یکشنبه 10 شوال 1447
۹ فروردین ۱۴۰۵
29 مارس 2026

(۶۰۴) توضیح در مورد برداشتی غلط از کرامات

(۶۰۴) سوال: بیشتر وقت‌ها که از طریق رادیو به نماز یکی از علما گوش می‌دهم، به قلب و ذهنم چنین خطور می‌کند که در رکعت اول، آیات پایانی سوره البقره و در رکعت دوم، آیات پایانی سوره توبه را خواهد خواند؛ این را می‌گویم سپس همین اتفاق می‌افتد. این اتفاق، زیاد برایم تکرار می‌شود. هرگز نمی‌گویم که از غیب خبر دارم زیرا فقط الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ غیب را می‌داند؛ اما آیا می‌تواند کرامتی از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای من باشد؟

جواب:

این کرامت و علم غیب نیست بلکه تنها حدس و گمانی است که به قلب و ذهن انسان خطور می‌کند که چنین و چنان می‌شود، خصوصا اگر آن امام، عادت به تلاوت آیات پایانی سوره البقره  و توبه داشته باشد؛ کسی ‌که به قرائتش گوش فرا می‌دهد، انتظار دارد پس از تلاوت آیات پایانی سوره‌ی البقره، آیات پایانی سوره‌ی توبه را تلاوت کند. چنین نیست که هر گمانی که به وقوع بپیوندد، کرامت یا علم غیب باشد زیرا کرامت، امر خارق العاده‌ای است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن ‌را به دست یکی از اولياء‌ خویش نمایان می‌کند؛ اما این گمانی که از شواهد و قرائن برداشت می‌شود، خارق العاده نیست.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: في أغلب الأوقات عندما أستمع لأحد العلماء، وهو يؤدي الصلاة من خلال المذياع يخطر في قلبي بأنه سيقرأ في الركعة الأولى خواتيم سورة البقرة مثلا، وفي الركعة الثانية خواتيم سورة التوبة، وأتكلم بذلك فيأتي كما قلتُ، وهذا يحدث لي كثيرًا، ولا أقول بأني أعلم الغيب – حاشا – فلا يعلم الغيب إلا الله – عز وجل، ولكن هل تعتبر هذه مكرمة لي من الله؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه ليست مكرمة، وليست علم غَيْبٍ، ولكنها ظن يقع في قلب الإنسان أن يكون كذا وكذا فيكون، ولا سيما إذا كان هذا الإمام قد اعتاد أنه إذا قرأ خواتيم سورة البقرة قرأ خواتيم سورة التوبة، فإن سامعه يتوقع أنه بعد قراءته لخواتيم سورة البقرة أن يقرأ خواتيم سورة التوبة، وليس كل ظن يقع كما ظنه الظان يكون كرامة للإنسان، أو علم غيب؛ لأن الكرامة أمر خارق للعادة، يظهره الله تبارك وتعالى على يد ولي من أوليائه، وهذا الظن الذي يستفاد من القرائن، وليس بأمر خارق للعادة.

مطالب مرتبط:

(۵۹۳) حکم کراماتی که برای برخی اولیاء رخ می‌دهد

هر ولیّ کرامات ندارد بلکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به برخی از اولیاء كرامات محسوس عطا نموده که خودش و مردم آن ‌را می‌بینند. كرامات برخی افراد نیز چنین است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایمان و تقوای آنان را می‌افزاید.

ادامه مطلب …

(۶۰۱) حکم شرع درباره‌ی زيارت قبور اولیاء و صالحان

زیارت قبور به طور کلی، مستحب است که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز آن ‌را انجام داده و به انجام آن سفارش نموده است. اما باید بدانیم که زيارت قبور بدین خاطر نیست که با برطرف شدن مشکلات، درخواست کمک و دفع زیان، برداشت مادی کنیم بلکه بدین خاطر است که برای آنان از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دعا و درخواست کنیم.

ادامه مطلب …

(۶۰۳) حكم زيارت اولیاء در حال زنده بودن و پس از مرگ آنان

زيارت اولیاء راستین که واقعا از ویژگی ایمان و تقوا برخوردار بوده‌اند بعد از مرگ آنان، همانند زیارت دیگر مسلمانان است؛ زیرا آنان نیز همانند دیگر مسلمانان به دعا نیاز دارند و زیارت قبور اولیاء از نظر سود و زیان، برتری و فرقی با دیگر قبرها ندارد زیرا خودِ آنان به عفو و بخشش الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیازمند هستند و اختیار چیزی را ندارند.

ادامه مطلب …

(۶۰۰) حکم اعتقاد به این که اولیاء، سود و زیان می‌رسانند

این اعتقاد، باطل است؛ زیرا تنها کسی ‌که صاحب سود و زیان و برطرف کردن مشکلات به دست او است، فقط الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، نه اولیاء! اولیاء چه زنده باشند و چه مرده، نمی‌توانند به خودشان سود و برسانند، چه برسد به دیگران!

ادامه مطلب …

(۵۹۶) حکم دادن لقب اولیاء به اهل تصوف

كراماتی که به آنان نسبت می‌دهند در حالی که آنان بر گمراهی هستند، در واقع اهانت و خواری است نه کرامت.

ادامه مطلب …

(۵۹۷) حکم اهداء هدیه و قربانی به مشایخ صوفیه

آنان به شریعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که بر آنان شایسته است پایبند آن باشند نیز پایبند نیستند لذا شایستگی احترام، بزرگداشت، دریافت هدایا و... را ندارند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه