۸۷۷- وعن رِبْعِيِّ بن حِرَاشٍ قال: حدَّثّنا رَجُلٌ من بَنِي عَامرٍ أنَّهُ استأذَنَ عَلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم وَهُوَ في بيت فقال: أألِج؟ فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لِخادِمِه: «أُخْرُج إلى هذا فَعَلِّمْهُ الإستئذَانَ فَقُل لَهُ: قُل: السَّلامُ عَلَيكُم، أأدْخُل؟» فَسَمِعهُ الرَّجُلُ فقال: السَّلام عَلَيكم، أأدْخُل؟ فَأذن لَهُ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم فَدَخَل. [روایت ابوداود با اِسناد صحيح]([۱])
ترجمه: ربعی بن حِراش میگوید: مردی از «بنیعامر» برای ما روایت کرد که او از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که در خانهای بود، اجازهی ورود خواست و گفت: آیا وارد شوم؟ رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم به خدمتکارِ خود فرمود: «نزد اینشخص برو و به او روش اجازه خواستن را آموزش بده؛ به او بگو که بگوید: السلام علیکم؛ آیا وارد شوم؟» آن مرد سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را شنید و گفت: «السلام علیکم؛ آیا وارد شوم؟» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او اجازهی ورود داد و او هم وارد شد.
([۱]) صحیح الجامع، ش: ۲۳۴؛ السلسلۀ الصحیحۀ، ش: ۱۱۷۰؛ و صحیح أبی داود، از آلبانی رَحِمَهُالله ش: ۴۳۱۲.