۱۰۲۶- وعن أُبَيِّ بنِ كَعبٍ رضي الله عنه قال: قَالَ رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم: «يَا أَبَا الْمُنْذِرِ، أَتَدْري أيُّ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ الله مَعَكَ أعْظَمُ»؟ قُلْتُ: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾، فَضَرَبَ فِي صَدْرِي وَقال: «لِيَهْنِكَ العِلْمُ أَبَا الْمُنْذِرِ». [روایت مسلم]([۱])
ترجمه: اُبَی بن کعب رضي الله عنه میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای ابامنذر! آیا میدانی که کدامین آیه از کتابالله که با خود داری، بزرگتر (و برتر) است؟» گفتم: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾ [آیۀالکرسی]. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بر سینهام زد و فرمود: «ای ابامنذر! علم بر تو خجسته و گوارا باد».
شرح
این احادیث در فضیلت آیهها و سورههای مشخصی از قرآن است؛ از جمله: سورهی بقره.
مؤلف رَحِمَهُالله حدیثی بدین مضمون آورده است که ابوهریره رضي الله عنه میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «خانههایتان را قبرستان نگردانید». علما گفتهاند: معنایش این است که در خانههایتان نماز بخوانید؛ زیرا خانهای که در آن نماز و قرآن خوانده نمیشود، مانند قبرستان است؛ بدین دلیل که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حدیثی فرموده است: «الأَرْضُ كُلُّهَا مَسْجِدٌ إلا الْمَقْبَرَةَ وَالْحَمَّامَ».([۲]) یعنی«همه جای زمین محل نماز است، جز قبرستان و حمام». و نیز فرموده است: «لا تُصَلُّوا إِلَى الْقُبُورِ وَلا تَجْلِسُوا عَلَيْهَا».([۳]) یعنی: «بهسوی قبرها نماز نخوانید و روی آنها ننشینید». در قبرستان، نه نماز فرض درست است و نه نمازِ نفل؛ همچنین سجدهی تلاوت و سجدهی شکر و هیچیک از انواع نمازها در قبرستان درست نیست؛ البته یک نماز، یعنی نماز جنازه مستثناست و خواندن نماز جنازه در قبرستان، درست میباشد؛ چه پیش از دفن میّت و چه پس از آن. گفتنیست: نماز خواندن بر جنازه پس از دفنِ آن، نباید در اوقات ممنوع باشد؛ یعنی اگر پس از نماز عصر، برای تشییع جنازه و نماز بر آن به قبرستان رفتید و دیدید که جنازه را به خاک سپردهاند، بر آن نماز نخوانید؛ زیرا این امکان برای شما وجود دارد که در وقتی دیگر، مثلاً هنگام چاشت بیایید و بر میّت نماز بخوانید؛ اما اگر زمانی به قبرستان رسیدید که جنازه را در زمین گذاشته و هنوز دفنش نکرده بودند، ایرادی ندارد که بر آن نماز بخوانید؛ هرچند پس از نماز عصر باشد؛ زیرا در این حالت، سببی برای نماز خواندن وجود دارد و خواندن نمازی که دارای سبب است، [مانند نماز جنازه یا تحیۀالمسجد] در اوقات ممنوع، ایرادی ندارد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «بیگمان شیطان از خانهای که در آن سورهی “بقره” خوانده میشود، میگریزد». یعنی اگر در خانهی خود، سورهی “بقره” را بخوانید، شیطان از خانهی شما فرار میکند و به آن نزدیک نمیشود؛ زیرا آیۀالکرسی در سورهی بقره است که پرفضیلتترین آیهی قرآن میباشد؛ همانگونه که در حدیث اُبَی بن کعب رضي الله عنه آمده است: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: «ای ابامنذر! آیا میدانی که کدامین آیه از کتابالله که با خود داری، بزرگتر (و برتر) است؟» پاسخ داد: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾ [آیۀالکرسی]. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بر سینهاش زد و فرمود: «ای ابامنذر! علم بر تو خجسته و گوارا باد». بدینسان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ابی بن کعب رضي الله عنه تبریک گفت که میدانست: آیۀالکرسی بزرگترین آیهی قرآن است؛ زیرا این آیه، شامل ده صفت از صفات الله عزوجل میباشد. الله عزوجل میفرماید: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾؛ یعنی: «الله؛ هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد». این، بیانِ توحیدِ ناب و خالص است که میفرماید: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾. از این عبارت بهعنوان «کلمهی توحید» یاد میشود و بدین معناست که: هیچ معبود برحقی جز الله وجود ندارد و همهی معبودانی که جز الله پرستش میشوند، معبودان باطلاند؛ یعنی پرستیدن آنها و بهفریاد خواندنِ آنان، باطل و نادرست است؛ حتی اگر از آنان بهعنوان معبود یاد شود؛ معبودان باطل، فقط نامهایی هستند که مردم نامگذاری کرده و آنها را معبود نامیدهاند؛ در حالیکه الله هیچ دلیلی بر درستیِ آنها نازل نکرده است. ﴿ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾؛ یعنی: «همیشهزندهای که اداره و تدبیر تمام هستی را در دست دارد». به عبارت دیگر: ذاتیکه در حیات و جاودانگی خویش، کامل است و آغاز و پایانی ندارد؛ بلکه ازلی و ابدیست؛ زیرا او، اول است و هیچ چیزی پیش از نبوده و او، آخِر است و هیچ چیزی، پس از او نیست. الله عزوجل میفرماید:
﴿كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ ٢٦ وَيَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّكَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ ٢٧﴾ [الرحمن: ٢٦، ٢٧]
همهی کسانی که روی زمین هستند، فناپذیرند و ذات پروردگارت، صاحب شکوه و بخشش، باقی میماند.
برخی از علما گفتهاند: شایسته است که انسان در پایان آیهی بیست و ششم، ﴿كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ﴾ وقف نکند؛ یعنی پُشت سر هم و بدون وقف بخواند: ﴿كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ ٢٦ وَيَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّكَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ ٢٧﴾.
این آیه، بیانگر ناقص بودن آفریدهها و کمالِ آفریننده است؛ یعنی: الله عزوجل در حیات خویش کامل میباشد و به هیچ وجه، دچار هیچ نقصی نمیگردد و حیات مخلوقات، ناقص است؛ به خود بنگر که شنواییات، ناقص است و همه چیز را نمیشنوی؛ و همینطور بینایی و سلامتیات؛ بیماریهای که انسان به آنها مبتلا میشود، بیشمارند. خلاصه اینکه همهی اسباب و عوامل زندگی بشر، ناقص است.
اما پروردگار متعال، ذاتیست که حیاتش کامل میباشد. الله متعال «قیّوم» است؛ یعنی: قایم به ذات خویش، و به هیچ چیز و هیچکس نیاز ندارد:
﴿وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٩٧﴾ [آل عمران: ٩٧]
و هر کس سر باز زند، بداند که الله از جهانیان بینیاز است.
و میفرماید:
﴿إِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمۡۖ وَلَا يَرۡضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلۡكُفۡرَۖ وَإِن تَشۡكُرُواْ يَرۡضَهُ لَكُمۡ﴾ [الزمر: ٧]
اگر کفر بورزید، بیگمان الله از شما بینیاز است و کفر و ناسپاسی را برای بندگانش نمیپسندد و اگر سپاسگزاری کنید، آن را برایتان میپسندد.
پس، الله عزوجل بینیاز میباشد؛ همانگونه که در حدیثی قدسی آمده است که الله جل جلاله میفرماید: «يَا عِبَادِي إِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضُرِّي فَتَضُرُّوني، وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِي فَتَنْفَعُوني».([۴]) یعنی: «ای بندگان من! شما هرگز نمیتوانید نفع و زیانی به من برسانید». پس، الله عزوجل قایم به ذات خویش است و به هیچکس نیاز ندارد؛ زیرا جز او، نیازمند و قایم به دیگران است و تنها اوست که قایم به خود میباشد. الله متعال میفرماید:
﴿أَفَمَنۡ هُوَ قَآئِمٌ عَلَىٰ كُلِّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ﴾ [الرعد: ٣٣]
آیا پروردگاری که مراقب و حسابگرِ اعمالِ همه است، (همچون معبودان باطل میباشد؟)
یعنی: آیا مانندِ کسانیست که مالکِ هیچ چیزی نیستند. لذا تنها الله عزوجل مراقب و حسابگرِ اعمالِ همگان است. پس، «قیّوم» دو معنا دارد: ذاتی که قایم به خویش است؛ و ذاتی که مراقب و تدبیرگر همهی هستیست.
﴿لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞ﴾؛ یعنی: «او را هرگز نه چُرت میگیرد و نه خواب». میدانید که چُرت، مقدمهی خواب است؛ اما الله متعال را نه چرت میگیرد و نه خواب. در صورتی که انسان- چه بخواهد و چه نخواهد- میخوابد؛ حتی گاه در حال نماز نیز در خواب فرو میرود یا در حالیکه با مردم صحبت میکند، چُرت میزند. اما الله عزوجل که در حیات و جاودانگی خویش، کامل است، نه چرت میزند و نه میخوابد. در حدیث صحیح آمده است: «إِنَّ الله لا يَنَامُ وَلا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَنَامَ».([۵]) یعنی: «الله نمیخوابد و شایستهاش نیست که بخوابد». به عبارت دیگر: بهکلی محال است که الله عزوجل بخوابد؛ زیرا حیاتش کامل میباشد و کاملاً بینیاز است و اگر بخوابد، چه کسی امور هستی و آفریدهها را تدبیر میکند؟ بهیقین تنها الله اداره و تدبیر امور هستی را در دست دارد؛ لذا نه چُرت میزند و نه میخوابد.
([۲]) صحیح است؛ علامه آلبانی رَحِمَهُالله در صحیح أبی داود، ش: ۴۶۳ این حدیث را صحیح دانسته است.
([۳]) صحیح مسلم، ش: ۹۷۲ بهنقل از ابومرثد غنوی رضي الله عنه.