پنج‌شنبه 9 رمضان 1447
۷ اسفند ۱۴۰۴
26 فوریه 2026

(۲۶) اکتفا نمودن به گفتن شهادتین در اسلام و ترک عمل

(۲۶) سوال: بسیاری از مردم شریعت‌های اسلام را به جای نمی‌آورند و هرگاه از آنان خواسته شود که آن‌ها را انجام دهند می‌گویند: من گواهی می‌دهم که معبودی -به حق- جز الله وجود ندارد و محمد پیامبر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، این همان چیزی است که از رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خواسته شده که آن را با جنگ به دست آورد که هرگاه این را بگویند خون‌ها و اموالشان را در امان نگه‌ داشته‌اند. بدین خاطر است که می‌گویند: اسلام فقط جاری کردن کلمه‌ی توحید بر زبان است.

جواب:

شیخ ابن عثیمین رَحِمَهُ‌الله جواب دادند: می‌گوییم: چیزی که سؤال کننده و غیر از او فهم کرده‌اند اشتباه بزرگ و سنگینی است زیرا گمان کرده‌اند اسلام همان گواهی دادن است به این ‌که معبودی – به حق – جز الله وجود ندارد و محمد پیامبر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است. این شهادت فقط کلید اسلام برای ورود به آن است اما اسلام این شهادت همراه با سایر تشریعات است لذا رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده‌اند: «فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ، إِلَّا بِحَقِّها»۱ :  (هرگاه این اعمال را انجام دهند خون و مال‌شان از من در امان است مگر به حق اسلام) ، ابوبکر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به ‌خاطر منع زکات با آنان جنگید، زمانی که عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در این باره بدو مراجعه نمود فرمود: «الزَّكَاةُ حَقُّ الْمَالِ» (زکات حق مال است)، زکات از حقوق اسلام است که باید پرداخت شود، همچنین نماز، حج و روزه؛ ترک بعضی از این حقوق کفر است آن‌گونه که پیرامون نماز از رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است: «إِنَّ بَيْنَ الرَّجُلِ وَبَيْنَ الشِّرْكِ وَالْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلَاةِ»۲ (همانا – جدایی – بین شخص و بین کفر و شرک، ترک نماز است) همچنین این‌ که: «الْعَهْدُ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ»۳ : (عهد و پیمانی که بین ما و کافران وجود دارد نماز است، هر کس نماز را ترک کند کافر گشته است).

ترک بعضی از حقوق اسلام – بر حسب آنچه نصوص شرعی اقتضا می‌کند – کفر نیست.

مهم این است که اسلام فقط صرفا جاری کردن شهادتین بر زبان نیست، چگونه مسلمان باشد کسی که می‌گوید: (گواهی می‌دهم که معبودی – به حق – جز الله وجود ندارد و محمد پیامبر الله است) در حالی ‌که حق واجب الله و رسولش را به جای نمی‌آورد؟ اگر شهادت می‌دهد معبودی – به حق- جز الله وجود ندارد چرا حقش را به جای نمی‌آورد؟ اگر گواهی می‌دهد محمد پیامبر الله است چرا حقش را به جای نمی‌آورد؟ چرا از او پیروی نمی‌کند؟ حتما باید الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را عبادت نموده و از رسول ‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیروی نماید که در غیر این صورت، صرفا جاری کردن شهادتین بر زبان کفایت نمی‌کند، منافقین شهادت می‌دهند هیچ معبودی – به حق – جز الله وجود ندارد و محمد پیامبر الله است لیکن ارکان اسلام را انجام نمی‌دهند و بدین خاطر است که مؤمن نیستند.

***


  1. » [صحیح بخارى: كتاب الإيمان، باب {فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا ٱلزَّكَوٰةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُم} [التوبة ۵]، رقم ٢٥ / صحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب الأمر بقتال الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله محمد رسول الله، رقم ٢١] ↩︎
  2. [صحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب بيان إطلاق إسم الكفر على من ترك الصلاة، رقم ٨٢] ↩︎
  3. [احمد (۵/۳۴۶) / ترمذی: كتاب الإيمان، باب ما جاء في ترك الصلاة، رقم ٢٦٢١/ نسائي: كتاب الصلاة، باب الحكم في تارك الصلاة، رقم ٤٦٣/ ابن ماجه: كتاب إقامة الصلاة، باب ما جاء فيمن ترك الصلاة، رقم ١٠٧٩] ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: كثير من الناس لا يؤدون شرائع الإسلام، وإذا طلب من أحدهم تأديتها قال: أنا أشهد أن لا إله إلا الله وأن محمدًا رسول الله، وهذا ما طلب من الرسول تحصيله بالقتال، فإذا قالوا ذلك فقد عصموا منه دماءهم وأموالهم، ولذا يرددون: الإسلام مجرد النطق بكلمة التوحيد؟

فأجاب – رحمه الله تعالى نقول هذا الفهم الذي فهمه هذا السائل وغيره خطأ عظيم فادح، حيث يظنون أن الإسلام هو شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله، وإنما هذا مفتاح الإسلام للدخول فيه، وأما الإسلام فإنه هذا مع الشرائع الأخرى، ولهذا قال النبي عليه الصلاة والسلام: «فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحقها»، وقاتلهم أبوبكر قاتل من منع الزكاة، ولما راجعه عمر في ذلك قال: «الزكاة حق المال»، والزكاة من حقوق الإسلام التي لا بد منها وكذلك الصلاة، والحج، والصيام، لكن من هذه الحقوق ما يكون تركه كفرًا، كما في الصلاة التي ثبت عن النبي – عليه الصلاة والسلام- «إن بين الرجل وبين الشرك والكفر ترك الصلاة»، وأنها «العَهْدُ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَر»،
ومن حقوق الإسلام ما لا يكون تركه كفرًا بحسب ما تقتضيه النصوص الشرعية.

المهم أن الإسلام ليس مجرد النطق بالشهادتين، وكيف يكون مسلما من يقول: أشهد ألا إله إلا الله وأن محمدًا رسول الله، وهو لا يقوم الله ولا لرسوله بالحق الواجب لهما؟ إذا كان يشهد ألا إله إلا الله فلماذا لا يقوم بحقه؟ لماذا لا يعبده؟ إذا كان يقول: أشهد أن محمدًا رسول الله لماذا لا يقوم بحقه؟ لماذا لا يتبعه؟ فلا بد من عبادة الله ومن اتباع رسول اللهﷺ، وإلا مجرد النطق بالشهادتين لا يكفي، المنافقون يشهدون أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ولكنهم لا يأتون بأركان الإسلام، فلذلك لم يكونوا مؤمنين.

مطالب مرتبط:

(۱۹) نقض يكی از ارکان شش گانه‌ی ایمان

اگر از روی "جحود" و "تکذیب" یکی از ارکان شش‌ گانه‌ی ایمان را نقض کند کافر است اما اگر بر اساس تأویل باشد - همانند کسانی که مسائلی را در باب قدر انکار کردند - کافر نمی‌شود.

ادامه مطلب …

(۱۸) معنی “عُروَة الوُثْقى”

"عُروَة الوُثْقى" همان اسلام است.

ادامه مطلب …

(۲۲) فرق مسلمان و مؤمن

اسلام و ایمان با هم یاد می‌شوند و همچنین یکی بدون دیگری نیز یاد می‌شود، اگر با هم یاد شوند معنایشان فرق می‌کند...

ادامه مطلب …

(۲۵) اکتفا نمودن به پرداخت کمک‌های مالی به مستمندان

چه گناهی بزرگ‌تر از ترک نماز و شعائر اسلام وجود دارد؟ هرآنچه نیز بر مردم انفاق کنند از جمله رفع نیازمندی‌ها، یاری مستمند، اصلاح راه‌ها و... هیچ کدام از این کارها بدیشان سودی نخواهد رساند و همه‌اش پوچ خواهد بود...

ادامه مطلب …

(۲۴) کدام بهتر است: اسلام یا ایمان؟

ایمان کامل‌تر است، اگر ایمان نیز به ‌تنهایی ذکر شده و گفته شود: مؤمن و کافر، ایمان شامل اسلام می‌شود اما اگر با هم ذکر شوند - همانند آیه‌ی سوره‌‌ی حجرات - ایمان در قلب و اسلام در جوارح است و ایمان کامل‌تر است....

ادامه مطلب …

(۳۰) تاثیر آیات ترغیب و ترهیب در قرآن بر مسلمان

انسان مادامی ‌که به آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از ثواب و عقوبت خبر داده ایمان داشته و شکی ندارد عقیده‌اش سالم است لذا ترس و اندوهی بر وی نیست....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه