چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۴۴ – آیا رقیه کردن با توکل منافاتی دارد؟

۴۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا رقیه کردن با توکل منافاتی دارد؟

جواب دادند: توکل، اعتماد صادقانه است بر الله عز و جل در مورد جلب منافع و دفع مضرات همراه با انجام اسبابی که الله به آنها امر فرموده است، و توکل این نیست که بدون انجام دادن اسباب، به الله اعتماد شود. زیرا اعتماد بر الله بدون انجام دادن اسباب، طعنه به الله عز و جل و حکمت او تبارک و تعالی است. زیرا الله تعالی، مسبّبات را به اسبابشان ربط داده است. اما در اینجا سوالی پیش می‌آید: بزرگ‌ترین اشخاص در توکل بر الله چه کسانی هستند؟

جواب این است:رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم. و آیا ایشان اسبابی را که جلوی ضرر را بگیرند، انجام می‌دادند؟

جواب: بله. ایشان زمانی که برای جنگ خارج می‌شد، زره می‌پوشیدند تا جلوی تیرها را بگیرد، و در غزوه‌ی اُحُد دو زره پوشید. همه‌ی اینها به خاطر آمادگی برای حوادثی بود که پیش می‌آمدند. بنا بر این، زمانی که انسان معتقد باشد این اسباب مجرد اسباب هستند و جز به اذن الله، تاثیری ندارند، عمل کردن به آنها با توکل منافاتی ندارد. بر این اساس، رقیه خواندن شخص بر خود یا بر برادران مریضش منافاتی با توکل ندارد، و ثابت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خود را با معوذتین رقیه می‌فرمودند، و نیز ثابت است که بر یارانشان نیز هنگامی که مریض می‌شدند، رقیه می‌خواندند. والله أعلم.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(44) وسئل : هل الرقية تنافي التوكل؟

فأجاب بقوله: التوكل هو صدق الاعتماد على الله عَزَّوَجَلَّ في جلب المنافع ودفع المضار مع فعل الأسباب التي أمر الله بها، وليس التوكل أن تعتمد على الله بدون فعل الأسباب، فإن الاعتماد على الله بدون فعل الأسباب طعن في الله عَزَّوَجَلَّ وفي حكمته تبارك وتعالى لأن الله تعالى ربط المسببات بأسبابها، وهنا سؤال: من أعظم الناس توكلاً على الله؟

الجواب: هو الرسول، عليه الصلاة والسلام، وهل كان يعمل الأسباب التي يتقي بها الضرر؟.

الجواب: نعم كان إذا خرج إلى الحرب يلبس الدروع ليتوقى السهام، وفي غزوة أحد ظاهر بين درعين، أي لبس درعين كل ذلك استعداداً لما قد يحدث، ففعل الأسباب لا ينافي التوكل، إذا اعتقد الإنسان أن هذه الأسباب مجرد أسباب فقط لا تأثير لها إلا بإذن الله تعالى، وعلى هذا فالقراءة قراءة الإنسان على نفسه، وقراءته على إخوانه المرضى لا تنافي التوكل وقد ثبت عن النبي ﷺ أنه كان يرقي نفسه بالمعوذات وثبت أنه كان يقرأ على أصحابه إذا مرضوا. والله أعلم.

مطالب مرتبط:

۳۱ – عبادت یعنی چه؟

عبادت به مفهوم عام یعنی: «تذلّل برای الله عز و جل از روی محبت و تعظیم، به وسیله‌ی انجام دستورات او، و خودداری از انجام کارهایی که از آن نهی فرموده است، بر وجهی که شریعت آن را آورده است».

ادامه مطلب …

۴۵ – حکم آویزان کردن تمیمه و حجب

آویختن حجب و تمائم دو نوع دارد. نوع اول: چیزی که آویزان می‌شود، از قرآن است، که در حکم آن اختلاف نظر هست. نوع دوم:‌ آویختن چیزی غیر از قرآن کریم و چیزهایی که مردم معنای آن را نمی‌فهمند، که این نوع در هیچ صورتی جایز نیست.

ادامه مطلب …

۴۱ – آیا استفاده از اسباب دنیوی، منافاتی با توکل دارد؟

پیامبران از اسباب شرعی و اسباب قَدَری حسّی که الله به آنها دستور داده است، استفاده کرده‌اند. زیرا گرفتن اسبابی که جلب خیر کرده و مانع از شر می‌شود، جزئی از ایمان به الله تعالی و حکمت اوست و هیچ منافاتی با توکل ندارد.

ادامه مطلب …

۴۸ – آیا نوشتن برخی آیات قرآن کریم مثل «آیة الکرسی» در ظرف‌ها با هدف مداوا کردن، جایز است؟

واجب است بدانیم که کتاب الله عز و جل، عزیزتر و جلیل‌تر از آن است که تا این حد مورد اهانت و ابتذال قرار گیرد. چگونه یک مومن می‌تواند راضی شود که کتاب الله و بزرگ‌ترین آیه در آن که آیت الکرسی است، را در ظرفی قرار دهد که در آن آب می‌خورد، و مورد اهانت قرار گرفته و در خانه انداخته شود و بازیچه‌ی بچه‌ها شود؟!

ادامه مطلب …

۴۲ – تعلق خاطر داشتن به اسباب

آنچه که در اصل خود با توحید منافات دارد این است که انسان به چیزی تعلق خاطر داشته باشد که امکان ندارد تاثیری داشته و بشود کاملا بر آن اعتماد کرد و از الله تعالی هم روی گردان باشد؛ مثل تعلق قبر پرستان در هنگام بروز مصائب و مشکلات به کسی که در قبر خوابیده است...

ادامه مطلب …

۴۶ – حکم دمیدن در آب

دمیدن در آب بر دو نوع است. نوع اول: منظورش از دمیدن در آب، تبرک جستن به آب دهان شخص دمنده باشد. بدون شک این کار حرام و نوعی از شرک است. نوع دوم: انسان با نفسی که با آن قرآن تلاوت کرده است، در آب بدمد. این اشکالی ندارد و برخی از سلف آن را انجام داده‌اند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه