چهارشنبه 12 ذیقعده 1447
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
29 آوریل 2026

۹۷۵- وعن أنس رضي الله عنه قال: كُنَّا إِذَا نَزَلْنَا مَنْزِلاً، لا نُسَبِّحُ حَتَّى نَحُلَّ الرِّحَال. [ابوداود، این روایت را با اِسنادی که مطابق شرط مسلم می‌باشد، روایت کرده است.]

۹۷۵- وعن أنس رضي الله عنه قال: كُنَّا إِذَا نَزَلْنَا مَنْزِلاً، لا نُسَبِّحُ حَتَّى نَحُلَّ الرِّحَال. [ابوداود، این روایت را با اِسنادی که مطابق شرط مسلم می‌باشد، روایت کرده است.]([۱])

ترجمه: انس رضي الله عنه می‌گوید: وقتی در جایی اتراق می‌کردیم، تا زمانی که بارهای شترها را باز نمی‌کردیم (و پایین نمی‌گذاشتیم)، مشغول نماز نمی‌شدیم.

شرح

نووی رَحِمَهُ‌الله چند حدیث درباره‌ی آداب سفر آورده است؛ از جمله: این حدیث که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امتش را به حرکت کردن در شب رهنمون شد و خبر داد که زمین برای مسافر در شب در هم‌پیچیده و کوتاه می‌شود. یعنی: مسافر در شب مسافتی را می‌پیماید که در روز نمی‌پیماید؛ زیرا شب، خنک است و این، باعث می‌شود که شتر بانشاط و چالاک باشد و با سرعت بیش‌تری حرکت کند. از این‌رو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این موضوع به کوتاه شدن زمین در هم پیچیده شدنِ آن، تعبیر فرمود.

یکی از دیگر از آداب سفر، این است که هم‌سفران هنگامی‌که در جایی اتراق می‌کنند، پراکنده نشوند؛ صحابه# هرگاه در جایی اتراق می‌کردند، در کوه‌ها و دره‌ها متفرق می‌شدند.؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «پراکنده شدن شما در این کوه‌ها و دره‌ها، نتیجه‌ی وسوسه و فریبِ شیطان است». از آن پس، مردم هرجا که اتراق می‌کردند، کنار یک‌دیگر قرار می‌گرفتند. زیرا در کنارِ هم بودن، مایه‌ی قدرت بود و بهتر می‌توانستند از یک‌دیگر دفاع کنند و اگر دشمن در تاریکیِ شب به آنان حمله‌ور می‌شد، امکان دفاع و رویارویی وجود داشت؛ اما هنگامی‌که پراکنده می‌شدند، توان و نیروی دفاعیِ آنان کاهش می‌یافت و ضعیف می‌شدند.

از دیگر مسایلی که در این باب ذکر شده، سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره‌ی چارپایان می‌باشد؛ این‌که بر انسان واجب است که با حیوانات به‌نیکی رفتار کند و بیش از توانشان از آن‌ها کار نکشد و در دادن آب و غذا به آن‌ها کوتاهی نکند.

هم‌چنین تنها یک نفر بر پشت چارپا سوار شود؛ مگر این‌که حیوان، توانایی حمل دو نفر را داشته باشد. ولی اگر ضعیف بود و تواناییِ این کار را نداشت، جایز نیست که بیش از توانش از او کار بگیرند؛ زیرا این حیوانات نیز همانندِ انسان از گوشت و خون و استخوان تشکیل شده‌اند و مانند انسان خسته می‌شوند؛ وقتی انسان کاری انجام دهد که بیش از توانِ اوست یا کاری بر او تحمیل گردد، خسته می‌شود. حیوانات نیز همین‌گونه هستند. از این‌رو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد که درباره‌ی این حیوانات زبان‌بسته از الله عزوجل بترسیم و در حقشان کوتاهی نکنیم.

سپس مؤلف رَحِمَهُ‌الله حدیثی بدین مضمون آورده است: بهترین چیز نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که

دوست داشت هنگام قضای حاجت، خود را پشت آن پنهان کند، تپه‌ی خاک و نخلستان بود. روزی برای قضای حاجت واردِ باغِ یکی از انصار# شد و آن‌جا شتری دید. شتر همین‌که رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم را دید، صدایی از گلوی خود درآورد و چشمانش پر از اشک شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیشِ شتر آمد و بر سر و گوش و کوهانش دست کشید. آن‌گاه شتر آرام گرفت. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «صاحبِ این شتر کیست؟» جوانی از انصار آمد و گفت: ای رسول‌خدا! مال من است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «آیا درباره‌ی این حیوان که الله به تو داده است، از الله نمی‌ترسی؟ این حیوان نزد من شکایت می‌کند که تو، او را گرسنه نگه می‌داری و خسته‌اش می‌کنی (و از او زیاد کار می‌کشی)». این، یکی از معجزه‌های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که حیوانات با او سخن می‌گفتند؛ زیرا این، نشانه‌ای از سوی الله عزوجل بود که با آن پیامبرش را تأیید می‌کرد. الله متعال هر پیامبری که می‌فرستاد، معجزه یا معجزاتی به او می‌داد که بیان‌گر نبوتش بود تا مردم، او را تکذیب نکنند؛ زیرا اگر کسی، ادعا می‌کرد که فرستاده و پیام‌آور الهی‌ست و معجزه‌ای با خود نداشت، مردم او را تصدیق نمی‌کردند؛ اما الله متعال به فرستادگانش معجزاتی می‌داد که نشان‌گر صداقتشان بود. البته بزرگ‌ترین معجزاتی که به پیامبران داده شد، معجزات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بود. ابن‌کثیر رَحِمَهُ‌الله در «البدایة و النهایة» آورده است: هر معجزه‌ای که به هریک از پیامبران گذشته داده شده بود، به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز همانندِ آن معجزه یا بزرگ‌تر از آن داده شد؛ چه آن معجزه برای شخصِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و چه برای پیروانش. وی سپس نمونه‌های فراوانی از معجزه‌های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ذکر کرده است. اما به هیچ‌یک از پیامبران گذشته معجزه‌ای چون قرآن که معجزه‌ی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است، داده نشد؛ از این‌رو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «وَإِنَّمَا الَّذِي أُوتِيتُ وَحْيٌ أَوْحَاهُ الله إِلَيَّ، فَأَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَكْثَرَهُمْ تَابِعًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ».([۲]) یعنی: «آن‌چه به من داده شده، وحیی‌ست که الله به سوی من فرو فرستاده است؛ لذا امیدوارم که روز رستاخیز از سایر پیامبران، پیروان بیش‌تری داشته باشم». زیرا قرآن، وحیی‌ست که هم‌چنان ماندگار می‌باشد و هرچه مردم آن‌را می‌خوانند، بر ایمانشان به الله و فرستاده‌اش افزوده می‌شود؛ چون آیات و نشانه‌های بزرگی در آن است که نشان می‌دهد: رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم به‌راستی فرستاده‌ی الله متعال می‌باشد.

([۱]) آلبانی رَحِمَهُ‌الله در المشکاۀ، ش: ۳۹۱۷، این حدیث را صحیح دانسته است.

([۲]) صحیح بخاری، ش: ۴۹۸۱، ۷۲۷۴) و مسلم، ش: ۱۵۲ به‌نقل از ابوهریره رضي الله عنه.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی
مطالب مرتبط:

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه