۱۰۲۴- وعن أَبي مسعودٍ البَدْرِيِّ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: «مَنْ قَرَأَ بِالآيَتَيْنِ مِنْ آخِرِ سُورَةِ البَقَرَةِ في لَيْلَةٍ كَفَتَاهُ». [متفق عليه]([۱])
ترجمه: ابومسعود بدری رضي الله عنه میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هرکس دو آیهی پایانیِ سورهی بقره را در شب بخواند، همین دو آیه برای او بسنده و کافی هستند».
[نووی رَحِمَهُالله گوید: یعنی: در آن شب نگهدارِ او از هر امر ناگواری هستند. و نیز گفته شده است: او را از نماز شب بینیاز میکنند.]([۲])
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله در باب تشویق به قرائت برخی از سورهها و آیات معینی از قرآن کریم، احادیثی در فضیلت سورههای «فاتحه» و «اخلاص» ذکر کرده است که پیشتر دربارهاش سخن گفتیم؛ همچنین به فضیلتِ مُعَوّذَتین، یعنی سورههای «فلق» و «ناس» پرداخته است. هر کس با تلاوت این دو سوره از روی صدق و ایمان به الله پناه ببرد، الله عزوجل به او پناه میدهد. اما سورهی «فلق»؛ الله عزوجل میفرماید:
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ ١ مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ٢﴾ [الفلق: ١، ٢]
بگو: به پروردگار سپيدهدم پناه مىبرم؛ از شرّ آنچه آفریده است.
«فَلَق»، یعنی سپیده زدن و شکافتن؛ به عبارت دیگر: هم به سپیدهدم اطلاق میشود و هم به شکافِ دانه و هسته. هر دو تعبیر در قرآن کریم آمده است؛ الله جل جلاله میفرماید:
﴿فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ﴾ [الأنعام: ٩٦]
(الله) شکافندهی سپیدهدم است.
و میفرماید:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ﴾ [الأنعام: ٩٥]
الله، دانه و هسته را میشکافد.
پس، الله عزوجل پروردگار سپیدهدم است و اوست که دانهها و هستهها را میشکافد و کسی جز او تواناییِ انجامِ هیچیک از این کارها را ندارد.
﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾؛ یعنی: از شرّ همهی آفریدههایی که الله عزوجل خلق کرده است، به او پناه میبرم؛ از جمله از نفس خویش. همانگونه که در حدیث صحیح آمده است: «ونَعُوذُ بالله مِنْ شُرُورِ أنفُسِنَا، وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أعمَالِنا».([۳]) یعنی: «از بدیها و تبهکاریهای نفس خویش و نیز از کارهای زشتمان به الله پناه میبریم»؛ زیرا نفسِ انسان، پیوسته به کارهای بد و ناپسند فرمان میدهد. از اینرو از نفس خویش و نیز از شرّ همهی آفریدههای الهی، از جمله: جنها و انسانها به الله پناه میبریم.
﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ٣﴾ [الفلق: ٣]
… و از شر شب تاريك، آنگاه كه همه جا را فرا گيرد (به پروردگارِ سپیدهدم پناه میبرم).
﴿,Å% رضي الله عنهمñ﴾، یعنی: شب تاریک. آنگاه که شب فرا میرسد و همه جا را فرا میگیرد، درندگان و گزندگان در زمین پراکنده میشوند؛ از اینرو از شرّ شبِ تاریک به الله پناه میبریم.
﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ ٤﴾ [الفلق: ٤]
… و از شرّ زنان جادوگری که در گرهها میدمند.
﴿ٱلنَّفَّٰثَٰتِ﴾، یعنی: نفوسِ جادوگر؛ و این، هم شاملِ مردان جادوگر میشود و هم شامل زنان جادوگر؛ اما از آن جهت به زنانِ جادوگر تصریح فرمود که جادوگری [و گرایش به جادو و جنبر] در میان زنان، بیشتر است.
﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ٥﴾ [الفلق: ٥]
و از شر هر حسودی، آنگاه که حسادت میورزد.
اینجا سخن از زخم چشم است؛ یعنی کسی که حسادت میورزد و دوست ندارد که به کسی خیر و نیکی برسد؛ بلکه وقتی الله متعال به کسی مال و ثروت، یا پست و مقام، یا علم و دانش، و زن و فرزند میبخشد، حسادتِ حسود از درون پلیدش بهسان تیر از کمان جدا میشود و به آدم برخورد میکند. اگرچه رها شدن این تیر هیچ سود و فایدهای برای حسود ندارد، اما بیانگر درونمایهی پلید اوست که خیر و نیکی را برای دیگران نمیپسندد و بدینسان انسان به زخم چشم متبلا میگردد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «لَوْ سَبَقَ الْقَدَرَ شَيْءٌ لَسَبَقَتْهُ الْعَيْن».([۴]) یعنی: «اگر چیزی بر تقدیر پیشی میگرفت، زخم چشم بود». اما هیچ چیزی بر تقدیر پیشی نمیگیرد. لذا زخم چشم، حقیقت دارد و حتی برخی از علما آخرین آیهی سورهی «قلم» را به همین معنا دانستهاند:
﴿وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزۡلِقُونَكَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّكۡرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ ٥١﴾ [القلم: ٥١]
نزدیک بود کافران، هنگامیکه آیات قرآن را شنیدند، تو را با چشمانشان بلغزانند (و از میان ببرند) و میگویند: بیگمان او، دیوانه است.
﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾؛ یعنی: «از شرّ حسود، هنگامیکه حسادت میورزد، به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم». فرمود: ﴿إِذَا حَسَدَ﴾؛ یعنی: هنگامیکه حسد میروزد؛ زیرا گاه، آدم حسود حسادت نمیورزد؛ اما هنگامی که حسد میورزد، شرّش به دیگران میرسد. البته اشارهی آیه، هم به حسودیست که زخم چشم میزند و هم به حسودیست که زخم چشم نمیزند. زیرا برخی از مردم بدون اینکه زخم چشم بزنند، حسودند. – پناه بر الله-
حسادت، این است که برخورداری دیگران از نعمت الهی برای کسی ناگوار باشد؛ اگرچه برای آنان آرزوی زوال نعمت نکند و چنانچه با آرزوی زوال نعمت از دیگران همراه باشد، بدتر است. پناه بر الله.
آدمهای حسود در آتش حسادت خویش میسوزند و راه به جایی نمیبرند؛ یعنی: حسادت، هیچ سودی به حالشان ندارد. همینکه میبینند که الله عزوجل به کسی نعمتی بخشیده است، آتش حسد در دل و وجودشان زبانه میکشد و گاه برای فرو نشاندنِ این آتش، در حقِ دیگران ستم روا میدارند. بهعنوان مثال: الله متعال بر کسی منت مینهد و به او مال و ثروت میدهد؛ او نیز مال و ثروتش را در راه الله انفاق میکند؛ اما آدمِ حسود، چشم دیدنِ چنین نعمتی را بر آن بنده ندارد و تمام وجودش در آتش حسد میسوزد! همینطور الله متعال به کسی علم و دانش میبخشد و آنشخص در چشمِ مردم، مقبول و گرامی میگردد؛ ولی عزتش بر آدمِ حسود، سخت و دشوار است. حسود دربارهی سایر نعمتها نیز چنین رویکردی دارد؛ غافل از اینکه حسادت، جزو گناهان کبیره میباشد و الله متعال، یهودیان را بهخاطر چنین خصلتی نکوهش کرده و فرموده است:
﴿أَمۡ يَحۡسُدُونَ ٱلنَّاسَ عَلَىٰ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾ [النساء : ٥٤]
یا به آنان که الله از فضل و كَرَمش به آنان بخشیده است، حسد میورزند؟!
الله متعال از فضل و كَرَم خويش به هركه بخواهد، میبخشد؛ لذا حسادت میورزید، هم در حقّ کسی که الله نعمتی به او بخشیده است، گناه میکنید و هم در حقّ الله عزوجل مرتکب گناه میشوید؛ گویا به زبانِ حال میگویید: این شخص، مستحقّ چنین نعمتی نیست و بدینسان حسادت میورزید و بر بخششِ خداوندی خرده میگیرید. پناه بر الله.
لذا شایسته است که انسان با تلاوت سورههای «فلق» و «ناس» به الله پناه ببرد؛ ترمذی رَحِمَهُالله حدیثی بدین مضمون آورده است که ابوسعید خدری رضي الله عنه میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم از جن و چشم انسان به الله پناه میبرد تا اینکه مُعَوّذَتین (سورههای «فلق» و «ناس») نازل شد؛ از آن پس، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با تلاوت این دو سوره به الله پناه میبرد و سایر عبارتها را ترک گفت.
([۱]) صحیح بخاری، ش: (۴۴۰۸، ۵۰۰۹)؛ و صحیح مسلم، ش: ۸۰۸.
([۲]) حافظ رَحِمَهُالله گفته است: این دو آیه برای او در زمینهی اعتقاد و عمل، کافی هستند؛ زیرا بهصورت اجمالی به ایمان و عمل اشاره دارند. حافظ در «فتحالباری» ج۹، ص: ۶۹ میگوید: در روایتی از ابومسعود رضي الله عنه تصریح شده است که: «مَنْ قَرَأَ خَاتِمَة الْبَقَرَة أَجْزَأَتْ عَنْهُ قِيَام لَيْلَة»؛ یعنی: خواندن پایان بقره، به جای قیام شب کفایت میکند. دیدگاه دیگری هم وجود دارد که میگوید: خواندن این آیات، شیطان را فراری میدهد؛ چنانکه حافظ رضي الله عنه در تأیید این دیدگاه، به حدیثی اشاره نموده که حاکم نیشابوری آنرا روایت کرده و صحیح دانسته است: «…لا يُقْرَآنِ فِي دَار فَيَقْرَبهَا الشَّيْطَان ثَلَاث لَيَالٍ»؛ یعنی: شیطان سه شب به خانهای که این دو آیه در آن خوانده شود، نزدیک نمیگردد. حدیث ابوهریره رضي الله عنه در همین کتاب بهشمارهی ۱۰۲۵ نیز مؤیِّد این موضوع است. لذا سایر روایتها، مفهوم حدیث ابومسعود بدری رضي الله عنه را روشن میسازند؛ به عبارت دیگر: احادیثی در تأیید همهی این دیدگاهها وجود دارد. و همگی بیانگر فضیلت این دو آیه است. [مترجم]
([۳]) بخشی از خطبهی حاجت میباشد که آلبانی رَحِمَهُالله در پژوههای مستقل، طُرُق و روایتهایش را جمعآوری کرده است.
([۴]) صحیح است؛ آلبانی رَحِمَهُالله در المشکاۀ، ش: ۴۵۶۰، و در تخریج الکلم الطیب (۲۴۶) و السلسلۀ الصحیحۀ، ش: ۱۲۵۲ و الظلال (۳۱۰)، و صحیح ابن ماجه، ش: ۲۸۲۹ این حدیث را صحیح دانسته است.