۱۰۰۱- وعن عائشة رضي الله عنها قالت: قَالَ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «الَّذِي يَقْرَأُ القُرْآنَ وَهُوَ مَاهِرٌ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الكِرَامِ البَرَرَةِ، وَالَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَيَتَتَعْتَعُ فِيهِ وَهُوَ عَلَيْهِ شَاقٌّ لَهُ أجْرَانِ». [متفق عليه]([۱])
ترجمه: عایشه رضي الله عنها میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کسی که ماهرانه قرآن بخواند، با فرشتگان بزرگوار و نیکوکار خواهد بود و کسی که قرآن را با وقفه و بهسختی بخواند و تلاوت قرآن برایش دشوار باشد، دو پاداش دارد».([۲])
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله حدیثی از عثمان بن عفان رضي الله عنه در باب فضیلت قرآن آورده است که بدین مضمون میباشد: عثمان رضي الله عنه میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «بهترین شما کسیست که قرآن را فرا گیرد و آنرا به دیگران آموزش دهد». این، خطاب به همهی امت است؛ لذا بهترین افراد امت، کسانی هستند که دو ویژگی دارند: هم خود قرآن را فرا میگیرند و هم آنرا به دیگران آموزش میدهند. تعلم و تعلیم یا فراگیری و آموزش دادن، هم شامل روخوانی قرآن میشود و هم شامل مفاهیمِ آن. لذا کسی که روخوانی و حفظ قرآن را به دیگران آموزش میدهد، در فضیلت مورد اشاره در این حدیث میگنجد؛ کسی که به فراگیریِ روخوانی و حفظ قرآن میپردازد نیز از این فضیلت برخوردار است. بنابراین به فضیلت حلقههای موجود در مکاتب و مساجد، پی میبریم. آموزشگاههای قرآن یا حلقههای آموزش قرآن که در مساجد برپا هستند و به کودکان قرآن را آموزش میدهند، اهمیت و فضیلت ویژهای دارند. لذا هر کس در آنها سهمی داشته باشد، اجرش را مییابد؛ چه کسی که فرزندانش را برای یادگیری قرآن به این حلقهها و آموزشگاهها میفرستد و چه کسی که از این مراکز قرآنی، پشتیبانیِ مالی میکند و چه استادی که در این مراکز آموزش میدهد؛ همگی در این فضیلت میگنجند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «بهترین شما کسیست که قرآن را فرا گیرد و آنرا به دیگران آموزش دهد».
و اما نوع دومِ آموزش قرآن، آموزش مفاهیم قرآن یا آموزش تفسیر است؛ یعنی انسان نزد مردم بنشیند و مفاهیم کلامِ الله عزوجل و چگونگی تفسیرِ قرآن را به آنها آموزش دهد. همانگونه که میدانیم، همهی مفاهیم قرآن، واضح نیست و برخی از آیات قرآن، با یک لفظ تکرار میشود؛ مثلِ این آیه که الله عزوجل میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ جَٰهِدِ ٱلۡكُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ٧٣﴾
ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر. و جایگاهشان دوزخ است؛ و چه بد جایگاهی است!
این آیه با همین الفاظ هم در سورهی «توبه» آمده است و هم در سورهی «تحریم».([۳]) آیات فراوانی از این دست وجود دارد. کسی که به دیگران چگونگی تفسیر قرآن و اصول و قواعد آنرا آموزش میدهد، از فضیلت مورد اشاره در حدیث برخوردار است؛ اما باید دانست که قرآن کریم از لحاظ شرح و تفسیر مانند سایر کتابها نیست؛ یعنی برای انسان جایز نمیباشد که قرآن را مطابق خواستهها و برداشتهای شخصیِ خویش تفسیر نماید. چنانکه منحرفانی چون اهل تعطیل([۴]) و امثالشان آیات الاهی را بر معانی و مفاهیمی غیر از معانی و مفاهیمی حمل میکنند که مورد نظر الله عزوجل بوده است. بهعنوان مثال: الله متعال میفرماید:
﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا ٢٢﴾ [الفجر: ٢٢]
و پروردگارت بیاید و فرشتگان صف در صف حاضر شوند.
الله متعال در این آیه صفتِ آمدن را برای خویش ثابت کرده است؛ اما آنانکه صفات الهی را تأویل یا انکار میکنند، میگویند: منظور از آمدنِ پروردگار، فرا رسیدن فرمانِ اوست!
این، حرام است و جایز نمیباشد؛ زیرا کسی که قرآن را تفسیر میکند، در واقع گواهی میدهد که منظور پروردگار از هر آیهای چه بوده است؛ و این، موضوع سادهای نیست؛ بلکه خیلی بزرگ و مهم است. اگر در توضیح سخنِ یکی از علما، چنینرویکردی داشته باشید و برداشتِ شخصی یا مفهوم مورد نظر خود را به نامِ آن عالِم مطرح کنید، این عمل، خیانت و جُرمی بزرگ بهشمار میآید؛ پس دربارهی کلام پروردگار جهانیان چگونه است؟ از اینرو در حدیث آمده است: «مَن قَالَ فِي الْقُرْآنِ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ».([۵]) یعنی: «هرکس دربارهی قرآن مطابق برداشتهای شخصیِ خویش سخن گوید، جایگاه خود در دوزخ را آماده سازد». به عبارت دیگر: رفتنش به دوزخ، قطعیست. لذا بر انسان واجب است که از اینکه بدون علم و دانش آیهای را ترجمه و معنا کند، بپرهیزد؛ اما ایرادی ندارد که یک پژوهشگر یا دانشجو، پیشِ یک عالِم یا استاد خویش یا کسی که از او داناتر است، دربارهی مفهوم آیهای اظهار نظر نماید؛ زیرا اگر دچار اشتباه شود، استادش او را، راهنمایی میکند. گاه در امتحانات، از دانشجو میخواهند که آیهای را معنا و تفسیر کند؛ ممکن است که دانشجو یا دانشآموز در جلسهی امتحان حضور ذهن نداشته باشد؛ آیا چیزی در پاسخ چنین پرسشهایی بنویسد یا خیر؟ میگوییم: بله؛ زیرا این، امتحان است و بهفرض اینکه اشتباه کند، کسی هست که اشتباهش را تصحیح نماید یا اشتباهش را به او بگوید. اما بهطور کلی برای کسی که علم و دانش ندارد و به اصول و ضوابط تفسیر آشنا نمیباشد، جایز نیست که قرآن را تفسیر کند یا خودسرانه پیرامون مفاهیم قرآنی سخن بگوید؛ زیرا کلامِ الله عزوجل مانند سخنِ دیگران نیست.
در حدیث امالمؤمنین عایشهی صدیقه رضي الله عنها آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «الَّذِي يَقْرَأُ القُرْآنَ وَهُوَ مَاهِرٌ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الكِرَامِ البَرَرَةِ، وَالَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَيَتَتَعْتَعُ فِيهِ وَهُوَ عَلَيْهِ شَاقٌّ لَهُ أجْرَانِ». یعنی: «کسی که ماهرانه قرآن بخواند، با فرشتگان بزرگوار و نیکوکار خواهد بود و کسی که قرآن را با وقفه و بهسختی بخواند و تلاوت قرآن برایش دشوار باشد، دو پاداش دارد». الله متعال در قرآن کریم از این فرشتگان یاد کرده و فرموده است:
﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ ١٣ مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ ١٤ بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ ١٥ كِرَامِۢ بَرَرَةٖ ١٦﴾
[عبس : ١٣، ١٦]
…در الواح و نوشتههای ارزشمندی (چون لوح محفوظ) ثبت است؛ الواح بلندپایه و پاکیزهای که در دست نویسندگانی (از فرشتگان) میباشد؛ (فرشتگانِ) گرامی و نیکوکار.
لذا کسی که ماهرانه قرآن میخواند، با فرشتگان خواهد بود؛ اما کسی که بهسختی و قرآن میخواند یا قرائتش با وقفه و لکنت است، دو پاداش دارد: یکی، پاداشِ قرائت و دیگری، پاداش رنج و مشقتی که متحمل میشود. از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عایشه رضي الله عنها فرمود: «أجْركِ عَلَى قَدْرِ نَصَبِكِ»؛ یعنی: «پاداشت بهاندازهی رنج و زحمتِ توست». لذا کسی که بهسختی و با وقفه قرآن میخواند، دو پاداش مییابد: یکی، پاداش قرائت قرآن و دیگری، پاداش رنج و مشقت. ولی باید دانست که شخص نخست، یعنی کسی که ماهرانه قرآن میخواند، از شخص دوم برتر است؛ زیرا شخص نخست، جایگاه والا و بزرگی دارد و کسی که دارای جایگاه والاییست با کسی که همسطح او نیست یا پایینتر از اوست، فرق میکند. البته هر دو پاداش می یابند؛ و پاداش الهی، بینظیر است. اما اجازه دهید مثالی بزنم: شخصی بهرغم اینکه ثروت چندانی ندارد، اما در میان مردم، دارای آبرو و مقام و جایگاه ویژهای است؛ و شخصی دیگر، ثروت فراوانی دارد، اما اعتبارش و جایگاه شخصِ نخست را ندارد. روشن است که شخص نخست، برتر میباشد.
خلاصه اینکه کسی که قرآن را ماهرانه میخواند با فرشتگان بزرگوار و نیکوکار خواهد بود و کسی که قرآن را با وقفه و بهسختی، دو پاداش دارد. نتیجه اینکه خوانندهی قرآن هرگونه که باشد، به هیچ عنوان زیان نمیکند.
([۱]) صحیح بخاری، ش: ۴۹۳۷؛ و صحیح مسلم، ش: ۷۹۸.
([۲]) ابنکثیر رَحِمَهُالله گوید: فرشتگان، بزرگمنش و نیکرفتارند و اخلاق و کردار پاک و نیکی دارند. همراه بودن حافظ قرآن با فرشتگان وحی که حاملان پیامهای الاهی هستند، اشارهایست به اینکه خواننده و حافظ قرآن نیز باید راستگفتار و درستکردار باشد. [مترجم]
([۳]) آیهی ۷۳ سورهی توبه؛ و آیهی ۹ سورهی تحریم. (مترجم)
([۴]) منظور از اهل تعطیل، کسانی هستند که صفات الاهی را انکار میکنند و الله عزوجل را از هر صفتی مبرا میدانند! در برابر اینها اهل تشبیه قرار دارند که صفات الله عزوجل را همانند صفات مخلوق میپندارند. اما در این میان، اهل حق، صفاتی را که الله عزوجل در قرآن کریم یا در سنت پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم برای خویش ثابت دانسته است، میپذیرند و از هرگونه تشبیه و تأویل و تعطیل یا انکار صفات الاهی میپرهیزند. (مترجم)
([۵]) رفعش، ضعیف میباشد و راجح، موقوف بودن آن است. روایت: ترمذی (۲۹۵۰)؛ و احمد در مسندش (۱ رَحِمَهُالله۲۳۳،۲۶۹)؛ و نسائی در الکبری (۵ رَحِمَهُالله۳۱)؛ [و ابوعمر] دانی در السنن (۱ رَحِمَهُالله۲۰۱)؛ و ابنحزم در الإحکام (۶ رَحِمَهُالله۲۱۰)، چاپ: دارالحدیث، از طریق سفیان ثوری از عبدالاعلی از سعید بن جبیر از ابنعباسم بهصورت مرفوع. گفتنیست: عبدالاعلی، همان ابنعامر ثعلبیست که قوی نیست و ابوزرعه دربارهاش گفته است: در حدیث، ضعیف است و گاه، حدیث را مرفوع بیان میدارد و گاه، موقوف». ابنابیشیبه نیز (۶ رَحِمَهُالله۱۳۶) این حدیث را از وکیع از ابنعامر به صورت موقوف آورده است. و آنچه بهدرستی حفظ و ثبت شده، این است که این روایت، موقوف میباشد.