۹۲۲- عن معاذ رضي الله عنه قال: قَالَ رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم: «مَنْ كَانَ آخِرَ كَلامِهِ لا إله إِلا اللّهُ دَخَلَ الجَنَّةَ». [روایت ابوداود و حاكم؛ حاکم گفته است: حدیثی صحيح الإسناد میباشد.]([۱])
ترجمه: معاذ رضي الله عنه میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هرکس آخرین سخنش لاإلهإلاالله باشد، واردِ بهشت میشود».
نووی رَحِمَهُالله بابی دربارهی تلقینِ لاإلهإلاالله به محتضر گشوده است.
محتضر، کسیست که در آستانهی مرگ است و فرشتگان برای گرفتنِ جانش آمدهاند؛ الله متعال فرشتگانی را بر انسان گماشته است که از او در زندگی و پس از مرگش محافظت میکنند. همانگونه که الله عزوجل میفرماید:
﴿لَهُۥ مُعَقِّبَٰتٞ مِّنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ يَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ﴾ [الرعد: ١١]
انسان فرشتگانِ نگهبانی دارد که پیاپی او را به امر الله از پیش رو و پشت سر حفاظت میکنند.
و میفرماید:
﴿وَيُرۡسِلُ عَلَيۡكُمۡ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ ٦١﴾ [الأنعام: ٦١]
و برای شما فرشتگان نگهبان را میفرستد و چون مرگ هر یک از شما فرا رسد، فرستادگان ما جانش را میگیرند و کوتاهی نمیکنند.
وقتی مرگِ انسان فرا میرسد، فرشتگانی پایین میآیند تا روحِ او را از فرشتهی مرگ بگیرند؛ زیرا فرشتهی مرگ، مأمور قبضِ روح یا گرفتن جانها و بیرون کشیدن آن از پیکر انسانهاست. اگر آن شخص جزو مؤمنان باشد، فرشتگان با خود حنوط و کفنِ بهشتی دارند و اگر آن شخص از کافران باشد، فرشتگان عذاب با خود کفن و حنوطی از دوزخ میآورند. وقتی انسان در آستانهی مرگ قرار میگیرد و درمییابیم که در حالِ جان دادن است، «لاإلهإلاالله» را به او تلقین میکنیم؛ همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «لَقِّنُوا مَوْتَاكُمْ لا إِلَه إِلاَّ الله».([۲]) یعنی: «به مردگان خود لاإلهإلاالله را تلقین کنید». به عبارت دیگر به کسی که در حالِ مرگ است، لاإلهإلاالله را تلقین نمایید. علما گفتهاند: «تلقینِ کلمه باید بهنرمی و با آرامی باشد؛ به محتضر نگویید: بگو: لاإلهإلاالله. زیرا چهبسا محتضر در آن حال سینهاش تنگ شده و دنیا بر او تنگ گردیده باشد و وقتی به او گفته شود که «بگو: لاإلهإلاالله»، بگوید: «نه». زیرا ما از حالش خبر نداریم و تنها زمانی نفستنگی و شرایطِ سختی که در آن بهسر میبرد، برای ما قابلِ تصور است که خودمان در چنان شرایطی قرار بگیریم. الله متعال به ما در هنگامِ مردن شرحِ صدر عنایت کند و سینههایمان را بگشاید. لذا نزدِ محتضر با صدایِ واضح «لاإلهإلاالله» را تکرار کنید تا محتضر صدای شما را بشنود و دریابد که این کلمه را به او تلقین میکنید و بدین ترتیب او نیز «لاإلهإلاالله» بگوید؛ و همانگونه که در حدیث معاذ رضي الله عنه آمده، رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «هرکس آخرین سخنش لاإلهإلاالله باشد، واردِ بهشت میشود».
علما گفتهاند: آنگاه که محتضر «لاإلهإلاالله» میگوید، تلقینکننده سکوت کند و چیزی نگوید و وقتی محتضر سخنانِ دیگری گفت؛ مثلاً «به من آب دهید»، تلقینکننده، تلقینِ کلمه را از سرگیرد. اگر کسی که بر بالینِ مرگش حاضر میشوید، کافر یا مرتد است، میتوانید با صیغهی امر به او بگویید: «بگو: لاإلهإلاالله». اگر الله بر او منت نهاد و آن شخص کلمهی توحید را گفت، خوشا به سعادتش؛ و اگر کلمهی توحید را نگفت، کافر است. از اینرو وقتی ابوطالب در حالِ مرگ بود، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کلمهی توحید را به او تلقین کرد و از خواست که این کلمه را بگوید. ابوطالب، عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود؛ آندسته از عموهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که دورانِ رسالت را دریافتند، چهار نفر بودند: دو تن از اینها، یعنی حمزه و عباس رضي الله عنهما مسلمان شدند. البته حمزه رضي الله عنه از عباس رضي الله عنه برتر است. و دو نفرِ دیگر، یعنی ابوطالب و ابولهب مسلمان نشدند و بر کفر مردند؛ ناگفته نماند که ابولهب، از سرسختترین کافرانی بود که اذیت و آزارِ فراوانی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسانید؛ بر خلافِ ابوطالب – پدرِ علی رضي الله عنه- که هرچند بر کفر از دنیا رفت، اما از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حمایت میکرد. الله متعال در نکوهشِ ابولهب سورهای کامل فرو فرستاد که مسلمانان در نمازهای فرض و نافلهی خویش آنرا میخوانند:
﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ ١ مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ ٢ سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ ٣ وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ ٤ فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ ٥﴾
[المسد: ١، ٥]
زیانکار و شکسته باد دو دست ابولهب و خودش نابود باد. مالش و آنچه بهدست آورد، سودی به حالش نبخشید. بهزودی وارد آتش شعلهوری خواهد شد. و نیز همسرش (که در دشمنی با پیامبر، آتشبیار معرکه بود؛ آری، همان) زنِ هیزمکش را میگویم. در گردنش ریسمانی از لیف خرماست (و در دوزخ زنجیری آتشین بر گردن دارد).
اما ابوطالب بهرغم کفرش، دوستدار و پشتیبانِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود؛ ولی هنگامِ وفاتش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر بالینِ او حاضر شد و دو تن از مردان قریش نیز نزد وی بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «يَا عَمِّ، قُلْ: لا إله إلاَّ الله، كَلِمَةً أحاجُّ لَكَ بِهَا عِنْدَ الله».([۳]) یعنی: «ای عمو! یک کلمه بگو: لااله الاالله تا با آن در نزدِ الله بر ایمانِ تو گواهی دهم». اما آن دو مرد که همنشینانِ بدی بودند،([۴]) به ابوطالب گفتند: «آیا میخواهی از دینِ عبدالمطلب برگردی؟» و چون این سخن را گفتند، سرکشی و تکبر، وی را به گناه و عدمِ پذیرش کلمهی توحید وادشت و اظهار کرد که همچنان بر دینِ عبدالمطلب است. و بدینسان آخرین سخنش، کلمهی شرک بود؛ – پناه بر الله- و سپس مُرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است که برای عموی خویش، شفاعت کرده است؛ از اینرو ابوطالب در بالاترین قسمت دوزخ بهسر میبرد؛ یعنی در عمقِ کمِ آن. اما دو کفش آتشین در پاهای اوست که مغز سرش از آن، به جوش میآید.([۵]) پناه بر الله! کفشهای آتشینی که در پای اوست، بالاترین قسمت بدنش را به جوش میآورند، پس، سایر اندامش چه وضعیتی دارند؟! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «هُوَ فِي ضَحْضَاحٍ مِنْ نَارٍ، وَلَوْلا أَنَا لَكَانَ فِي الدَّرَكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ».([۶]) یعنی: «او، در عمقِ کمِ جهنم بهسر میبرد و اگر من نبودم، در پایین ترین قسمت دوزخ قرار میگرفت». به عبارت دیگر، اگر بدان سبب که از من پشتیبانی کرده بود، برایش شفاعت نمیکردم، وضعیت بدتری داشت و در پایینترین قسمت دوزخ قرار میگرفت.
شاهد موضوع از این ماجرا، این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عمویش فرمود: «ای عمو! بگو: لااله الاالله». و فقط به گفتنِ این کلمه در نزدِ وی و یادآوریاش به او بسنده نکرد؛ بلکه با صیغهی امر از او خواست که این کلمه را بگوید. بهترین هدیهای که با تمام دنیا برابری میکند و انسان در لحظهی مرگِ برادرش به او میدهد، این است که گفتنِ لاإلهإلاالله را به او تلقین نماید؛ لذا اگر بر بالینِ کسی که در حال مرگ است، حاضر شدید، به تلقین این کلمه به وی اهمیت دهید و با اشتیاقِ فراوان، کلمهی توحید را به او تلقین کنید تا بدینسان به رهنمود رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم عمل نموده و به محتضر نیز نیکی کرده باشید؛ در نتیجه امید است که الله متعال در لحظهی مرگتان توفیقِ گفتنِ این کلمه را به شما عنایت کند؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «والله فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا دَامَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ».([۷]) یعنی: «الله، بندهاش را یاری میکند، مادامی که بنده در صدد یاری برادرش باشد». الله عزوجل خاتمهی همهی ما را با شهادتین بگرداند.
([۲]) صحیح مسلم، ش: ۹۱۶ بهنقل از ابوسعید خدری رضي الله عنه؛ و نیز روایت مسلم، ش: ۹۱۷ بهنقل از ابوهریره رضي الله عنه.
([۳]) صحیح بخاری، ش: (۳۸۸۴، ۴۷۷۲، ۶۶۸۱) بهنقل از مسیب بن حزن رضي الله عنه.
([۴]) آن دو همنشین، ابوجهل و عبدالله بن ابیامیه بودند. (مترجم).
([۵]) صحیح بخاری، ش: (۳۸۸۵، ۶۵۶۴) و مسلم، ش: ۲۱۰ بهنقل از ابوسعید خدری رضي الله عنه.
([۶]) صحیح بخاری، ش: (۳۸۸۳، ۶۲۰۸) و مسلم، ش:۲۰۹ بهنقل از عباس بن عبدالمطلب رضي الله عنه.