سه‌شنبه 18 ذیقعده 1447
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
5 می 2026

(۱۰۳۷) تفسیر آیات سوره‌ی عصر

(۱۰۳۷) سوال: تفسیر این آیات چیست؟ {وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ} [عصر: ۱-۳]. (سوگند به زمانه. که انسان در زیان است. مگر کسانی که ایمان آورده‌ و کارهای شایسته انجام داده‌اند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند).

جواب:

تفسیر سوره این است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به عصر که همان دهر و زمانه باشد، قسم می‌خورد. چون دهر، زمان حوادث و وقایع مختلف است، از این جهت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن قسم یاد می‌کند. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سوگند یاد نموده که انسان در زیان است. منظور از انسان در اینجا، جنس بشر است. همه‌ی انسان‌ها در خسران هستند و از زندگی و زمان خود هیچ استفاده‌ای نمی‌برند. تنها کسانی از زندگی و زمانه‌ی خود استفاده می‌برند که این چهار صفت در آنها وجود داشته باشد: {إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ} [عصر: ۳]. (مگر کسانی‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند و یکدیگر را به حق سفارش نموده و یکدیگر را به صبر سفارش کرده‌اند).

صفت اول: {آمَنُوا}، يعنی آنچه را که تصدیقش واجب است تصديق و تصدیقشان همراه با قبول و اذعان است. ایمان شرعی به مجرد تصدیق نیست، بلکه تصدیق خاصی است که لازمه‌اش قبول و اقرار است.

صفت دوم: {وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}، یعنی: اعمال صالح انجام دادند. عمل صالح آن است که دو شرط در آن وجود داشته باشد:

شرط اول: خالصانه برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد.

شرط دوم: پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در آن باشد.

اگر یکی از دو این شرط مختل شد، آن عمل دیگر صالح نیست. اگر انسان عملی را در ظاهر، به طور کامل موافق با سنت انجام دهد، ولی به خاطر الله نباشد، بلکه برای ریاء و شهرت باشد، عملش قبول نمی‌شود و عمل صالح هم نام نمی‌گیرد. در حدیث قدسی که ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت کرده، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: «من بی نیازترین شریکان از شرک هستم. هر کس عملی را انجام دهد و غیر مرا در آن شریک گرداند، وی را با شریکش ترک می‌کنم».[۱] همچنین اگر کسی عملی را خالصانه برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انجام دهد و هیچ کس دیگری را مد نظر قرار ندهد، اما از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیروی نکند، عملش باطل است. البته عدم پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دو نوع است:

یک: ممکن است فعلی را انجام ندهد که با انجام ندادنش، عبادت باطل می‌شود.

دو: یا اینکه در دین چیزی را به وجود آورد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را نیاورده است.

مثال اول: اگر مردی نماز ظهر را بخواند، اما به عمد تشهد اول را ترک کند، می‌گوییم: این عمل باطل است، زیرا در آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیروی نکرده است. این زمانی است که تشهد اول را از روی عمد ترک کند. همچنین اگر نماز ظهر را بخواند و یکی از سجده‌ها یا یکی از رکوع‌ها را ترک کند، عملش صحیح نیست. زیرا از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیروی نکرده است.

همچنین اگر بدعتی  در دین بیاورد که شریعت آن را نیاورده، عملش صالح و مقبول نیست. مثلا اگر تسبیحات یا تهلیل‌ها یا تکبیرات یا تحمیداتی را بر وجه معینی بیاورد که در شرع نیامده، یا به نوعی بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم صلوات بفرستد که در شرع نیامده، عملش صالح و مقبول نیست؛ زیرا در آن عمل، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیروی نکرده است.

پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در عبادت تحقق پیدا نمی‌کند مگر اینکه در سبب، جنس، اندازه، کیفیت، زمان و مکانش با آنچه در شریعت آمده، توافق داشته باشد. اگر تمام این اوصاف در عبادتی گرد آمدند، متابعت و پیروی تحقق یافته است، و در صورتی که یکی از این اوصاف در آن نباشد، متابعت و پیروی از رسو الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تحقق نمی‌یابد.

پس معنی: {وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}، یعنی: اعمال صالحی انجام دهند که در آن دو شرط تحقق پیدا کرده و آن دو شرط، اخلاص و پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌باشند.

صفت سوم: {وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ}، یعنی: یکدیگر را به حق توصیه می‌کنند. حق، ضد باطل است. هر چیزی مخالف شرع باشد، باطل و هر آنچه موافق شرع باشد، حق است. حق در اینجا شامل توصیه به انجام کارهای نیک و توصیه به ترک منکرات می‌باشد. یعنی حق به معنی انجام کار خوب و دست کشیدن از کار بد است. یعنی یکدیگر را به انجام کارهای نیک و ترک کارهای زشت توصیه می‌کنند.

صفت چهارم: {وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}، صبر عبارت از نگه‌داشتن نفس و وادار کردن آن است. هر انسانی که به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دعوت می‌دهد، با چیزهایی مواجه می‌شود که عزمش را سست می‌کند که در این صورت، باید صبر نماید. این افراد، یکدیگر را به صبر توصیه می‌کنند؛ صبر بر ایمان، عمل صالح و توصیه کردن یکدیگر به حق.

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در جاهای مختلفی از قرآن به بندگانش را به صبر دستور می‌دهد. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} [آل عمران: ۲۰۰]: (ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صبر کنید و دیگران را به صبر و شکیبایی فرا خوانید و مرزها را نگهبانی کنید و از الله بترسید، تا رستگار شوید). نیز می‌فرماید: {وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ} [أنفال: ۴۶]: (و صبر کنید، بی‌گمان الله با صابران است). همچنین می‌فرماید: {إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ} [زمر: ۱۰]: ( جز این نیست که صابران، پاداش خود را بی‌شمار و تمام دریافت می‌دارند).

اهل علم صبر را به سه دسته تقسیم می‌کنند:

یک: صبر بر طاعت الله.

دو: صبر بر معصیت نکردن.

سه: صبر در برابر تقدیرات ناگوار.

بالاترین درجه‌ی صبر، دسته‌ی اول، سپس دومی و بعد از آن سومی است.

صبر بر طاعت الله، یعنی وادار کردن خود به قبول کردن امر الله و رسول و عمل کردن به آنها. این نوع صبر، چنان که گفته شد، شامل دو چیز است: وادار کردن نفس به قبول آن امر و سپس به جای آوردن آن.

اما صبر بر معصیت نکردن، یعنی وادار کردن نفس به مقاومت در مقابل انجام معاصی. این نوع از صبر، فقط همین یک نوع را دارد که همان خودداری کردن از انجام معصیت است. به همین خاطر، صبر نوع اول از این صبر کامل‌تر است.

سومی، صبر در برابر تقدیرات ناگوار الهی است. انسان در این دنیا بین خوشی و ناخوشی، بین ترس و امنیت، بین سختی و راحتی، بین فقر و ثروت و بین سلامتی و مرض قرار دارد. به همین خاطر نیاز به صبر کردن بر آنها دارد. این کمترین درجه‌ی صبر است. زیرا آن مصیبت با اختیار شخص انجام نگرفته و به اراده‌ی او نبوده است. انسان در برابر آن، چنان که یکی از سلف گفته: یا مانند انسان‌های بزرگوار صبر می‌کند یا مثل چارپایان فراموش می‌کند. این بر خلاف دو نوع دیگر صبر است که نوعی اختیار در آنها وجود دارد، که اگر می‌خواست منصرف می‌شد و اگر نمی‌خواست هم انجام می‌داد. بر خلاف تقدیرات الهی برای انسان که به اختیار او نیست و به همین خاطر، پایین‌ترین درجه‌ی صبر است، یا می‌توان گفت از دو نوع قبلی، درجه‌ی پایین‌تری دارد.


[۱] صحیح مسلم: کتاب الزهد و الرقائق، باب من أشرک فی عمله غیر الله. حدیث شماره: (۲۹۸۵). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «أنا أغْنَى الشُّرَكاءِ عَنِ الشِّرْكِ، مَن عَمِلَ عَمَلًا أشْرَكَ فيه مَعِي غيرِي، تَرَكْتُهُ وشِرْكَهُ».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل ما تفسير قوله تعالى: ﴿ وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنسَنَ لفي خسر إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾ [العصر: ١-٣]؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: تفسيرها أن الله -عز وجل- يقسم بالعصر الذي هو الدهر، لأن الدهر زمن الحوادث والوقائع المختلفة، ومن ثم أقسم الله به، أقسم على أن الإنسان في خسر، والإنسان هنا يراد به الجنس، فكل إنسان فإنه في خُسْرٍ، لا يستفيد من حياته شيئًا ولا من عصره شيئًا، إلا من جَمَعُوا هذه الأوصاف الأربعة: ﴿ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾.

الوصف الأول: ﴿ ءَامَنُوا ﴾ : أي: صدقوا بما يجب التصديق به مع القبول والإذعان، فالإيمان الشرعي ليس هو مجرد تصديق، بل هو تصديق خاص مستلزم للقبول والإذعان.

