(۶۲۲) سوال: آیا واجب است کلّ دین را یاد بگیریم؟ آموختن چه مقداری از دین، واجب است؟ آیا واجب است که نماز کسوف و خسوف و عید و غیره را یاد بگیریم؟
جواب:
بر انسان واجب است هر مقداری از علم را که به آن احتیاج دارد، بیاموزد. وقتی میخواهد نماز بخواند، باید کیفیت نماز خواندن را یاد بگیرد. اگر خواست وضو بگیرد، باید چگونه وضو گرفتن را بیاموزد. اما اینها، چیزهایی هستند که با نگاه کردن به مردمی که میدانند و نگاه کردن به آنچه انجام می دهند، حاصل میشود. از اینجا پی میبریم که یکی از فواید نماز جماعت این است که انسان جاهل، نماز را از شخص عالم میآموزد.
اما علمی که انسان به آن نیاز ندارد، آموختنش بر او واجب نیست. به کسی که فقیر باشد، نمیشود گفت: یادگیری احکام زکات بر تو واجب است. به کسی که تواناییِ انجام حج را ندارد، نمیشود گفت: باید یاد بگیری که حج را چگونه به جای آوری. آموختن علم به صورت عام، فرض کفایت است. بدین معنی که بر امت اسلامی واجب است احکام دین را از همه جهت حفظ نمایند، تا کسی نتواند دین را بازیچهی خود قرار داده و تحریف کند.
اما نماز کسوف و خسوف سنت هستند و برخی از اهل علم نیز آن را واجب میدانند. این نمازها غالبا در مسجد خوانده میشوند و مردم در آن از امام پیروی میکنند و هر چه امام انجام داد، آنها نیز انجام میدهند.
کسوف و خسوف هر دو به یک معنی هستند. اما غالبا خسوف در مورد ماه گرفتگی و کسوف در مورد خورشید گرفتگی به کار برده میشود. ولی هر دو به یک معنا هستند.
حال، چه زمانی نماز کسوف خوانده میشود؟ جواب: زمانی که قسمتی یا تمام ماه یا خورشید پشت دیگری مخفی شود، خواندن این نماز مشروع است. در چنین حالتی، خواندن این نماز، سنت است. ندا زده میشود: (الصلاة جامعة). مردم با شنیدن این ندا، برای ادای نماز در مساجد حاضر میشوند. اما بهتر است این نماز در مساجدی خوانده شود که نماز جمعه در آن برگزار میشود تا جمعیت بیشتری حضور یابند و بدین وسیله خوف وترس از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ حاصل شود. این نماز دو رکعت است و هر رکعتی دارای دو رکوع و دو سجده است. قرائت در آن بسیار طولانی است و در قیام اول که قبل از رکوع اول است، قرائت را خیلی طولانی میکند. سپس به رکوع رفته و رکوع را نیز خیلی طولانی انجام میدهد. سپس از رکوع بالا آمده و دوباره سورهی فاتحه و بعد از آن سورهای دیگر را قرائت میکند. سپس دوباره به رکوع میرود و رکوع را طولانی میکند و آن را کمتر از رکوع اول انجام میدهد. سپس بالا میآید و مدتی طولانی میایستد. سپس به سجده رفته و سجده را به اندازهی رکوع طولانی میکند. سپس به اندازهی سجود، بین دو سجده مینشیند. سپس سجدهی دوم را مثل سجدهی اول به جای میآورد. سپس برای رکعت دوم بلند شده و قرائت کرده، قرائتش را طولانی میکند، اما نه به اندازهی قرائت رکعت اول. رکوع نیز کمتر از رکوع رکعت اول است. سپس بالا آمده و قیام را نیز به اندازهی رکوع طولانی میکند. سپس به سجده رفته و سجود را به اندازهی رکوع طولانی میکند. سپس بین دو سجده نشسته و نشستنش را به اندازهی سجدهی اول طولانی میکند. سپس مینشیند و تشهد خوانده و سلام میدهد.
خوب است که امام بعد از نماز برای مردم خطبهای رسا خوانده و آنها را موعظه نماید. اگر توانست خطبهای مثل خطبهی پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بخواند، بهتر است. اگر نمیتواند، در این صورت هر کس که بتواند مردم را موعظه کرده و دلهایشان را بلرزاند و آنها را از الله بترساند، این کار را بکند. اگر امام نمیتواند خطبه بخواند، اما در بین نمازگزاران کسی وجود داشت که میتواند این کار را بکند، امام از او میخواهد که بایستد و مردم را موعظه کند. گفته شده که این خطبه، مانند خطبهی عید، راتبه[۱] است و نماز گفته میشود. برخی از اهل علم هم گفتهاند: خیر، بلکه این خطبه، عارضه[۲] است. اما قول صحیحتر، راتبه بودنِ این خطبه است. به خاطر اینکه کسوف در زمان پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم تنها یک بار اتفاق افتاده و پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نیز خطبه خواندند و اگر باز هم این اتفاق میافتاد و ایشان نماز خوانده، اما خطبه نمیخواندند، در این صورت میگفتیم که این خطبه، عارضه است. ولی چون ایشان صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم خطبه خواندهاند، اصل بر مشروع بودن این خطبه پس از هر نماز کسوفی است که با این کار، به رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم تأسی شود. نیز به خاطر اینکه موقعیت، آن را اقتضا میکند. چون پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم خبر دادهند که خورشید و ماه دو نشانه از نشانههای الله عَزَّوَجَلَّ هستند که به خاطر مرگ یا حیات کسی، نمیگیرند. بلکه اللهü به وسیلهی این دو، بندگانش را میترساند.
***
[۱] خطبه راتبه یعنی اینکه پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بعد از هر نماز خسوف و کسوفی، آن را خوانده است.
[۲] خطبه عارضه یعنی اینکه پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به خاطر اتفاقی که افتاده، خطبهای خوانده است.