۱۰۸۷- وعن عبد الله بن شقيق التَّابِعيِّ المتفق عَلَى جَلاَلَتِهِ رَحِمهُ اللهُ، قَالَ: كَانَ أصْحَابُ محَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم لا يَرَوْنَ شَيْئاً مِنَ الأعْمَالِ تَرْكُهُ كُفْرٌ غَيْرَ الصَّلاَةِ. [ترمذی، این روایت را با اِسناد صحیح در کتاب الایمان آورده است.]([۱])
ترجمه: عبدالله بن شقیق تابعی رَحِمَهُالله که ارجمندیاش مورد اتفاق است، میگوید: «اصحاب محمد صلی الله علیه و آله و سلم ترک هیچ عملی، جز ترک نماز را کفر نمیدانستند».
([۱]) صحیح الترمذی، از آلبانی رَحِمَهُالله ش: ۲۱۱۴.
شرح
هر یک از این احادیث، هشداری دربارهی ترک نماز است؛ هم حدیث جابر و هم حدیث بریده رضي الله عنهما. حدیثی که جابر رضي الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده، بدین مضمون است که: «نماز، فاصلهی هر شخصی با کفر و شرک است و اگر نماز را ترک کند، دیگر، با کفر و شرک فاصلهای ندارد»؛ یعنی کافر و مشرک شده است. در حدیث بریده رضي الله عنه آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «فرقی که میان ما و مشرکان و کافران میباشد، نماز است؛ هرکس، نماز را ترک کند، بهقطع کافر شده است».
این دو حدیث، بهروشنی بیانگر این است که آدمِ بینماز (تارکالصلاة) کافر، و از دایرهی اسلام خارج میباشد؛ کسی که نماز نمیخواند، از یهود و نصارا بدتر است. ذبیحهی یهود و نصارا جایز است؛ اما گوشت حیوانی که بینماز سر میبُرَد، حلال نیست.
اگرچه ازدواج با زن یهودی یا نصرانی برای مرد مسلمان جایز است، اما برایش جایز نیست که با زنِ بینماز ازدواج کند.
یهود و نصارا بر اساس پیمان یا امان و یا ذمه، در دین خود آزادند؛ اما آدمِ بینماز نباید بر ترک نماز، باقی بماند؛ یعنی به او گفته میشود: نماز بخوان؛ و گرنه، تو را میکُشیم. این، نشان میدهد که تارکالصلاۀ از یهود و نصارا نیز بدتر است؛ اما امروزه مردم به این موضوع اهمیت نمیدهند. گفتنیست: اگر کسی نماز را ترک کند و سپس عقد نکاحش با زنی بسته شود، این نکاح، نادرست و باطل میباشد و چنانچه با آن زن همبستری نماید، با او زنا کرده است. پناه بر الله. همچنین اگر زمانی که عقد نکاح بسته میشود، به نماز پايبند است و بعدها نماز را کنار میگذارد، عقد نکاح فسخ میگردد و واجب است که او را از زنِ مسلمان جدا کنند؛ مگر اینکه توبه نماید و به دین اسلام باز گردد که در اینصورت بر نکاحش ابقا میشود. ناگفته نماند که اگر کسی بر ترک نماز بمیرد، نه او را غُسل میدهند و نه او را کفن میکنند؛ همچنین بر او نماز نمیگزارند و او را در قبرستانِ مسلمانان دفن نمیکنند و برایش رحمت و آمرزش نمیخواهند و روز رستاخیز شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او نمیرسد؛ اما با جنازهی بینماز چه کنیم؟ آیا لاشهاش را رها کنیم تا خوراک سگها شود؟ خیر؛ زیرا این، برای نزدیکانش رنجآور است. لذا جنازهاش را به بیرون شهر یا به دشت و بیابان میبریم و گودالی حفر میکنیم و لاشهی آدمِ بینماز را با لباسهایش در چالهی حفرشده میاندازیم و رویش خاک میریزیم تا گَندَش همه جا را برندارد. البته اگر از بابتِ تأثر و افسوسِ خانوادهاش نگران نبودیم، لاشهاش را روی زمین رها میکردیم تا خوراک سگها شود؛ اما برای اینکه بوی تعفنش همه جا را نگیرد و مایهی ناراحتیِ مردم یا آزردگیِ خاطر نزدیکانش نشود، او را بدون غسل و کفن، با خاک میپوشانیم.
به فرمودهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، آدم بینماز روز رستاخیز با فرعون، هامان، قارون و ابی بن خلف برانگیخته میشود. لذا روشن شد که ترک نماز، گناهِ بسیار بزرگیست و انسان را از دایرهی اسلام خارج میکند. همچنین بر انسان واجب است که آدمِ بینماز را از قبرستانِ مسلمانان دور کند؛ نه اینکه با علمِ به بینماز بودن وی، مسلمانان را به حضور در نماز جنازهاش فرا بخواند. این، جفا و تزویر در حقّ مسلمانان است؛ اگرچه گناهی بر آنها نیست. زیرا از بینماز بودن میّتی که بر او نماز خواندهاند، بیاطلاع بودهاند و گناهش بر کسیست که با وجودِ آگاهی از بینماز بودن میّت، جنازهاش را نزد مسلمانان برده است تا بر او نماز بخوانند. الله متعال میفرماید:
﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓۖ إِنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُواْ وَهُمۡ فَٰسِقُونَ ٨٤﴾ [التوبة: ٨٤]
و بر جنازهی هیچیک از آنان نماز مخوان و بر قبرشان نایست. چراکه آنان به الله و پیامبرش کفر ورزیدند و در حالی مردند که فاسق و گمراه بودند.
باید بدانید که اگر یکی از نزدیکان شما بینماز باشد و بمیرد، بنا بر دیدگاه بیشتر علما، چیزی از میراثش برای شما جایز نیست؛ همچنانکه اگر او پیش از شما بمیرد، از شما ارث نمیبرد. مثلاً: اگر کسی بمیرد و پسری بینماز و پسرعمویی نمازخوان داشته باشد، آن پسر ارث نمیبرد؛ اما پسرعمویِ میّت که دورتر است، ارث میبرد. همچنین اگر پسری نمازخوان و ثروتمند پیش از پدرِ بینمازش بمیرد و عموی مسلمان و نمازخوانی داشته باشد، ارثش به عمویش میرسد؛ نه به پدرش؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «لا يَرِثُ الْمُسْلِمُ الْكَافِرَ، وَلا الْكَافِرُ الْمُسْلِمَ». یعنی: «نه مسلمان، از کافر ارث میبرد و نه کافر از مسلمان».
متون کتاب و سنت و اجماع صحابه# بیانگر این است که بینماز، کافر میباشد؛ همانگونه که شقیق بن عبدالله تابعی رَحِمَهُالله گفته است: «اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ترک هیچ عملی، جز ترک نماز را کفر نمیدانستند». نووی رَحِمَهُالله دربارهی شقیق بن عبدالله میگوید: همه، اتفاق نظر دارند که او گرامی، ثقه، عادل و شایسته است. علمای متأخر ما نیز مانند علامه عبدالعزیز بن باز رَحِمَهُالله نیز بر این باورند که تارکالصلاۀ، کافر و بیرون از دایرهی اسلام میباشد و حکمِ مرتد را دارد؛ اما متأسفانه بسیاری از مردم در اینباره سستی نشان میدهند. از الله متعال میخواهیم که ما را به سویی که خیر و صلاح ما در آناست، رهنمون شود.
([۲]) يعني: اگر انسان، نماز را ترک کند، دیگر، با کفر و شرک فاصلهای ندارد و كافر و مشرك ميباشد. [مترجم]