سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۹۳۸) یوسف چه برهانی از جانب الله دید؟

(۹۳۸) سوال: در این آیه: {وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ} [يوسف: ۲٤]. (و به‌راستی آن زن قصد او کرد، و او نیز اگر برهان پروردگارش ندیده بود؛ قصد وی می‌کرد). منظور از برهان در این آیه چیست؟

جواب:

برهان چیزیست که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای انکار این فعل در قلب او قرار داد. بسیار پیش می‌آید که انسان قصد چیزی می‌کند و تا جایی پیش می‌رود که فقط باید آن کار را انجام دهد. در این حال، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نوری به او می‌تاباند و او از انجام این کار دست نگه می‌دارد. این همان چیزی است که برای یوسف عَلَيْهِ‌السَّلَام رخ داد؛ ایمان موجود در قلبش که همان برهان از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بود، مانع از این شد که او خواسته‌ی زن اربابش را گردن نهد. این نهایت عفت است که انسان می‌تواند داشته باشد؛ زنی دارای جایگاه و زیبا، درها را ببندد و با او کاملا خلوت نماید. سپس او را به سوی خود بخواند، اما او خودداری کند؛ این نهایت عفتی است که کسی می‌تواند داشته باشد.

همچنین به داستان آن سه نفری که در غار گرفتار شدند، بنگر. سنگ بزرگی جلوی دهانه‌ی غار را گرفت و آنها توان کنار بردن آن را نداشتند. بنا بر این با اعمال صالح خود به الله متوسل شدند تا آنها را نجات دهد. نفر اول به نیکی در حق والدینش متوسل شد. شخص دوم به امانت‌داری و ادای امانتش متوسل شد.

شخص سوم به عفت و پاکدامنی‌اش توسل جست. زیرا دختر عمویی داشت و او خاطر خواهش بود و در هر فرصتی، او را دعوت می‌کرد تا با او عمل فاحشه انجام دهد. اما آن دختر خودداری می‌کرد. سالی آن دختر به تنگنا افتاد و محتاج پسر عموی خود شده، نزد او رفت و از او طلب کمک کرد. اما او به شرطی قبول کرد به او کمک کند که با او همبستر شود. دختر به خاطر ضرورتی که داشت، مجبور به پذیرش خواسته‌اش شد. وقتی که می‌خواست عمل زشتش را شروع کند، دختر عمو به او گفت: از الله بترس و بکارت را جز از راه حلال – یعنی ازدواج – از بین نبر. در این هنگام، تقوا بر او غلبه نموده، برخاست و عمل زنا را انجام نداد، در حالی که آن دختر را از همه کس بیشتر دوست داشت.[۱]

بنگر به کمالِ عفت؛ همه چیز آماده بود. انسان در حساس‌ترین لحظه برای انجام عمل است؛ چون در حالتی است که هر مرد، هنگام همخوابی با همسرش قرار می‌گیرد، اما وقتی آن دختر، الله را به یادش آورد، برخاست و آن عمل را انجام نداد، در حالی که آن دختر، محبوب‌ترین شخص نزد او بود.

یوسف عَلَيْهِ‌السَّلَام نیز تمام اسباب برایش مهیاد شد. اما ایمان و عفت و عصمتی که در مقابل امور بیهوده داشت، باعث شد که اصلا به سمت آن نرود.

***


[۱] – صحیح بخاری: کتاب البیوع، باب إذا اشتری شیئا لغیره بغیر إذنه، حدیث شماره: (۲۲۱۵). صحیح مسلم: کتاب الرقاق، باب قصة أصحاب الغار الثلاثة و التوسل بصالح الأعمال، حدیث شماره: (۲۷۴۳). از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: في الآية الكريمة: ﴿ وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ، وَهَمَ بهَا لَوْلَا أَن رَّمَا بُرْهَنَ رَبِّهِ ﴾ [يوسف: ٢٤] ما هو البرهان في هذه الآية؟ فأجاب – رحمه الله تعالى-: البرهان ما جعله الله في قلبه من إنكار هذا الفعل، وكثيرا ما يهم الإنسان بالشيء، فإذا لم يبق إلا التنفيذ فتح الله له نورا وتراجع، وهذا هو الذي حصل ليوسف عليه الصلاة والسلام- أن إيمانه الذي في قلبه وهو البرهان من الله عز وجل منعه أن ينفذ ما أمرت به سيدته، وهذا غاية ما يكون من العفة امرأة تكبره مرتبةً في هذا الموضع، امرأة جميلة، أوصدت جميع الأبواب، وخلت به خلوةً تامة، ودعته لنفسها وامتنع، ا هذا غاية ما يكون من العفة.

وانظر إلى قصة الثلاثة الذين آووا إلى غار، فانطبقت عليهم صخرة عجزوا عنها، فتوسلوا إلى الله تعالى بصالح أعمالهم أن يفرج عنهم، توسل الأول ببر والديه، وتوسل الثاني بأمانته وأداء الأمانة، توسل الثالث بالْعِفَّةِ، لأنه كان له بنت عم وكان يحبها حبًا شديدًا، وكان يراودها عن نفسها فتأبى، فألمت بها سنة . من السنين واحتاجت وأتت إليه تطلبه المؤونة، فأبى إلا أن تمكنه من نفسها، ولضرورتها وافقت فلما جلس منها مجلس الرجل من امرأته قالت له: اتق الله ولا تفض الخاتم إلا بحقه، فغلبته التقوى وقام عنها وهي أحب الناس إليه.

انظر كمال العفة، الأمور أمامه متوفرة، والإنسان في أشد ما يكون شوقا للفعل، لأنه جلس منها مجلس الرجل من امرأته، لكن لما ذَكَّرَتْهُ بالله -عز وجل – قام وهي أحب الناس إليه.

فيوسف -عليه الصلاة والسلام- توفرت له جميع الوسائل، لكن ما في قلبه من الإيمان والعفة والعصمة عن سفاسف الأمور أوجب له أن يدعها.

مطالب مرتبط:

(۹۴۰) آیا عزیز مصر همان فرعون است؟

میان یوسف و موسی فاصله‌ی زمانی زیادی بوده است. پس عزیز در اینجا فرعون نیست، بلکه عزیز پادشاهی از پادشاهان مصر در آن دوران بوده است.

ادامه مطلب …

(۹۳۹) برهان پروردگار برای یوسف چه بود؟

یوسف برهان پروردگارش را دید. برهان، نوری است که الله به خاطر ایمان و خشیت، در قلب قرار می‌دهد و سبب شد که او از آنچه قصد کرده بوده، دست بکشد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه