۸۹۸- وعن أبي هريرة رضي الله عنه قال: قبَّل النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ رضي الله عنهما فقال الأقْرَعُ بْنُ حَابِسٍ: إنَّ لِي عَشَرةًَ مِنَ الْوَلَد ما قَبَّلْتُ مِنهُمْ أحَدًا. فقال رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم: «مَنْ لا يَرْحَمْ لا يُرْحَمْ». [متفق عليه]([۱])
ترجمه: ابوهریره رضي الله عنه میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حسن بن علی رضي الله عنهما را بوسید. اقرع بن حابس گفت: من، ده فرزند دارم و هیچیک از آنها را نبوسیدهام. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کسی که مهر نورزد، مورد رحمت قرار نمیگیرد».
شرح
نووی رَحِمَهُالله این حدیث را دربارهی مسایل مربوط به معانقه و بوسیدن آورده است که بوسیدنِ کودکان از روی مهر و محبت از آن جمله میباشد. همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حسن بن علی بن ابیطالب رضي الله عنهما را بوسید. حسن رضي الله عنه پسر فاطمه بنت رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بود؛ یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پدربزرگِ مادریِ حسن رضي الله عنه بوده است. ایشان، حسن و حسین رضي الله عنهما را دوست داشت و میفرمود: «الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ».([۲]) یعنی: «حسن و حسین رضي الله عنهما دو سردارِ جوانانِ بهشتیاند». البته حسن رضي الله عنه از حسین رضي الله عنه برتر است؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دربارهاش فرمود: «إنَّ ابْنِي هَذَا سَيِّدٌ وَلَعَلَّ الله أَنْ يُصْلِحَ بِهِ بَيْنَ فِئَتَيْنِ مِنْ الْمُسْلِمِينَ».([۳]) یعنی: «این فرزندِ من، آقاست؛ امید است که الله، او را سببِ صلح و سازش در میان دو گروه از مسلمانان قرار دهد». همینطور هم شد و زمانی که حسن رضي الله عنه پس از پدرش، علی بن ابیطالب رضي الله عنه به خلافت رسید، پس از آنکه مسایل و فتنههایی پدید آمد، بهخاطر جلوگیری از قتل و خونریزی در میانِ مسلمانان، از خلافت چشمپوشی کرد و آن را به معاویه بن ابیسفیان رضي الله عنهما واگذار نمود؛ هرچند که از معاویه رضي الله عنه به خلافت سزاوارتر بود. و بدینسان فرمودهی رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم به حقیقت پیوست و حسن رضي الله عنه به این فضیلت بزرگ دست یافت.
آنگاه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نوهاش، حسن رضي الله عنه را بوسید، اقرع بن حابس – یکی از سرداران قبیلهی «بنیتمیم» – آنجا بود؛ روشن است که صحرانشینان، مقداری سرسخت و سنگدل بودهاند. اقرع از این کارِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تعجب کرد و گفت: چگونه این کودک را میبوسید؟! من، ده فرزند دارم و هیچیک از آنها را نبوسیدهام. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کسی که رحم نکند، مورد رحمت قرار نمیگیرد». یعنی کسی که نسبت به بندگان الله عزوجل مهربان نیست، از رحمت الهی محروم میشود. این، نشان میدهد که بوسیدن کودکان از روی مهر و شفقت جایز است و فرقی نمیکند که فرزندان انسان یا نوههای دختری و پسریِ او باشند یا هیچ نسبتی با انسان نداشته باشند؛ زیرا بوسیدنِ کودکان، نشانهی داشتنِ قلبِ مهربان نسبت به کودکان است و انسان هرچه نسبت به بندگانِ الله مهربانتر باشد، به رحمت الهی نزدیکتر است؛ حتی الله عزوجل زنی زناکار را آمرزید؛ زیرا آن زن، سگی دید که از شدت تشنگی دهانش را باز کرده و زبانش را بیرون آورده بود و آن را به خاک مرطوب میمالید. آن زن از چاه، پایین رفت و جوراب چرمیِ خود را پُر از آب کرد و جورابش را به دهان گرفت و از چاه، بالا آمد و به سگ، آب داد و چون دلش به حالِ سگ سوخت و او را آب داد، الله متعال او را آمرزید.([۴]) وقتی الله متعال دلِ انسان را نسبت به خردسالان و ضعفا مهربان بگرداند، بدین معناست که انسان از رحمت الهی برخوردار خواهد شد. امید است که الله عزوجل همهی ما را به رحمتش بنوازد.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کسی که مهر نورزد، مورد رحمت قرار نمیگیرد». لذا چه خوب است که انسان، قلبی مهربان و نرم داشته باشد. بر خلافِ برخی از افراد سبکسر و بیخرد که وقتی کودکی نزدشان میرود، او را از خود دور میکنند. در صورتی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهعنوان خوشاخلاقترین و خوشرفتارترین بندهی الله، روزی برای مردم امامت میداد و در سجده بود که در این اثنا حسن بن علی بن ابیطالب رضي الله عنهما آمد و مانندِ هر کودکی، روی پشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت. از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سجدهاش را طول داد؛ صحابه رضي الله عنهم تعجب کردند. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «فرزندم مرا سواریِ خویش قرار داد؛ لذا صبر کردم تا کارش را تمام کند». این، از مهر و محبت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود؛ چنانکه باری رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم نوهی دختریاش، یعنی امامه بنت زینب رضي الله عنهما را بر دوش گرفته بود و او را با خود به مسجد بُرد. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که امامه رضي الله عنها را در بغل گرفته بود، برای مردم امامت داد و چون به سجده میرفت، امامه را روی زمین میگذاشت و ان گاه که برمیخاست، او را برمیداشت. همهی این ها از روی مهر و عطوفت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به امامه رضي الله عنها بود؛ و گرنه، این امکان برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشت که امامهی کوچولو را نزد عایشه رضي الله عنها یا یکی دیگر از همسرانش بگذارد. شاید هم وابستگیِ امامه رضي الله عنها به پدربزرگش صلی الله علیه و آله و سلم باعث شد که رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم او را با خود به مسجد ببرند. روزی رسولالله برای مردم سخنرانی میکرد؛ در این اثنا حسن و حسین رضي الله عنهما که لباسِ نو پوشیده بودند، وارد مسجد شدند و چون لباسشان بلند بود، هنگام راه رفتن سکندری میخوردند. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم با دیدن نوههایش که سکندری میخوردند و هر آن ممکن بود روی زمین بیفتند، تاب نیاورد و از روی منبر پایین آمد و آندو را جلوی خود گرفت و فرمود: الله متعال راست فرموده است که: ﴿إِنَّمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَأَوۡلَٰدُكُمۡ فِتۡنَةٞۚ﴾([۵])
چه خوب است که خود را به محبت کردن به کودکان عادت دهیم و بکوشیم به هر کسی که محتاج محبت است، از جمله: یتیمان، فقیران و ضعفا مهر بورزیم و مهر و محبت را در دلهایمان جای دهیم تا بدینسان از رحمت الهی برخوردار شویم؛ زیرا به رحمتِ الله، سخت نیازمندیم و مهرورزی به بندگانِ الله، رحمت الهی را در پی دارد. امید است که الله متعال همهی ما را به رحمتی خویش بنوازد.
([۱]) صحیح بخاری، ش: ۵۹۹۷؛ و صحیح مسلم، ش: ۲۳۱۸. [این حدیث، پیشتر بهشمارهی ۲۳۰ ذکر شد. (مترجم)]
([۲]) حسن است؛ روایت: ترمذی (۳۷۶۸)؛ نسائی در الکبری (۵ رَحِمَهُالله۵۰)؛ احمد در مسند خود (۳ رَحِمَهُالله۳، ۶۲، ۶۴، ۸۳) و در فضائل الصحابۀ (۱۳۶۸، ۱۳۸۴) بهنقل از ابوسعید خدری رضي الله عنه؛ این حدیث شواهد دیگری هم دارد که علامه آلبانی رَحِمَهُالله در السلسلۀ الصحیحۀ (۷۹۶، ۷۹۷) ذکر کرده و در صحیح ابنماجه (۹۶)، و صحیح الترمذی (۲۹۶۵) و صحیح الجامع (۳۱۸۰) آنرا حسن دانسته است.
([۳]) صحیح بخاری، ش: ۲۷۰۴، ۳۶۲۹، ۳۷۴۶، ۷۱۰۹) بهنقل از ابیبکره رضي الله عنه.
([۴]) آن گونه که در حدیث شمارهی ۱۲۸ همین کتاب آمده است، این ماجرا دربارهی یک مرد روی داده و شارح محترم آن را دربارهی یک زنِ زناکار ذکر کرده است. (مترجم)
([۵]) سورهی تغابن، آیهی ۱۵. ترجمه: « اموال و فرزندانتان، فقط مایهی آزمایش (شما) هستند».