟

از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن برخی مردم سوال شد که وقتی از آنها پرسیده شود: «الله کجاست؟»، می‌گوید: «الله همه جاست»، یا اینکه «موجود است». آیا این جواب به طور عمومی، صحیح است؟

ادامه مطلب …

۷۷ – درباره‌ی چیزهایی که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به خود نسبت می‌دهد؛ مثل: «وجه الله»، «ید الله»، و امثال آن

انواع چیزهایی که الله تعالی به خود اضافه می‌کند، سه تا است (۱) عینی که قائم به نفس خود است. (۲) عینی که قائم به نفس نیست، بلکه قائم به غیر است. (۳) اینکه وصفی محض باشد که مضاف در آن، صفت الله باشد، و این نوع، غیر مخلوق است.

ادامه مطلب …

۶۱ – منظور از معیّت در آیه‌ی ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾

می‌دانیم که الله بالای هر چیزی است و بر عرش خود قرار گرفته – استوا کرده – است. وقتی این فرموده‌ی او تعالی را شنیدیم: «وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ»، (یعنی: و او با شماست هر جا که باشید)، امکان ندارد کسی آن را چنین بفهمد که او در زمین با ما همراه است. هیچ عاقلی چنین تصوری نمی‌کند چه برسد به مومن. اما او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ما همراه است در حالی که بر بالای عرشش بر بالای آسمان‌هاست.

ادامه مطلب …

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

فرموده‌ی الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در حدیث مورد اشاره: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست).

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه