۹۱۳- وعن أَبي سعيد الخدري رضي الله عنه أنَّ جِبريلَ أتَى النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله و سلم فَقَالَ : يَا مُحَمَّدُ، اشْتَكَيْتَ؟ قَالَ: «نَعَمْ» قَالَ: بِسْمِ الله أرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ، بِسمِ اللهِ أرقِيكَ. [روایت مسلم]([۱])
ترجمه: ابوسعید خدری رضي الله عنه میگوید: جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: ای محمد! آیا بیمار شدهای؟ فرمود: «آری». جبرئیل گفت: «بِسْمِ الله أرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ، بِسمِ اللهِ أرقِيكَ».([۲])
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله حدیثی بدین مضمون آورده است که: ابوسعید خدری رضي الله عنه میگوید: جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: ای محمد! آیا بیمار شدهای؟ فرمود: «آری». جبرئیل گفت: «بِسْمِ الله أرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ، بِسمِ اللهِ أرقِيكَ». این، دعای برترین فرستاده از میان فرشتگان برای برترین فرستاده از میان انسانهاست؛ جبرئیل علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: آیا بیمار هستی؟ رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ داد: «آری». لذا ایرادی ندارد که وقتی از کسی احوالپرسی میکنند و بیمار است، بگوید که «من، بیمارم». این، به معنای نالیدن و گلایه از خداوند عزوجل نیست؛ ایراد در این است که کسی، از خالق به مخلوق بنالد و بگوید: خداوند مرا بیمار کرده است. شکایت از خالق به مخلوق، جایز نیست؛ از اینرو یعقوب علیه السلام گفت: ﴿إِنَّمَآ أَشۡكُواْ بَثِّي وَحُزۡنِيٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾؛ یعنی: «از غم و اندوهم تنها به الله شکایت میبرم». بنابراین اگر قصدِ بیمار، خبر دادن از بیماریاش باشد، نه شکایت از خالق، ایرادی ندارد.
مفهومِ دعای جبرئیل علیه السلام این است که: «به نامِ الله بر تو دعای شفا میخوانم (و از او میخواهم) که تو را از آنچه که تو را میآزارد و از هر نفس یا چشمِ حسودی در پناه خویش قرار دهد؛ الله، تو را شِفا بخشد که به نامِ او، برای تو دعایِ شِفا و بهبودی میکنم».
«هر نفس» هم شاملِ نفوس انسانها میشود و هم شاملِ جنها؛ و منظور از «چشمِ حسود»، همان زخم چشم است که عموم مردم، آن را چشمِ شور مینامند. حسود به کسی میگویند که به نعمتهایی که الله به کسی داده است، رشک میبرد؛ یعنی ضمیری پلید و بدخواه دارد که گاه حسادتش به دیگران آسیب میرساند. از اینرو الله متعال میفرماید:
﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ٥﴾ [الفلق: ٥]
…و از شر هر حسودی، آنگاه که حسادت میورزد.
گاه، کسی که به او حسادت میورزند، در نتیجهی زخمِ چشم، دچارِ غم و اندوه میگردد. از اینرو جبرئیل علیه السلام برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دعا کرد که الله عزوجل او را از هر چشمِ حسودی در پناهِ خویش قرار دهد و بیماریاش را برطرف کند. آغاز و پایان این دعا با نام الله بود؛ چنانکه جبرئیل علیه السلام در اغاز و پایانِ دعا گفت: «بِسْمِ الله أرْقِيكَ»؛ یعنی به نامِ الله بر تو دعا میخوانم.
بهتر است که انسان، دعاها و عباراتی را بگوید که در سنت آمده است و اگر این دعاها را یاد نداشت، با هر زبانی که میتواند، برای بیمار دعایِ شفا کند؛ مثلاً بگوید: «از الله میخواهم که تو را شِفا دهد» یا بگوید: «از الله برای تو درخواستِ سلامتی میکنم».
این حدیث، نشان میدهد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز مانندِ سایر انسانها بوده و به بیماری مبتلا میشده است. این حدیث، همچنین نشانگرِ این است که خواندنِ دعا بر بیمار، منافاتی با کمالِ توکل ندارد؛ البته اگر خودِ بیمار از دیگران بخواهد که دعایی بر او بخوانند، این، بر خلافِ کمالِ توکل است و نقصِ در توکل بهشمار میآید؛ زیرا از مخلوق، درخواست کرده و به درخواستِ از مخلوق اعتماد نموده است. ولی اگر عیادتکننده، خود دعایی شرعی بخواند و بیمار او را باز ندارد، ایرادی در آن نیست و نقص در توکل بهشمار نمیآید؛ از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر دیگران دعا خوانده است و چون خودش بیمار شد، بدون درخواستِ آن بزرگوار، بر ایشان دعا خواندند. بنابراین، اگر خواندنِ دعا بدونِ درخواستِ شخص باشد، منافاتی با کمالِ توکل ندارد.
([۲]) ترجمه: «به نامِ الله بر تو دعای شفا میخوانم (و از او میخواهم) که تو را از آنچه که تو را میآزارد و از هر شخص یا چشمِ حسودی در پناه خویش قرار دهد؛ الله، تو را شِفا بخشد که به نامِ او، برای تو دعایِ شِفا و بهبودی میکنم».