۱۰۴۴- وعن عبدِ الله بن عمرو بن العاص رضي الله عنهما: أَنَّهُ سَمِعَ رسولَ الله صلی الله علیه و آله و سلم يَقُولُ: «إِذَا سَمِعْتُمُ الْمُؤَذِّنَ فَقُولُوا مِثْلَ مَا يَقُولُ، ثُمَّ صَلُّوا عَلَيَّ؛ فَإنَّه مَنْ صَلَّى عَلَيَّ صَلاَةً صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ بِهَا عَشْراً، ثُمَّ سَلُوا اللهَ لِيَ الوَسِيلَةَ؛ فَإنَّهَا مَنْزِلَةٌ في الجَنَّةِ لا تَنْبَغِي إِلا لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللهِ وَأرْجُو أنْ أكونَ أنَا هُوَ، فَمَنْ سَألَ لِيَ الوَسِيلَةَ حَلَّتْ لَهُ الشَّفَاعَةُ». [روایت مسلم]([۱])
ترجمه: از عبدالله بن عمرو بن عاص رضي الله عنهما روایت است که وی از رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم شنید که میفرمود: «هنگامیکه صدای اذان را شنیدید، کلماتی را که مؤذن میگوید، تکرار کنید و آنگاه بر من درود و صلوات بفرستید؛ زیرا هرکس یک درود بر من بفرستد، الله متعال در برابرش ده درود بر او میفرستد و سپس برای من “وسیله” را درخواست کنید که جایگاهی والا در بهشت است و تنها به یکی از بندگان الله، اختصاص دارد و امیدوارم که من، آن بنده باشم. هرکس، وسیله را برای من درخواست کند، شفاعتِ – من- برایش واجب میشود».
شرح
این احادیث نیز در فضیلت اذان است؛ از جمله حدیثی بدین مضمون که ابوهریره رضي الله عنه میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتی مؤذن اذان میگوید، شیطان که تحمل شنیدنش را ندارد، بیقرار میگردد و در حالی که از او باد بیرون میشود، میگریزد تا صدای اذان را نشنود. و همین، معنای فرمودهی الله متعال است که میفرماید:
﴿مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ ٤﴾ [الناس: ٤]
از شرّ (شیطانِ) وسوسهگر و کمینگرفته که (چون انسان، الله را یاد نماید، دیگر توان وسوسه ندارد و) عقبنشینی میکند.
آری؛ هنگامیکه انسان، الله را یاد میکند، شیطان توان وسوسه ندارد؛ لذا پنهان میشود یا عقبنشینی میکند و میگریزد. زیرا بیشترین چیزی که برای شیطان ناگوار است، عبادت الله عزوجل میباشد و بیشترین کینه و دشمنی را با کسانی دارد که الله را عبادت میکنند. از سوی دیگر بیش از همه چیز، شرک به الله و معاصی را دوست دارد؛ زیرا شیطان به کارهای زشت و ناپسند فرا میخواند. همانگونه که الله متعال میفرماید:
﴿ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِ﴾
شیطان، شما را از فقر و تنگدستی میترساند و شما را به کارهای زشت و ناپسند میکشاند.
لذا شیطان دوست دارد که مردم بهسوی کارهایی بروند که الله متعال به انجامش دستور نداده است؛ و از سوی دیگر برایش ناگوار میباشد که مردم به انجام کارهایی بپردازند که الله متعال دستور داده است؛ از اینرو هنگامی که مؤذن اذان میگوید، شیطان عقبنشینی میکند و آنقدر دور میشود که صدای اذان را نشنود و آنگاه که اذان به پایان میرسد، باز میگردد تا انسانها را وسوسه کند. و چون برای نماز اقامه میگویند، فرار میکند؛ هنگامیکه اقامه تمام میشود، شیطان باز میآید تا نمازگزار را وسوسه کند؛ به او میگوید: فلان موضوع و فلان مسأله را بهیاد آور و نمازگزار را به یادِ چیزهایی میاندازد که پیشتر در یادش نبود.
واقعیت نیز همین را نشان میدهد: گاه انسان چیزی یا موضوعی را فراموش میکند؛ اما همینکه وارد نماز میشود، شیطان همه چیز را به یادش میآورد. گفته میشود: شخصی نزد امام ابوحنیفه رَحِمَهُالله آمد و گفت: چیزی را جایی گذاشته و فراموش کردهام که آنرا کجا گذاشتهام. امام فرمود: برو وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان؛ حتماً به یادت خواهد آمد که آنرا کجا گذاشتهای. آن مرد وضو گرفت و همینکه وارد نماز شد، بهیادش آمد که آن چیز را کجا گذاشته است. این، واقعیتیست که تجربه ثابت کرده است؛ رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم راست فرمود.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در این حدیث به نکتهی مهمی اشاره کرد که بیانگر فضیلت وضوست؛ یعنی: اذان، شیطان را میراند و او را دور و گریزان میگرداند. از اینرو برخی از علما گفتهاند: مستحب است که در گوش نوزاد، اذان بگویند تا شیطان را از او دور کنند. برخی دیگر از علما گفتهاند: در گوش نوزاد اذان میگویند تا نخستین چیزی که در دنیا میشنود، نام و یادِ الله عزوجل باشد. در هر حال، اذان، شیطان را دور میگرداند؛ اما آیا اگر انسان غیر از وقت اذان، اذان بگوید، باز هم شیطان دور میشود؟ الله داناتر است؛ اما ذکرِ الله عزوجل بهطور کلی شیطان را دور میگرداند؛ زیرا کسی که چون الله عزوجل یاد میشود، عقبنشینی میکند یا روی میگرداند و دور میگردد.
در حدیث دوم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داده است که وقتی صدای اذان را میشنویم، کلماتی را که مؤذن میگوید، تکرار کنیم؛ لذا وقتی مؤذن میگوید: «اللهُ اکبر»، ما نیز میگوییم: «اللهُ اکبر». و آنگاه که میگوید: «أَشْهَدُ أنْ لا إله إِلا اللهُ»، میگوییم: «أَشْهَدُ أنْ لا إله إِلا اللهُ». و هنگامیکه مؤذن میگوید: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ»، میگوییم: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ». هنگامیکه مؤذن عبارتهای «حَىَّ عَلى الصَّلاة» و «حَىَّ عَلى الفَلاح» را میگوید، ما عبارت استعانت را میگوییم؛ یعنی میگوییم: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللّهِ»؛ زیرا ما دعوتشدگانیم و مؤذن، دعوتگر است. از اینرو درست نیست که پس از مؤذن که ما را بهسوی نماز و رستگاری فرا میخواند، «حَىَّ عَلى الصَّلاة» و «حَىَّ عَلى الفَلاح» بگوییم؛ بلکه برای شتافتن بهسوی نماز و رستگاری، از الله متعال کمک و استعانت میجوییم. اینجاست که میگویم: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللّهِ»، کلمهی استعانت و کمک خواستن از الله متعال است و انسان برای کارهایش یا اصلاحِ آنها با گفتن این عبارت، از الله عزوجل کمک میگیرد. همانگونه که الله متعال در مثالی که دربارهی دو باغدار بیان میکند، از زبانِ یکی از آنها که مؤمن و نیکوکار است، میفرماید:
﴿وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَكَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ﴾ [الكهف: ٣٩]
(باغدار مؤمن به آن یکی که ایمان نداشت، گفت:) چرا آنگاه که وارد باغت شدی، نگفتی: «آنچه الله بخواهد، (همان میشود)؛ هیچ توان و قدرتی جز به خواست الله نیست»؟
یعنی: به او گفت: اگر این را میگفتی و چنین باوری داشتی، برایت بهتر بود و باغت از میان نمیرفت. لذا این عبارت، عبارتِ بسیار بزرگ و ارزشمندیست؛ همچنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عبدالله بن قیس که همان ابوموسی اشعری رضي الله عنه میباشد، فرمود: «أَلاَّ أَدُلُّكَ عَلَى كَنْزٍ مِنْ كُنُوزِ الجَنةِ؟»؛ یعنی: «آیا گنجی از گنجهای بهشت را به تو نشان بدهم؟» عرض کرد: بله، ای رسولخدا! فرمود: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللّهِ».([۲]) پس هنگامیکه مؤذن عبارتهای «حَىَّ عَلى الصَّلاة» و «حَىَّ عَلى الفَلاح» را میگوید، ما «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللّهِ» میگوییم و آنگاه که در اذان صبح «الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ» را میگوید، ما نیز همین عبارت را تکرار میکنیم و میگوییم: «الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ». و چون «الله اکبر» میگوید، عبارت تکبیر را تکرار مینماییم و وقتی «لا إله إِلا اللهُ» میگوید، ما نیز پس از او، کلمهی توحید را میگوییم؛ سپس بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درود و صلوات میفرستیم؛ میگوییم: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ…»؛ زیرا کسی که یک درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بفرستد، الله عزوجل در برابرش ده درود بر او میفرستد. و آنگاه از الله عزوجل برای رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم، “وسیله” را درخواست میکنیم و میگوییم: «اللهمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ وَالصَّلاَةِ الْقَائِمَةِ آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ وَابْعَثْهُ مَقَامًا مَحْمُودًا الَّذِى وَعَدْتَهُ».([۳])
وقتی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرستیم و “وسیله” را برایش درخواست کنیم، شفاعت آن بزرگوار بر ما واجب میشود. وسیله، درجه و مقامی والا در بهشت است؛ والاترین مقامی که در بهشت وجود دارد و تنها شایستهی یکی از بندگان الاهیست. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «امیدوارم که من، آن بنده باشم». و انشاءالله که این امید، تحقق خواهد یافت؛ زیرا میدانیم که محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم برترین آفریده و بندهی الله متعال است و این امت نیز پس از هر اذانی دعا میکنند و از الله متعال میخواهند که این مقام را به محمد صلی الله علیه و آله و سلم عنایت بفرماید؛ و دعا در میان اذان و اقامه، رد نمیشود. همهی امت میگویند: «آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِيلَةَ»: «پروردگارا! به محمد، مقامِ وسیله را عنایت بفرما». و امت محمد، شایستهی این هستند که وقتی دعا کنند، این مقام به پیامبرشان داده شود و الله متعال دعایشان را بپذیرد. از اینرو رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «امیدوارم که من، آن بنده باشم». لذا شایسته است که وقتی صدای اذان را میشنویم، کلماتی را که مؤذن میگوید، تکرار کنیم؛ حتی اگر مشغول تلاوت قرآن هستیم، تلاوت را قطع نماییم و جواب مؤذن را بگوییم و سپس به تلاوت خویش ادامه دهیم. علما اختلاف نظر دارند که آیا کسی که در حالِ نماز است، پاسخ اذان را بدهد یا خیر؟ ابوالعباس حرانی رَحِمَهُالله میگوید: آری؛ حتی اگر در حالِ نماز هستید، جواب اذان را بدهید. زیرا اذان، ذکریست که نماز را باطل نمیکند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «إِذَا سَمِعْتُمُ الْمُؤَذِّنَ فَقُولُوا مِثْلَ مَا يَقُولُ».([۴]) يعني: «هنگامیکه صدای اذان را شنیدید، کلماتی را که مؤذن میگوید، تکرار کنید». و این حکم، هیچ مستثنایی ندارد؛ اما بیشتر علما بر این باورند که در حال نماز، پاسخ مؤذن را ندهید؛ زیرا نماز، اذکار و اوراد ویژهای دارد و اذان نیز طولانیست و انسان را از نماز به خود مشغول میسازد؛ لذا چون مشغول نماز بودهاید، پس از پایان نماز، عبارات اذان را تکرار کنید. همچنین هنگامی که در حالِ قضای حاجت هستید، نباید پاسخ مؤذن را بگویید؛ زیرا عبارات اذان، ذکر است و دستشویی جای مناسبی برای ذکر نیست؛ اما پس از اینکه بیرون آمدید، کلمات اذان را تکرار کنید. البته برخی از علما گفتهاند که در چنین حالتی میتوان با قلب خویش جواب اذان را داد؛ اما این دیگاه، جای تأمل دارد؛ زیرا رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کلماتی را که مؤذن میگوید، بگویید». و دنبال کردن واژههای اذان با قلب، مانند گفتن یا بر زبان آوردن آنها نیست. همچنین اگر صدای چند مؤذن را شنیدید، آیا باید پاسخ همه را بدهید؟ میگوییم: اگر اذانِ همهی آنها همزمان بود، یعنی بهگونهای بود که پیش از پایان نخستین اذان، اذان دوم شروع شد، جواب اذان نخست را بدهید و به اذان دوم مشغول نشوید؛ ولی اگر اذان دوم را پس از پایان اذان نخست شنیدید، جواب اذان دوم را نیز بدهید.زیرا این، خوب است و بهطور کلی در فرمودهی رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم میگنجد که فرمود: «هنگامیکه صدای اذان را شنیدید، کلماتی را که مؤذن میگوید، تکرار کنید». البته علما رحمهمالله این را مقید به این دانستهاند که انسان نماز نخوانده باشد؛ اما اگر اذان دیگری بشنود و او نماز خوانده باشد، ضرورتی ندارد که جواب این اذان را بدهد؛ زیرا این اذان، فراخوانی برای وی بهشمار نمیآید. چراکه وی آنچه را که بر او فرض بوده، به جای آورده است. البته این دیدگاه نیز جای بحث و تأمل دارد؛ زیرا بر خلافِ فرمودهی عام و فراگیرِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمود: «هنگامِ شنیدن صدای اذان، کلماتی را که مؤذن میگوید، تکرار کنید». در پاسخِ اینکه گفتهاند: «این اذان، فراخوانی برای وی بهشمار نمیآید»، میگوییم: آری؛ اینک اینگونه است؛ اما در مجموع که هر اذانی برای هر مسلمانی، فراخوانی بهسوی نماز و رستگاریست؛ لذا مشکلی نیست. اینجاست که میگوییم: حتی اگر نماز خوانده بودید، باز هم جواب اذان را بدهید؛ نه تنها ضرری ندارد، بلکه کار نیکی کردهاید.
([۲]) صحیح بخاری، ش: (۴۲۰۵، ۶۳۸۴، ۷۳۸۶)؛ و مسلم، ش: ۲۷۰۴ بهنقل از ابوموسی اشعری رضي الله عنه.
([۳]) نگا: صحیح بخاری، ش: ۶۱۴؛ ترجمهی دعا: «یا الله! ای پروردگار این فراخوان کامل و نمازی که اینک برپا میشود! به محمد، وسیله (=جایگاه ویژهای در بهشت) و فضیلت و امتیاز خاص عنایت بفرما و آنگونه که وعده فرمودهای، او را به جایگاهِ ویژه و شایستهی شفاعت برسان». [مترجم]
([۴]) صحیح مسلم، ش: ۳۸۴ به نقل از عبدالله بن عمرو رضي الله عنهما.