الوصف الثاني: ﴿ وَعَمِلُواْ الصَّلِحَتِ ﴾  يعني: عملوا الأعمال الصالحة، والأعمال الصالحة ما اجتمع فيها شرطان: الإخلاص لله، والمتابعة لرسول الله صلى الله عليه وسلم، فإن اختل أحد الشرطين لم تكن من الأعمال الصالحة، لو أن الإنسان عمل عملا موافقا للسنة تماما في ظاهره، لكنه لم ينو بذلك وجه الله، بل عمل ذلك رياء وسمعة، فإن عمله لا يقبل ولا يسمى صالحًا، ففي الحديث القدسي الذي رواه أبو هريرة عن النبي صلى الله عليه وسلم أن الله تعالى قال:«أنا أغنى الشركاء عن الشرك، من عمل عملا أشرك فيه معي غيري تركته وشركه» ومن أخلص الله -عز وجل- ولم يبتغ سوى وجه الله، لكنه لم يتبع النبي صلى الله عليه وسلم وعدم اتباع النبي صلى الله عليه وسلم لن يكون بأمرين: إما بعدم فعل ما يشرع فعله مما يكون فَوَاته مبطلا للعبادة، وإما بابتداع شيء في دين الله لم يشرعه النبي صلى الله عليه وسلم، مثال الأول: لو أن رجلا صلى الظهر، ولكنه تعمد ترك التشهد الأول، فإننا نقول: إن هذا العمل باطل، لأنه لم يتبع فيه النبي صلى الله عليه وسلم، حيث ترك التشهد الأول عن عمد. وكذلك لو صلى الظهر وترك سجدة من السجدات، أو ركوعا من الركوعات، فإنه لا يكون عمله صحيحًا، لأنه لم يكن متابعا للنبي صلى الله عليه وسلم في ذلك.

ولو ابتدع في دين الله ما ليس منه كما لو أحدث تسبيحات، أو تهليلات، أو تكبيرات أو تحميدات على وجه معين لم تأت به الشريعة، أو أحدث صلوات على النبي صلى الله عليه وسلم على وجه معين لم تأت به الشريعة، كان عمله غير صالح ولا مقبول، لأنه لم يتبع النبي صلى الله عليه وسلم في عمله.

والعبادة لا تتحقق فيها المتابعة إلا إذا كانت موافقة للشرع في سببها، وجنسها ،وقدرها ،وكيفيتها وزمانها ومكانها، فإن اجتمعت في العبادة هذه الأوصاف، أو إذا تحققت الموافقة للشريعة في هذه الأمور الستة، تحققت المتابعة، وإن اختل واحد منها لم تتحقق المتابعة.

فمعنى قوله تعالى: ﴿ وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ ﴾ أي: عملوا الأعمال الصالحة التي تحقق فيها شرطان وهما: الإخلاص لله والمتابعة لرسوله صلى الله عليه وسلم.

الوصف الثالث: ﴿ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ ﴾ أي صار بعضهم يوصي بعضا بالحق، والحق هو ضد الباطل، فكل ما خالف الشرع فهو باطل، وكل ما وافق الشرع فهو حق، والحق هنا يشمل التواصي بفعل المعروف، والتواصي بترك المنكر، أي: إن الحق فعل المعروف وترك المنكر، فيتواصون بفعل المعروف وبترك المنكرات.

الوصف الرابع : ﴿ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾ الصبر هو حبس النفس وتحميلها، وهو أن كل إنسان يعمل أو يدعو إلى الله -عز وجل – فلا بد أن يواجه شيئا قد يُثْنِي عَزْمَه فليصبر، فهم يتواصون بالصبر، يوصي بعضهم على أن يصبر على الإيمان، وعلى العمل الصالح، والتواصي بالحق.

وقد أمر الله تعالى عباده بالصبر في عدة مواضع من القرآن، منها: قوله تعالى: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تفلحون ﴾ [آل عمران: ۲۰۰]، وقوله تعالى: ﴿ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصابرين ﴾ [الأنفال: ٤٦] وقوله تعالى: ﴿ إِنَّمَا يُوَقَى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴾ [الزمر: ١٠].

وذكر أهل العلم أن الصبر ينقسم ثلاثة أقسام: صبر على طاعة الله، وصبر عن معصية الله، وصبر على أقدار الله المؤلمة، وأعلاها الأول ثم الثاني ثم الثالث.

فالصبر على طاعة الله هو حبس النفس على قبول أمر الله ورسوله، وعلى تنفيذ أمر الله ورسوله وفيه ،أمران وهما حبس النفس على قبول ذلك، ثم تنفيذه.

أما الصبر عن معصية الله فهو حبس النفس عن فعل المعصية، وليس فيه إلا شيء واحد، وهو حبس النفس عن المعصية، ولهذا كان الأول أكمل منه. أما الثالث فهو الصبر على أقدار الله المؤلمة، فإن الإنسان في هذه الدنيا بين الضراء والسراء، وبين الخوف والأمن، وبين الضّيقِ والسَّعَةِ، وبين الفقر والغنى، وبين الصحة والمرض، فيحتاج إلى صبر على ذلك، و هذا الصبر هو أقل الأنواع شأنا، لأن هذا الصبر لا يفعل الإنسان فيه المصبور عليه باختياره، وإنما يقع عليه بغير إرادته، فهو كما قال بعض السلف: إما أن يصبر صبر الكرام، وإما أن يَسْلو سلو البهائم، بخلاف القسمين الأولين، فإن فيهما نوعا من الاختيار، إذ إن الإنسان لو شاء لكفّ عن الشيء ولو شاء لم يكف، ولو شاء لفعل الشيء ولو شاء لم يفعله، بخلاف أقدار الله -عز وجل-، فإنها تأتي للإنسان وتصيبه بغير اختياره ولهذا كان هذا النوع أقل شأنا، أو كان هذا القسم أقل شأنا من القسمين السابقين.

مطالب مرتبط:

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه