پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۷۱۸) حکم کالبد شکافی در دانشکده‌ها

(۷۱۸) سوال: حکم اسلام در مورد کالبد شکافی جسد مردگان برای تشریح چیست؟ چنان که می‌دانید این کار در دانشکده‌های پزشکی مرسوم است.

جواب:

شکی نیست که تشریح میت مسلمان جایز نیست. چون حرمت او پس از مرگ، مثل حرمتش در زمان حیات است. ابو داود در حدیثی با سند صحیح از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت کرده که: «شکستن استخوان مرده مانند شکستن استخوانش در زمان حیات است».[۱] این حدیث دلالت دارد که تعرض به میت با تشریح جسد یا شکستن استخوان و امثال آن، حرام است.

اما آن کس که حرمت ندارد، جای ملاحظه دارد؛ می‌شود گفت: تشریحش حرام است. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده‌اند: «مُثله نکنید».[۲] نیز می‌شود گفت: تشریحش جایز است، چون به قصد مثله کردن نیست، بلکه برای مصلحت است. فرق است بین اینکه هدف از تشریح، مثله کردن و دل خنک کردن باشد، یا اینکه به خاطر مصلحتی باشد و نه برای دل خنک کرد. والله اعلم.

***

[۱] مسند احمد: (ج۶، ص۱۰۰). سنن ابوداود: کتاب الجنائز، باب الحفاریجد العظم، حدیث شماره (۳۲۰۷). سنن ابن ماجه: کتاب الجنائز، باب النهی عن کسر عظام المیت، حدیث شماره (۱۶۱۶)، از ام المومنین عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَابا این لفظ: «كَسْرُ عَظْمِ الْمَيِّتِ كَكَسْرِهِ حَيًّا».

[۲] مسند احمد: (ج۴، ص۲۴۰)، از یعلی بن مُرَّة ثقفی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «لَا تُمَثِّلُوا».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم الإسلام في تشريح جثث الموتى من أجل الدراسة عليها، كما هو معمول به في كليات الطب الموجودة؟ فأجاب رحمه الله تعالى: لا شك أن الميت المسلم لا يجوز تشريحه، وذلك لأن حرمته ميتا كحرمته حيا، كما ورد في حديث رواه أبو داود بإسناد صحيح أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «كسر عظم الميت ككسره حيا»، وهذا يدل على تحريم التعرض له بتشريح أو تكسير أو نحوه.

أما من لا حرمة له فإنه محل نظر، قد نقول : إنه محرم، لأن النبي صلى الله عليه وسلم نهى عن التمثيل، قال: «لا تمثلوا»، وقد نقول: إنه جائز، لأنه لا يقصد به التمثيل، وإنما يقصد به مصلحة، وفرق بين أن نَقْصِدَ التَّمْثِيلَ والتَّشَفْي، وبين أن نقصد مصلحة بدون قصد التشفي. والله أعلم.

مطالب مرتبط:

(۶۱۶) برای طلب علم از کجا شروع کنم

(۶۱۶) سوال: طالب علم برای شروع طلب علم، از حفظ قرآن کریم آغاز کند یا خواندن کتاب‌های اهل علم؟ جواب: از حفظ قرآن شروع کند. هیچ چیز بهتر از حفظ قرآن برای کسی که می‌خواهد چیزی را حفظ کند، نیست. زیرا قرآن کلام الله عزوجل است و تلاوت آن عبادت به حساب می‌آید. تدبر در […]

ادامه مطلب …

(۷۰۱) حکم جواب ندادن به سوالات بی ربط به درس

(۷۰۱) سوال: من معلم هستم و بسیار پیش می‌آید که سوال‌های دانش آموزان مرا در حرج می‌اندازد. می‌خواهم بدانم جواب دادن به سوال‌هایی که ربطی به درس ندارد، چه حکمی دارد؟ جواب: اگر شما در کلاس درس هستید، وظیفه‌ی شما نیست که به سوال‌های خارج از درس جواب دهید. بلکه باید به دانش آموز گفته […]

ادامه مطلب …

(۶۵۶) سوال: کدام یک از کتب تفسیر را بخوانم؟

(۶۵۶) سوال: از میان کتاب‌های تفسیر، کدام کتاب‌ها را مطالعه کنیم؟ جواب: کتاب‌های تفسیر زیادند و علما هر کدام قرآن را از جانبی تفسیر کرده‌اند؛ برخی به جنبه‌ی معانی قرآن پرداخته و کاری به إعراب و بلاغت و امثال آن ندارند. برخی دیگر جنبه‌ی مسائل إعرابی و بلاغت و امثال آنها بر تفسیرشان غالب است. […]

ادامه مطلب …

(۷۱۱) رفتن زن برای شرکت در درس و سخنرانی

(۷۱۱) سوال: حکم خروج مکرر زن از خانه برای شرکت در سخنرانی‌ها و دروس چیست؟ مثلا عصر برای حضور در حلقه‌های حفظ قرآن و بعد از عشا برای حضور در سخنرانی علما حاضر شود. آیا در صورتی که این کار با اجازه‌ی ولی باشد، جایز است؟ آیا این کار، یعنی خروج زیاد از خانه، تشابه […]

ادامه مطلب …

(۶۲۶) سوال دختر معلول در رابطه با آموختن علم

(۶۲۶) خانمی پرسیده: من دختری معلول هستم و مرحله‌ی متوسطه را به پایان رسانده و دوست دارم که علم شرعی را در اسرع وقت بیاموزم. به این خاطر من به دو سبب، به ترک تحصیل فکر می‌کنم: اول: طلب علم دینی. دوم: شدت معلولیتم؛ چرا که برای رفتن به مدرسه، خیلی اذیت شده و خسته […]

ادامه مطلب …

(۶۵۳) سوال: بهترین کتاب در علوم حدیث برای حفظ

(۶۵۳) سوال: بهترین کتاب برای حفظ در علوم حدیث چه کتابی است؟ همچنین بهترین شرحی که بر آن نوشته شده، چه کتابی است؟ جواب: ظاهرا منظور سؤال کننده کتاب حدیث در مورد احکام است که یکی از بهترین‌ها، کتاب (عمدة الاحکام) تألیف حافظ عبدالغنی مقدسی است که مؤلف احادیثش را از روایاتی که بخاری و […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه