چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۶۲۲) آموزش چه مقدار از دین واجب است

(۶۲۲) سوال: آیا واجب است کلّ دین را یاد بگیریم؟ آموختن چه مقداری از دین، واجب است؟ آیا واجب است که نماز کسوف و خسوف و عید و غیره را یاد بگیریم؟

جواب:

بر انسان واجب است هر مقداری از علم را که به آن احتیاج دارد، بیاموزد. وقتی می‌خواهد نماز بخواند، باید کیفیت نماز خواندن را یاد بگیرد. اگر خواست وضو بگیرد، باید چگونه وضو گرفتن را بیاموزد. اما اینها، چیزهایی هستند که با نگاه کردن به مردمی که می‌دانند و نگاه کردن به آنچه انجام می دهند، حاصل می‌شود. از اینجا پی می‌بریم که یکی از فواید نماز جماعت این است که انسان جاهل، نماز را از شخص عالم می‌آموزد.

اما علمی که انسان به آن نیاز ندارد، آموختنش بر او واجب نیست. به کسی که فقیر باشد، نمی‌شود گفت: یادگیری احکام زکات بر تو واجب است. به کسی که تواناییِ انجام حج را ندارد، نمی‌شود گفت: باید یاد بگیری که حج را چگونه به جای آوری. آموختن علم به صورت عام، فرض کفایت است. بدین معنی که بر امت اسلامی واجب است احکام دین را از همه جهت حفظ نمایند، تا کسی نتواند دین را بازیچه‌ی خود قرار داده و تحریف کند.

اما نماز کسوف و خسوف سنت هستند و برخی از اهل علم نیز آن را واجب می‌دانند. این نمازها غالبا در مسجد خوانده می‌شوند و مردم در آن از امام پیروی می‌کنند و هر چه امام انجام داد، آنها نیز انجام می‌دهند.

کسوف و خسوف هر دو به یک معنی هستند. اما غالبا خسوف در مورد ماه گرفتگی و کسوف در مورد خورشید گرفتگی به کار برده می‌شود. ولی هر دو به یک معنا هستند.

حال، چه زمانی نماز کسوف خوانده می‌شود؟ جواب: زمانی که قسمتی یا تمام ماه یا خورشید پشت دیگری مخفی شود، خواندن این نماز مشروع است. در چنین حالتی، خواندن این نماز، سنت است. ندا زده می‌شود: (الصلاة جامعة). مردم با شنیدن این ندا، برای ادای نماز در مساجد حاضر می‌شوند. اما بهتر است این نماز در مساجدی خوانده شود که نماز جمعه در آن برگزار می‌شود تا جمعیت بیشتری حضور یابند و بدین وسیله خوف وترس از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حاصل شود. این نماز دو رکعت است و هر رکعتی دارای دو رکوع و دو سجده است. قرائت در آن بسیار طولانی است و در قیام اول که قبل از رکوع اول است، قرائت را خیلی طولانی می‌کند. سپس به رکوع رفته و رکوع را نیز خیلی طولانی انجام می‌دهد. سپس از رکوع بالا آمده و دوباره سوره‌ی فاتحه و بعد از آن سوره‌ای دیگر را قرائت می‌کند. سپس دوباره به رکوع می‌رود و رکوع را طولانی می‌کند و آن را کمتر از رکوع اول انجام می‌دهد. سپس بالا می‌آید و مدتی طولانی می‌ایستد. سپس به سجده رفته و سجده را به اندازه‌ی رکوع طولانی می‌کند. سپس به اندازه‌ی سجود، بین دو سجده می‌نشیند. سپس سجده‌ی دوم را مثل سجده‌ی اول به جای می‌آورد. سپس برای رکعت دوم بلند شده و قرائت کرده، قرائتش را طولانی می‌کند، اما نه به اندازه‌ی قرائت رکعت اول. رکوع نیز کمتر از رکوع رکعت اول است. سپس بالا آمده و قیام را نیز به اندازه‌ی رکوع طولانی می‌کند. سپس به سجده رفته و سجود را به اندازه‎ی رکوع طولانی می‌کند. سپس بین دو سجده نشسته و نشستنش را به اندازه‌ی سجده‌ی اول طولانی می‌کند. سپس می‌نشیند و تشهد خوانده و سلام می‌دهد.

خوب است که امام بعد از نماز برای مردم خطبه‌ای رسا خوانده و آنها را موعظه نماید. اگر توانست خطبه‌ای مثل خطبه‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بخواند، بهتر است. اگر نمی‌تواند، در این صورت هر کس که بتواند مردم را موعظه کرده و دل‌هایشان را بلرزاند و آنها را از الله بترساند، این کار را بکند. اگر امام نمی‌تواند خطبه بخواند، اما در بین نمازگزاران کسی وجود داشت که می‌تواند این کار را بکند، امام از او می‌خواهد که بایستد و مردم را موعظه کند. گفته شده که این خطبه، مانند خطبه‌ی عید، راتبه[۱] است و نماز گفته می‌شود. برخی از اهل علم هم گفته‌اند: خیر، بلکه این خطبه، عارضه[۲] است. اما قول صحیح‌تر، راتبه بودنِ این خطبه است. به خاطر اینکه کسوف در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تنها یک بار اتفاق افتاده و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز خطبه خواندند و اگر باز هم این اتفاق می‌افتاد و ایشان نماز خوانده، اما خطبه نمی‌خواندند، در این صورت می‌گفتیم که این خطبه، عارضه است. ولی چون ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خطبه خوانده‌اند، اصل بر مشروع بودن این خطبه پس از هر نماز کسوفی است که با این کار، به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تأسی شود. نیز به خاطر اینکه موقعیت، آن را اقتضا می‌کند. چون پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داده‌ند که خورشید و ماه دو نشانه از نشانه‌های الله عَزَّوَجَلَّ هستند که به خاطر مرگ یا حیات کسی، نمی‌گیرند. بلکه اللهü به وسیله‌ی این دو، بندگانش را می‌ترساند.

***

[۱] خطبه راتبه یعنی اینکه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بعد از هر نماز خسوف و کسوفی، آن را خوانده است.

[۲] خطبه عارضه یعنی اینکه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به خاطر اتفاقی که افتاده، خطبه‌ای خوانده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجب أن نتعلم الدين كله؟ وما هو الذي يجب أن نتعلمه من الدين؟ وهل صلاة الكسوف والخسوف، وصلاة العيد، وغيرها من الصلوات يجب أن نتعلمها أم لا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: يجب على الإنسان أن يتعلم كل ما يحتاجه من العلم، فإذا أراد أن يصلى يجب أن يتعلم كيف يُصلى، وإذا أراد أن يتوضأ يجب أن يتعلم كيف يتوضأ، لكن هذا التعلم يحصل بمشاهدة الناس وما يفعلون إذا كانوا من أهل العلم، ومن ثَمَّ نعرف أن من فوائد صلاة الجماعة أن يتعلم الجاهل من العالم.

وأما ما لا يحتاجه الإنسان فإنه لا يلزمه أن يتعلمه، فلا نقول للفقير يجب أن تتعلم أحكام الزكاة – أي: أحكام زكاة الأموال -، ولا نقول لمن لا يستطيع الحج: يلزمه أن يتعلم كيف يؤدي الحج، لكن العلم على سبيل العموم فرض كفاية، بمعنى أنه يجب على الأمة الإسلامية أن تحفظ دينها في جميع أحكامه، حتى لا تتلاعب به أيدي العابِثِينَ، وتنطلق به ألسن المُحَرِّفِينَ. أما صلاة الكسوف والخسوف فإنها سُنَّة، وقال بعض أهل العلم: إنها واجبة، والغالب أن هذه الصلاة تصلى في المساجد ويتبع الناس فيها إمامهم، فما فعل الإمام يفعلونه. وليعلم أن الكسوف والخسوف معناهما واحد، لكن الغالب أن الخسوف يكون في كسوف القمر، وأن الكسوف يكون في خسوف الشمس، وإلا فمعناهما واحد.

أما متى تُشْرع صلاة الكسوف؟ فالجواب على هذا: أنها تشرع إذا كسفت الشمس أو القمر بانحجاب بعض أجسامها، وهذا قد يكون كليا وقد يكون جزئيا، فتُسَنُّ حينئذ الصلاة، فينادى لها الصلاة جامعة، ويجتمع الناس إليها في المساجد، والأفضل أن تكون في المساجد التي تقام فيها الجمعة، حتى يكثر الجمع وتحصل الرهبة والخوف من الله -عز وجل-، ويصليها الإمام ركعتين، في كل ركعة ركوعان وسجودان، ويطيل القراءة فيها جدا، فالقيام الأول الذي قبل الركوع الأول يكون طويلا جدا، ثم يركع ركوعًا طويلا جدا، ثم يرفع فيعيد القراءة: الفاتحة وما بعدها، ثم يركع ركوعًا طويلًا لكنه دون الأول، ثم يرفع ويحمد ويطيل الركوع، ثم يسجد ويطيل السجود بقدر الركوع، ثم يجلس بين السجدتين بقدر السجود، ثم يسجد للثانية كالأولى يطيلها، ثم يقوم إلى الركعة الثانية ويقرأ ويطيل، ولكنه دون الأول، ويركع ويطيل ولكنه دون الأول، ويرفع ويطيل ويقرأ، ثم يركع ركوعًا طويلا ولكنه دون الأول، ثم يرفع ويطيل القيام بقدر الركوع، ثم يسجد ويطيل السجود بقدر الركوع، ثم يجلس بين السجدتين ويطيل الجلوس بقدر السجود، ثم يسجد ويطيل السجود بقدر السجدة الأولى، ثم يجلس ويَتَشَّهد ويُسَلَّم.

وينبغي للإمام بعد ذلك أن يخطب للناس خطبة بليغة يعظهم فيها، إن تيسر له أن يخطب بما خطب به النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- فهذا هو الأكمل، وإلا من استطاع أن يعظ الناس ويهز قلوبهم ويخوفهم بالله -عز وجل فليفعل، وإذا كان الإمام لا يستطيع أن يخطب وفي القوم من يستطيع ذلك طلب منه أن يقوم ويعظ الناس، وهذه الخطبة قيل إنها خطبة الراتبة، كخطبة العيد بعد الصلاة، وقال بعض أهل العلم: بل هي من الخطب العارضة، والأقرب أنها من الخطب الراتبة، وذلك لأن الكسوف لم يقع في عهد النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- إلا مرة واحدة وخطب، ولو أنه وقع مرة أخرى ولم يخطب النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- لقلنا: إنها عارضة، لكن لما خطب فالأصل أنها مشروعة، تأسيا برسول الله -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، ولأن المقام يقتضي ذلك، فإن النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أخبر أن الشمس والقمر آيتان من آيات الله، وأنهما لا ينكسفان لموت أحد ولا لحياته، ولكن الله -تعالى- يخوف بهما عباده.

مطالب مرتبط:

(۷۱۹) حکم تدریس با استفاده از مجسمه

(۷۱۹) سوال: آیا جایز است استاد علوم با استفاده از مجسمه‌های حیوانات و پرندگانی که از پلاستیک قوی ساخته شده، تدریس کند؟ آیا می‌تواند از مجسمه‌های کامل به شکل انسان استفاده کند؟ جواب: این کار حرام بوده و جایز نیست. چون ضرورتی ندارد. می‌تواند حیوان را با گفتار، توصیف کند، یا آن را به چند […]

ادامه مطلب …

(۶۶۷) کتاب (الروح) و (حادی الأرواح) از ابن قیم

(۶۶۷) سوال: نظرتان در مورد دو کتاب ابن قیم به نام‌های (الروح) و (حادی الأرواح) چیست؟ جواب: هر دو کتاب‌هایی بزرگ و مفید هستند. در هر دو کتاب، عبرت‌ها و احکام فقهی وجود دارد و هر دو جزء بهترین کتاب‌هایی است که نوشته شده‌اند. خود نویسنده یعنی ابن قیم چنان که همه می‌دانند، شخصی دانشمند […]

ادامه مطلب …

(۷۰۲) عمل برخی ملعمین در فصل امتحانات

(۷۰۲) خانمی پرسیده: معلم است و زیاد می شنود که همکارانش در مدرسه، وقت امتحانات که نزدیک می‌شود، جزوه‌ای از آنچه تدریس شده را آماده کرده و آن را برای دانش آموزان می‌خوانند و سوالات امتحان نیز از این جزوه طرح می‌شوند. آیا این کار جایز است؟ جواب: به هیچ عنوان جایز نیست که معلم […]

ادامه مطلب …

(۷۲۳) بلند شدن شاگردان هنگام ورود معلم

(۷۲۳) سوال: حکم بلند شدن دانش آموزان هنگام ورد معلم به کلاس برای ادای احترام به معلم، چیست؟ جواب: برپا شدن هنگام ورد معلم به کلاس برای احترام و تعظیم معلم، شایسته نیست. زیرا صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم این کار را با رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که از هر کسی برای احترام و تعظیم شایسته‌تر است، نکرده‌اند. اما […]

ادامه مطلب …

(۶۳۳) سوال: قیمت گران کتاب‌های دینی

(۶۳۳) سوال: کتاب‌های دینی، قیمت بالایی دارند. کتاب‌هایی مثل تفسیر ابن کثیر و صحیحین گران‌قیمت هستند. با چنین قیمت‌هایی، چگونه جوانان می‌توانند در دینشان عالم شوند؟ جواب: گران بودن امری نسبی است و با توجه به هر کشوری و هر شخصی فرق می‌کند. ولی الحمدلله این کتاب‌ها در کتاب‌خانه‌ها وجود دارند و هر کسی می‌تواند […]

ادامه مطلب …

(۷۲۲) حکم دعوت زنان به سوی الله توسط مرد

(۷۲۲) سوال: آیا برای مرد جایز است با هدف نشر علم و دین، جلوی زنان بایستد؟ آیا جایز است مردی با زنی با هدف ارشاد او، خلوت نماید؟ جواب: خلوت کردن با زن نامحرم حتی اگر برای تعلیم و امر به معروف و نهی از منکر هم باشد، برای مرد حرام است. زیرا رسول الله […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه