(۵۹۳) سوال: دربارهی اولیاء و کراماتی که برای برخی تقوا پیشگان رخ میدهد چیزهایی شنیدهام؛ لطفا دربارهی صحت این مسئله توضیح دهید.
جواب:
باید بدانیم که اولیاء الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ چه کسانی هستند؟ میگوییم: اولیاء الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ کسانی هستند که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آنان را در این آیه وصف نموده است: {أَلا إِنَّ اولیاء الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: ۶۲-۶۳]: (آگاه باشید که اولیاء و دوستان الله، هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نمیشوند. آنان کسانی هستند که ایمان آورده و تقوا پیشه مینمایند) بنابراین هر کس مؤمن و باتقوا باشد، ولیّ الله است؛ چه معروف باشد و مردم او را به عنوان ولیّ بشناسند و چه پنهان باشد و دوست نداشته باشد که آشکار شود. در هر حالت، وليّ همان مؤمن باتقوا است.
دوم: آیا به هر ولی، كرامات داده میشود؟ خیر، هر ولیّ کرامات ندارد بلکه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به برخی از اولیاء كرامات محسوس عطا نموده که خودش و مردم آن را میبینند. كرامات برخی افراد نیز چنین است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ ایمان و تقوای آنان را میافزاید که این کرامت از کرامت اول که حسی بود، بزرگتر است؛ زیرا این کرامت برای بنده سودمندتر است چون کرامات حسی سبب افزایش ايمان و تقوا میشود اما کرامت دوم که افزایش ایمان و تقوا است خودش هدف محسوب میشود. به همین دلیل است که کرامات صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم نسبت به تابعين کمتر است زیرا كرامات صحابه با افزایش ایمان و تقوای آنان بوده است اما تابعین در این زمینه همسان صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم نبودهاند لذا كرامات در زمان تابعین بیشتر از زمان صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم بوده است.
كرامات در علوم و مکاشفات یا در ظهور تأثیرات و تواناییها است.
کرامت در مکاشفات: چنان که چیزی برای انسان ظاهر شود که دیگران از آن باخبر نیستند؛ مانند کرامتی که برای امير المؤمنين عمر بن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ یاد میشود که بر منبر رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم خطبهی جمعه میگفت؛ ناگهان مردم شنیدند که میگوید: (کوهای ساریه! کوهای ساریه!). از این کارش تعجب کردند. ماجرا چنین بود که یکی از فرماندهان با لشکریانش در نبرد، توسط دشمن محاصره شده بودند. این رخداد برای عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ در حالی که بر منبر خطبه میخواند، آشکار شد لذا او را خطاب قرار داد و گفت: (کوهای ساریه!) آن فرمانده صدای او را شنید و به طرف کوه شتافت. این راهنمایی فرماندهی عالی رتبه عمر بن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ از مکانی دور به فرماندهی لشکر بود که او نیز شنید در حالی که در آن زمان، تکنولوژی تلفنهای هوایی و بیسیم وجود نداشت اما این قدرت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بود که چیزی را برای وی آشکار کرد که دیگران نمیدیدند.
كرامت در علم: چنین است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دروازهای از علم را برای کسی میگشاید که برای دیگران گشوده نشده است؛ گمان میکنم از جمله این افراد، شيخ الإسلام ابن تيميه رَحِمَهُالله است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ علم بسیار بزرگ و زیادی از علم به نقل و علم به عقل را به وی بخشیده است؛ تا جایی که باور کردن این توانایی عظیمی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به او عطا نموده و دروازهی علمی که به روی وی گشوده است بر انسان سخت میشود.
کرامت در قدرت: چنان که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ قدرتی را به کسی عطا نماید که به دیگران عطا ننموده است؛ مانند کراماتی که در غزوههای سعد بن أبي وقاص رَضِيَاللهُعَنْهُ یاد میشود که او با سرزمین فارس نبرد میکرد و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ سرزمینهای آنان را یکی پس از دیگری برایش فتح مینمود تا این که به رود دجله رسید؛ در آنجا دید که فارسها، کشتیها را غرق کرده، پلها را شکسته و به ساحل شرقی گریختهاند. سعد رَضِيَاللهُعَنْهُ درنگ کرد تا ببیند چه تدبیری باید بیاندیشد لذا سلمان فارسي رَضِيَاللهُعَنْهُ که از تاکتیک و احوال جنگی فارسیان با خبر بود را فراخواند و با او مشورت نمود که چه کند؟ سلمان رَضِيَاللهُعَنْهُ به سعد رَضِيَاللهُعَنْهُ گفت: “ای سعد! کاری نمیتوانیم بکنیم مگر این که به لشکر بنگریم که آیا ایمان و تقوایی دارند که شایستهی پیروزی باشند یا خیر؟ بگذارم نزدشان بروم و حالشان را ببینم” سعد به او مهلت داد. سلمان رَضِيَاللهُعَنْهُ نزد لشکر رفت، احوالشان را جویا شد و کردارشان را نگریست؛ آنان را چنان یافت که شب را با سجده و نماز به صبح میرسانند و روز را به انجام کارها و آمادگی برای جنگ مشغول هستند؛ لذا بعد از سه روز نزد سعد بن ابي وقاص رَضِيَاللهُعَنْهُ بازگشت و به او گفت: “قوم موسى عَلَيْهِالسَّلَام برای پیروزی از ما مستحقتر و شایستهتر نبودند و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دریا را برایشان شکافت و آنان را از فرعون و لشکرش نجات داد و ما نیز به اذن الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از این رود میگذریم”. سعد رَضِيَاللهُعَنْهُ فرمان پیشروی به سوی رود را صادر کرد و گفت: “من سه بار تکبیر میگویم؛ بعد از تکبیر سوم، بسم الله بگویید و عبور کنید” لشکریان اطاعت کردند و وارد آب شدند و گویا پیاده و با اسب و شتر، بر سنگ، قدم میگذاشتند تا این که از رود عبور کردند در حالی که رود، موج میزد و کف خود را پرت میکرد. وقتی لشکریان فارس آنان را چنین دیدند به یکددیگر گفتند: “شما با انسانها نمیجنگید بلکه با جنیان نبرد میکنید!” سپس از شهر مدائن که پایتختشان بود گریختند تا این که مسلمانان وارد آن شده و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آن را برایشان فتح نمود. این یک کرامت استر که کاری را انجام دادند که در توان بشر نیست به طوری که وارد آب شدند و رود مواج بود. مورخان این رخداد را چنین ذکر کردهاند. این ماجرا، کرامت در قدرت است و داستان امیر المؤمنین عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ كرامت در مکاشفه بود که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ چیزی را به او نشان داد که دیگران آن را درک نکردند.
یکی دیگر از کرامتها کرامتی است که برای مريم عليها السلام، هنگامی که عيسى بن مريم عَلَيْهِالسَّلَام را باردار بود اتفاق افتاد. درد زایمان، وی را به سوی درخت خرمایی کشاند لذا آنجا نشست و گفت: {يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا * فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً * وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً} [مریم: ۲۳-۲۵]: (ای کاش پیش از این مرده بودم و به طور کلی فراموش میشدم. در آن هنگام، فرشته به او ندا داد که غمگین نباش که پروردگارت از زیر تو، چشمهای قرار داده است و تنهی درخت را به سوی خود تکان بده تا رطب تازه بر تو فرو ریزد) وی با این که در حال زایمان بود، تنه را تکان داد و پوشیده نیست که معمولا تنهی درخت خرما با تکان دادن تکان نمیخورد اما تکان خورد و خرما فرو ریخت. همچنین بدون شک، ارتفاع درخت خرما بلندتر از قد انسان است زیرا اگر یک اندازه بود با دستش خرما میچید و میخورد. این از جمله نشانههای قدرت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و از کرامات مريم عليها السلام است.