۹۶۸- وعن ابن عبّاسٍ رضي الله عنهما عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: «خَيْرُ الصَّحَابَةِ أرْبَعَةٌ، وَخَيْرُ السَّرَايَا أرْبَعُمِائَةٍ، وَخَيْرُ الجُيُوشِ أرْبَعَةُ آلاَفٍ، وَلَنْ يُغْلَبَ اثْنَا عَشَرَ ألْفاً مِنْ قِلةٍ». [روايت ابوداود و ترمذي؛ ترمذی گفته است: حدیثی حسن میباشد.]([۱])
ترجمه: ابنعباس رضي الله عنهما میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «بهترین همراهان، چهار نفر هستند؛ و بهترین دسته(ی نظامی) چهارصد نفرند و بهترین لشکر، چهارهزار نفر. و دوازدههزار نفر هرگز بهخاطر کمیِ تعداد شکست نمیخورند».
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله در کتابش «ریاضالصالحین» بابی بدین عنوان گشوده است: « استحباب جستجوی همسفر و امیر قرار دادن یکی از خودشان در سفر». این باب، حاوی دو مسأله است:
یکم: شایسته است که انسان همسفری با خود داشته باشد و تنهایی به مسافرت نرود. از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «اگر آنچه را که من دربارهی – خطرات- تنها به سفر رفتن را میدانم، مردم نیز میدانستند، هیچ سوارهای بهتنهایی در شب به مسافرت نمیرفت». یعنی: شایسته نیست که انسان بهتنهایی به مسافرت برود؛ زیرا ممکن است بیمار و حتی بیهوش شود یا کسی به او حمله کند؛ خلاصه اینکه خطرات سفری که بهتنهایی صورت میگیرد، فراوان است و اگر انسان همسفری داشته باشد، در برابر خطرات سفر به او کمک میکند. این، دربارهی سفرهاییست که بهتنهایی انجام میشود و مفهوم تنهایی در آن هویداست؛ نه دربارهی مسیرها یا سفرهایی که در کمتر از هر دقیقه، خودرویی از کنارِ انسان میگذرد؛ گرچه انسان در ماشین خودش، تنها باشد. لذا چنین سفری، تنهایی بهشمار نمیآید و ایرادی در آن نیست. اینک مسیرهای سفر از شهری به شهر دیگر و از استانی به سایر استانها با امکانات گوناگون، ایمن شده است و تنهایی به مسافرت رفتن [برای مردان] هیچ اشکالی ندارد.
سپس همانگونه که در حدیث عمرو بن شعیب آمده است، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیان فرمود که: «یک سواره (یا یک نفر که رهسپار سفر است)، یک شیطان میباشد و دو سواره، دو شیطان هستند و سه سواره، یک کاروان بهشمار میآیند». یعنی: یک نفر که به سفر میرود، یک شیطان است و وقتی نفر دیگری نیز با اوست، دو شیطان بهشمار میآیند؛ اما هنگامیکه سه نفر با یکدیگر همسفرند، گروه و کاروانی مستقل هستند. این حدیث نیز از رفتن به سفر بهتنهایی و نیز از اینکه فقط دو نفر همسفر باشند، برحذر میدارد؛ اما در همسفر بودن سه نفر اشکالی وجود ندارد. البته همانگونه که گفتم: این، مربوط به سفرها و مسیرهاییست که در آنها رفت و آمد نیست.
سپس مؤلف رَحِمَهُالله حدیث ابوسعید و ابوهریره رضي الله عنهما را آورده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مسافران فرمان داده است که یکی از خودشان را امیر خویش قرار دهند؛ یعنی یک نفر از خودشان را سرگروه یا رییس خویش در سفر معین کنند تا ساماندهی به کارهایشان در سفر را عهدهدار باشد و زمان حرکت، استراحت، غذا خوردن و امثال آن را برای همسفران برنامهریزی و مدیریت کند. زیرا اگر سرگروه یا رییسی نداشته باشند، کارهایشان نابسامان میشود و آشفته و سراسیمه میگردند. از ظاهر حدیث چنین بهنظر میرسد که اطاعت و فرمانبرداری از امیر سفر در مسایل مربوط به سفر واجب است؛ اما در رابطه با کارهای فردی که ربطی به سفر ندارد، اطاعت از سرگروه یا امیر سفر واجب نمیباشد؛ البته این، بدین معنا نیست که سرگروه، خودکامه یا خودرأی باشد؛ بلکه باید مطابق فرمان و رهنمود الهی با همسفرانش مشورت کند و دربارهی مسایل سفر، نظرهای آنان را نیز جویا شود؛ البته در رابطه با مسایل روشن، نیازی به نظرخواهی و مشورت با همسفران نیست. الله عزوجل میفرماید:
﴿فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ﴾
[آل عمران: ١٥٩]
… پس آنان را ببخش و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنها مشورت نما و چون تصمیمت را گرفتی، بر الله توکل کن.
([۱]) صحيح الجامع، ش: ۳۲۷۸؛ و السلسلۀ الصحیحۀ، از آلبانی رَحِمَهُالله ش: ۹۸۶.