(۵۸۳) سوال: برخی صوفيه معتقد هستند که حجاب و پردهها از اوليا برداشته میشود و علمی را به طور مستقیم از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دریافت میکنند که آن را علم لدنّی مینامند؛ وقتی با آنان مخالفت کردیم به این قضیه استدلال کردند که عمر بن خطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ وقتی بر منبر نشسته بود، لشکریان اسلام را که در میدان نبرد بودند، دید و آنان را از کوهی که پشت سرشان بود، هشدار داد. آنان ادعا میکنند که این علم الهی که برای آنان میآید، از جمله چیزهایی است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به برخی از بندگانش اختصاص میدهد.
جواب:
هر شخصی که ادعای آگاهی از علم غیب را داشته باشد، کافر است و کسی که چنین فردی را تصدیق و تأیید کند نیز کافر است؛ زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ الله وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ} [النمل: ۶۵]: (بگو: جز الله، هیچ کس در آسمانها و زمین، غیب را نمیداند و نمیدانند چه هنگام زنده خواهند شد) الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ هیچ کس را از غیب خویش با خبر نساخته است مگر پیامبری که الله به او راضی گردد؛ چنان که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ} [الجن: ۲۶-۲۷]: (دانای غیب است که هیچ کس را از غیبش آگاه نمیسازد؛ مگر پیامبری را که به او راضی گردد) این کسانی را که اولیا میپندارند، پیامبران الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نیستند و تا زمانی که چنان ادعایی که در برگیرندهی تکذیب قرآن باشد را داشته باشند، اولیاء الله نیز نیستند زیرا وليّ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ کسی است که دو ویژگی مذکور در این فرمایش الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را دارا باشد: {أَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: ۶۲-۶۳]: (آگاه باشید که دوستان الله، هیچ ترسی بر آنان نیست و ناراحت نمیشوند. آنان کسانی هستند که ایمان آورده و تقوا پیشه هستند).
این کسانی را که اولیاء مینامند، اگر ادعای آگاهی از علم غیب داشته باشند، اولياء نیستند؛ بلکه دشمنان الله هستند زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و آنچه را در شریعت پیامبرش محمد صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به ثبوت رسیده است، تکذیب کردهاند. در پاسخ استدلالشان به کرامتی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برای امير المؤمنين رَضِيَاللهُعَنْهُ فراهم نمود نیز باید گفت: این از امور غیب نیست زیرا یک چیز محسوس و قابل رؤیت بوده که از مکان عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ دور بوده و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آن را برایش آشکار نموده است؛ بنابراین این از علم غيب نیست بلکه از جمله اموری است که به وقوع پیوسته و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ هر یک از بندگانش را که بخواهد از آن آگاه میسازد.
همچنین تردیدی نیست که امير المؤمنين رَضِيَاللهُعَنْهُ از جمله اولياء الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است زیرا دو ویژگی ایمان و تقوا در وی جمع شده است اما اینان که ادعای ولایت و دوستی الله را دارند در حالی که از آن مبرا هستند و کسی نیز ادعای آنان را تصدیق نمیکند؛ اگر هم فرض بگیریم که خبری دهند و چنان رخ دهد، آنان برادران کاهنان و فالگیران هستند؛ اگر چنین نباشند، شیطانها بر آنها فرود میآیند و آنان را از چیزهایی باخبر میکنند و هر دروغی را که بخواهند بدان اضافه میکنند.