۹۱۸- عن عِمْران بن الحُصَيْنِ رضي الله عنهما: أنَّ أمْرَأَةً مِنْ جُهَيْنَةَ أتَت النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله و سلم وَهِيَ حُبْلَى مِنَ الزِّنَا، فَقَالَتْ: يَا رسول الله، أصَبْتُ حَدّاً فَأقِمْهُ عَلَيَّ، فَدَعَا رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم وَلِيَّهَا، فَقَالَ: «أحْسِنْ إِلَيْهَا، فَإذَا وَضَعَتْ فَأتِنِي بِهَا» فَفَعَلَ، فَأمَرَ بِهَا النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم فَشُدَّتْ عَلَيْهَا ثِيَابُهَا، ثُمَّ أمَرَ بِهَا فَرُجِمَت، ثُمَّ صَلَّى عَلَيْهَا. [روایت مسلم]([۱])
ترجمه: عمران بن حصین رضي الله عنهما میگوید: زنی از قبیلهی “جُهَینه” که از بابت زنا حامله بود، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: ای رسولخدا! مرتکب عملی شدهام که سزاوارِ حد (=مجازات شرعی) گشتهام؛ آنرا بر من اجرا کن. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم سرپرستِ او را فرا خواند و فرمود: «به او نیکی کن و چون وضعِ حمل کرد، او را نزدِ من بیاور». سرپرستش همین کار را کرد. آنگاه به فرمانِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم – که دستورِ رجمِ او را داد- لباسهایش محکم بر او بسته شد و سپس به فرمانِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگسار گردید و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر او نماز خواند.
شرح
مؤلف، نووی رَحِمَهُالله بابی پیرامونِ توصیه به خانوادهی بیمار برای نیکی کردن به وی و تحملِ او گشوده است؛ یعنی شایسته است که انسان به بیمار نیکی کند و او را تحمل نماید و در برابر سخنان تُند یا زخمِ زبانش که از عوارض بیماریست، شکیبا و خویشتندار باشد؛ زیرا بیمار، رنجور و ضعیف میشود و از خود و دنیا بهتنگ میآید و گاه سخنانِ تُند و زنندهای میگوید. از اینرو انسان باید در برابر این سختیها، شکیبایی ورزد و امیدوار باشد که الله عزوجل به او در برابر نیکی به بیمار، پاداش دهد؛ نیکی کردن به زیردستی که نزدیک بودنِ مرگش محرز است یا در آستانهی مجازاتِ اعدام میباشد، حایز اهمیت است؛ همان گونه که در حدیث عمران بن حصین رضي الله عنهما آمده است: «زنی از قبیلهی “جُهَینه” که از بابت زنا حامله بود، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: ای رسولخدا! مرتکب عملی شدهام که سزاوارِ حد (=مجازات شرعی) گشتهام؛ آنرا بر من اجرا کن». آن زن، متأهل بود؛ لذا رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم سرپرستِ او را فرا خواند و فرمود: «به او نیکی کن و چون وضعِ حمل کرد، او را نزدِ من بیاور». پس از اینکه آن زن وضع حمل کرد، سرپرستش او را نزدِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آورد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن زن دستور داد که تا زمانِ از شیر گرفتنِ فرزندش صبر کند و چون فرزندش را از شیر گرفت، نزدِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد تا حدّ شرعی را بر او اجرا کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیش از اجرای حکم، دستور داد که لباسش را محکم بر او بپیچند تا هنگامِ اجرای حکم، برهنه نشود و عورتش نمایان نگردد. سپس به فرمانِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگسار شد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر او نماز خواند.
این نشان میدهد که باید خانواده و سرپرستانِ شخصی را که در آستانهی مرگ است، به خوشرفتاری با او و رفتارِ مناسب با وی سفارش کنیم؛ همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این کار را کرد. از این حدیث چنین برداشت میشود که در اعتراف به زنا، شرط نیست که شخص، چهار بار اقرار کند؛ اگر کسی که دارای سلامتِ روانیست، به زنا اقرار کند، اعترافش معتبر است و حدّ شرعی بر او اجرا میشود. این حدیث همچنین نشان میدهد که اجرای حد بر مُجرم نباید به آسیب رسیدن به کسی دیگر بینجامد؛ زیرا اگر آن زن بلافاصله پس از اقرارش سنگسار میشد، کودکِ بیگناهی که در شکم داشت نیز میمُرد؛ از اینرو رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد که آن زن تا وضعِ حملش صبر کند و پس از اینکه بچهاش را از شیر گرفت، حد شرعی بر او اجرا شد. نکتهی دیگری که از این حدیث برداشت میشود، این است که هنگامِ سنگسارِ زن، گودالی حفر نمیکنند؛ بلکه لباسش را محکم بر او میپیچند و با سنگهای نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچک، او را رجم میکنند تا بمیرد. و چون در ارتکاب این گناه، همهی بدن لذت برده است، حکم بهگونهای اجرا میگردد که همهی بدن دردِ مجازات را بچشد؛ و این، از حکمتِ الله عزوجل میباشد.
حدیث عمران رضي الله عنه، بیانگرِ این است که اجرای حدود و مجازاتهای شرعی، شخصِ مجرم را از گناهش پاک میگرداند؛ از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مردم، پس از اجرایِ حکمِ آن زن بر او نماز خواندند.