۹۷۹- وعن ابن عمر رضي الله عنهما أنَّ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم كَانَ إِذَا اسْتَوَى عَلَى بَعِيرِهِ خَارِجاً إِلَى سَفَرٍ، كَبَّرَ ثَلاثاً، ثُمَّ قَالَ: «﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ١٤﴾؛ اللّهُمَّ إنّا نسألُكَ في سفرِنَا هذا البرَّ والتَّقوى، وَمِنَ العملِ ما ترضى، اللهمَّ هَوِّن عَلَيْنَا سَفَرَنَا هَذَا، وَاطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ؛ اللهمَّ أنْتَ الصَّاحِبُ في السَّفَرِ، والخَلِيفَةُ في الأهْلِ؛ اللهمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ، وَكَآبَةِ المَنْظَرِ، وَسُوءِ المُنْقَلَبِ في المالِ وَالأَهْلِ». وَإِذَا رَجَعَ قَالَهُنَّ وَزَادَ فِيهِنَّ: «آيِبُونَ، تَائِبُونَ، عَابِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ». [روایت مسلم]([۱])
ترجمه: ابنعمر رضي الله عنهما میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم هنگامیکه رهسپار سفری بود و بر پشت شترش قرار میگرفت، سه بار تکبیر میگفت و سپس این دعا را میخواند: «﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ١٤﴾ ؛ اللّهُمَّ إنّا نسألُكَ في سفرِنَا هذا البرَّ والتَّقوى، وَمِنَ العملِ ما ترضى، اللهمَّ هَوِّن عَلَيْنَا سَفَرَنَا هَذَا، وَاطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ؛ اللهمَّ أنْتَ الصَّاحِبُ في السَّفَرِ، والخَلِيفَةُ في الأهْلِ؛ اللهمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ، وَكَآبَةِ المَنْظَرِ، وَسُوءِ المُنْقَلَبِ في المالِ وَالأَهْلِ».([۲]) و هنگام بازگشت نیز همین دعا را میخواند و میافزود: «آيِبُونَ، تَائِبُونَ، عَابِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ».([۳])
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله در باب «آداب سفر» میگوید: «آنچه مسافر هنگامِ سوار شدن بر سواری میگوید»؛ یعنی: مؤلف رَحِمَهُالله دعای سوار شدن بر سواری را مقیّد به سوار شدن بر مرکب بهقصد سفر نموده است؛ اما از ظاهرِ آیهی کریمه [در سورهی زخرف] چنین بهنظر میرسد که این حکم، عام است و انسان چه قصد سفر داشته و چه نداشته باشد، همینکه بر چارپا یا کشتی یا ماشین سوار شد، عبارت مذکور در آیه را میخوانَد.
آنگاه مؤلف، حدیث ابنعمر رضي الله عنهما را آورده است؛ البته پیش از آن، این فرمودهی الله عزوجل را ذکر کرده است که میفرماید:
﴿وَٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡفُلۡكِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مَا تَرۡكَبُونَ ١٢ لِتَسۡتَوُۥاْ عَلَىٰ ظُهُورِهِۦ ثُمَّ تَذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ رَبِّكُمۡ إِذَا ٱسۡتَوَيۡتُمۡ عَلَيۡهِ وَتَقُولُواْ سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ١٤﴾
[الزخرف: ١٢، ١٤]
… و برای شما کشتیها و چارپایانی پدید آورده است که (بر آنها) سوار میشوید تا بر پشت آنها قرار گیرید و آنگاه که بر آنها سوار میشوید، نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید: ذاتی که این را مسخّرِ ما ساخته، پاک و منزه است؛ و ما، توانایی تسخیر آن را نداشتیم. و بیشک به سوی پروردگارمان باز میگردیم.
«فُلک» به معنای کشتیست که در زبان عربی به آن «سفینه» میگویند و بر سه نوع میباشد: دریایی، خشکی، و فضایی؛ نوعِ دریاییِ آن، از دیرزمان، یعنی از دوران نوح علیه السلام مورد استفادهی بشر بوده است. همانگونه که الله متعال میفرماید:
﴿فَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِ أَنِ ٱصۡنَعِ ٱلۡفُلۡكَ بِأَعۡيُنِنَا وَوَحۡيِنَا﴾ [المؤمنون : ٢٧]
پس به نوح وحی کردیم که زیر نظر ما و با وحی (و رهنمود) ما کشتی را بساز.
و سپس میفرماید:
﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ ١٥﴾ [القمر: ١٥]
و آن را (به عنوان) نشانهای بر جای گذاشتیم؛ پس آیا پندپذیری وجود دارد؟
اما سفینههای خشکی، همین خودروها و ماشینهاییست که قرنها پس از ساختنِ کشتی، تولید شد و اینک مورد استفادهی ماست. هواپیماها نیز نمونهای از سفینههای فضایی یا کشتیهای هواییست که در شمارِ کشتیهایی قرار میگیرد که الله عزوجل از آن، بهعنوان «فُلک» و نعمتی از سوی خویش، در سورهی «زخرف» یاد فرموده است. «فُلک» همخانوادهی «فَلَک» است و «فَلَک»، یعنی: گردونه، حلقه و دایرهی هر چیز. به مدار ستارگان نیز «فَلَک» گویند. لذا وجه نامگذاری «فُلک»، این است که تعدادی از آفریدههای الهی را در خود گرد میآورد.
و اما منظور از ﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمِ﴾، چارپایانی چون: شتر، اسب، الاغ و قاطر و امثال آنهاست که بر آنها سوار میشویم. گفتنیست: علما دربارهی جواز سوار شدن بر حیواناتی چون گاو که سوار شدن بر آنها معمول نیست، اختلاف نظر دارند. برخی از علما گفتهاند: در صورتی که باعث اذیت و آزار حیوان نباشد، جایز است و برخی از علما بر این باورند که جایز نیست؛ بدین دلیل که حیواناتی مانند گاو، برای سوار شدن آفریده نشدهاند؛ بلکه استفادههای دیگری دارند. البته دیدگاه صحیح، این است که سوار شدن بر چنین حیواناتی در صورتی که حیوان در مشقت نیفتد، جایز میباشد؛ و گرنه، جایز نیست.
﴿لِتَسۡتَوُۥاْ عَلَىٰ ظُهُورِهِۦ﴾؛ حرف «لام» در ﴿لِتَسۡتَوُۥاْ﴾ یا برای بیان علت است و یا برای بیان نتیجه. لذا مفهوم این عبارت، این است که: «الله، برای شما کشتیها و چارپایانی پدید آورده است که بر آنها سوار میشوید تا بر پشت آنها قرار بگیرید». به عبارت دیگر: الله متعال، این سواریها را از اختیار انسان، خارج نکرده است که انسان نتواند بر روی آنها سوار و مستقر شود؛ بلکه انسان برای قرار گرفتن بر روی اینها مشکلی ندارد. همانگونه که در خودروها، هواپیماها و شتران و چارپایانِ رام و امثالِ آن، اینگونه است. ﴿ثُمَّ تَذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ رَبِّكُمۡ إِذَا ٱسۡتَوَيۡتُمۡ عَلَيۡهِ﴾؛ یعنی: «تا آنگاه که بر آنها سوار میشوید، نعمت پروردگارتان را یاد کنید». به عبارتِ دیگر: وقتی بر آنها سوار میشوید، نعمت الهی را بهیاد آورید که الله لطف کرده و چارپایانی برای سواریِ شما آفریده یا دانشِ ساختن کشتی را به شما آموخته است. ﴿وَتَقُولُواْ سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ١٤﴾؛ یعنی: «و بگویید: ذاتی که اینرا برای ما مسخّر ساخته، پاک و منزّه است؛ و ما، تواناییِ تسخیر و رام کردنِ آنرا نداشتیم. و بیشک به سوی پروردگارمان باز میگردیم». ابتدا چنین بهنظر میرسد که وقتی اینها نعمتهای الهیست، پس باید بهجای تسبیحِ پروردگار، او را حمد و سپاس بگوییم؛ علت و چراییِ تسبیح در اینجا، برای این است که واژهی «سبحان» برای پاکی و منزه بودنِ الله عزوجل از عیب و نیاز دلالت میکند و انسان، هنگام سوار شدن بر کشتیها و چارپایان، نیاز خویش به این سواریها را که نعمتهای الاهیست، بیش از هر زمانی درک میکند؛ لذا الله عزوجل را که از همهی آفریدههایش بینیاز است، بهپاکی میستاید. یعنی تسبیح در این مقام، مناسبتر از گفتنِ الحمدلله میباشد؛ اگرچه تحمید، در سنت آمده است؛ ولی ما دربارهی این آیه سخن میگوییم که ﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ ١٣﴾؛ یعنی: اگر الله عزوجل اینها را برای ما رام و مسخّر نمیساخت، ما تواناییِ استفاده از آنها را نداشتیم. همانگونه که الله متعال در آیهای دیگر میفرماید:
﴿وَذَلَّلۡنَٰهَا لَهُمۡ فَمِنۡهَا رَكُوبُهُمۡ وَمِنۡهَا يَأۡكُلُونَ ٧٢﴾ [يس: ٧٢]
و چارپایان را برایشان رام کردیم که برخی از این حیوانات، سواری ایشان است و از برخی دیگر تغذیه میکنند.
آیا تا کنون فکر کردهاید که اگر این حیوانات بزرگ، رام نبودند، نمیتوانستیم بر آنها سوار شویم؟ آیا بهراستی توانایی سوار شدن بر آنها را داشتیم؟ پاسخ، روشن است؛ هرگز؛ زیرا حیوانات درندهای وجود دارند که هرچند از چارپایان مورد استفادهی ما کوچکترند، اما نمیتوانیم بر آنها دست بیابیم؛ ولی الله متعال این چارپایان را بهگونهای برای ما رام و مسخر گردانیده است که پسربچهای هم میتواند افسار یک شتر را بگیرد و آنرا به هر سو که میخواهد، ببرد. این، بدین معناست که الله متعال چارپایان را برای ما رام کرده است.
﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ١٤﴾ این، جملهی بزرگیست؛ زیرا انسان هنگامیکه برای مسافرت بر این کشتی یا چارپای رام سوار میشود، گویا بهیاد میآورد که این، سفرِ پایانیاش از دنیاست؛ یعنی سفرش از دنیا بهسوی الله عزوجل در آن هنگام که میمیرد و مردم او را بر روی شانههایشان حمل میکنند. اینجاست که میگوید: ﴿وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ١٤﴾؛ یعنی: «و بهیقین که ما بهسوی پروردگارمان باز میگردیم». الله متعال در کتابش میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ ٦﴾ [الانشقاق: ٦]
ای انسان! بهیقین که تو تا ملاقات پروردگارت در تلاشی سخت خواهی بود و سپس ملاقاتش خواهی کرد.
فرمود: «تا ملاقات پروردگارت در تلاشی سخت خواهی بود» و نفرمود: «برای پروردگارت…»؛ یعنی: ای انسان! فرجامِ تو و سرانجام رنج و تلاشت به سوی الله عزوجل میباشد: ﴿كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾؛ به عبارت دیگر: تو کار میکنی و سرانجام با همهی رنج و تلاشت به سوی الله باز میگردی ﴿فَمُلَٰقِيهِ﴾ و او را ملاقات میکنی. همهی ما با الله عزوجل ملاقات میکنیم؛ اما مهم این است که چگونه و در چه وضعیتی؟! لذا مهم نیست که انسان، کجا و چهوقت میمیرد؛ بلکه ممکن است که الله متعال، عمری طولانی به انسان بدهد و یا مرگ انسان در سرزمینی مقدس باشد؛ همانگونه که موسی علیه السلام در سرزمینی مقدس از دنیا رفت. اما آنچه در این میان مهم است، اینکه انسان در چه وضعیتی و با چه اعمالی بمیرد؟ از الله متعال میخواهیم که مرگ همهی ما را بر توحید و ایمان قرار دهد. این، مهم است؛ لذا اگر بر خیر و نیکی از دنیا برویم، مهم نیست که اینجا بمیریم یا آنجا یا در سرزمینی مقدس یا سرزمینی دیگر یا در این ماه یا در این روز یا در این وقت؛ هیچیک از اینها مهم نیست؛ بلکه مهم، این است که بر خیر و نیکی بمیرید. از اینرو شایسته است که انسان هنگامیکه سوار ماشین یا هواپیما میشود، همان ذکر و دعایی را بگوید که در حدیث ابنعمر رضي الله عنهما آمده است: سه بار «الله اکبر» بگوید و سپس این دعا را بخواند: «﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ١٤﴾؛ اللّهُمَّ إنّا نسألُكَ في سفرِنَا هذا البرَّ والتَّقوى، وَمِنَ العملِ ما ترضى، اللهمَّ هَوِّن عَلَيْنَا سَفَرَنَا هَذَا، وَاطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ؛ اللهمَّ أنْتَ الصَّاحِبُ في السَّفَرِ، والخَلِيفَةُ في الأهْلِ؛ اللهمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ، وَكَآبَةِ المَنْظَرِ، وَسُوءِ المُنْقَلَبِ في المالِ وَالأَهْلِ».([۴]) دقت کنید؛ در این حدیث عبارتی وجود دارد که نشانگر احاطهی الله بر همه چیز است. میگوید: «اللهمَّ أنْتَ الصَّاحِبُ في السَّفَرِ»؛ یعنی: یا الله! تو در سفر همراه منی و سفر را بر من آسان میگردانی. «والخَلِيفَةُ في الأهْلِ»؛ یعنی: تو جانشین من در خانوادهام هستی و با عنایت و لطف خویش از آنان نگهداری میکنی و به امورشان رسیدگی مینمایی. پس الله جل جلاله در سفر با انسان است و جانشین او در خانوادهاش میباشد؛ زیرا الله جل جلاله بر همه چیز احاطه دارد.
([۲]) ترجمهی دعا: «ذاتی که این را مسخّرِ ما ساخته، پاک و منزه است؛ و ما، توانایی تسخیر آن را نداشتیم. و بیشک به سوی پروردگارمان باز میگردیم. یا الله! ما در این سفر از تو نیکی و پرهیزگاری و عملی که میپسندی، درخواست میکنیم. یا الله! این سفر را بر ما آسان بگردان و دوریِ راه را برای ما کوتاه بفرما. یا الله! تو همراه و یاورم در سفر، و جانشینم در خانوادهام هستی. یا الله! از سختیهای سفر و دیدن مناظر غمانگیز و پیشآمدهای ناگوار در مال و خانواده به تو پناه میآورم».
([۳]) ترجمه: «…ما باز میگردیم و توبهکنندگان، عبادتگزاران و ستایشگران پروردگارمان هستیم».