۹۴۷- وعن عبدِ الله بنِ أبي أَوْفى رضي الله عنهما: أنَّهُ كَبَّرَ عَلَى جَنَازَةِ ابْنَةٍ لَهُ أرْبَعَ تَكْبِيرَاتٍ، فَقَامَ بَعْدَ الرَّابِعَةِ كَقَدْرِ مَا بَيْنَ التَّكْبِيرَتَيْنِ يَسْتَغْفِرُ لَهَا وَيَدْعُو، ثُمَّ قَالَ: كَانَ رسول اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم يَصْنَعُ هكَذَا.
وفي رواية: كَبَّرَ أرْبَعاً فَمَكَثَ سَاعَةً حَتَّى ظَنَنْتُ أنَّهُ سَيُكَبِّرُ خَمْساً، ثُمَّ سَلَّمَ عَنْ يَمينِهِ وَعَنْ شِمَالِهِ. فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْنَا لَهُ: مَا هَذَا؟ فَقَالَ: إنِّي لا أزيدُكُمْ عَلَى مَا رأيْتُ رسولَ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم يَصْنَع، أَوْ: هكَذَا صَنَعَ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. [حاكم این حدیث را روایت کرده و گفته است: حديثی صحيح میباشد.]([۱])
ترجمه: از عبدالله بن ابیاوفی رضي الله عنهما روایت است که وی، بر جنازهی دخترش (نماز گزارد و) چهار تکبیر گفت و پس از تکبیر چهارم، بهاندازهی فاصلهی دو تکبیر ایستاد و برای دخترش دعا و درخواستِ آمرزش میکرد. آنگاه گفت: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم – در نماز جنازه- چنین میکرد.
و در روایتی آمده است: چهار تکبیر گفت و آنگاه مدتی درنگ کرد تا اینکه گمان کردم: تکبیر پنجم را هم میگوید. سپس به سمت راست و چپ سلام داد. وقتی روی گردانید، به او گفتیم: این چه کاری بود؟ پاسخ داد: «من بر آنچه که از رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم دیدم، چیزی برای شما نیفزودم». یا فرمود: «رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم چنین میکرد».
([۱]) صحیح ابن ماجه، از آلبانی رَحِمَهُالله ش: ۱۲۲۰؛ نگا: احکام جنایز.