۸۶۸- عن سهل بن سعد رضي الله عنه قال: كانَتْ فينا امْرَأَةٌ -وفي رواية: كانَتْ لَنا عَجُوزٌ- تأْخُذُ مِنْ أَُصُولِ السِّلْقَ فَتَطْرَحُهُ في القِدْرِ وَتُكَرْكِرُ حَبَّاتٍ منْ شَعِير، فإذا صَلَّيْنا الجُمُعَةَ وانْصَرَفْنَا نُسَلِّمُ عَلَيْها فَتُقدِّمُهُ إليْنَا. [روایت بخاري]([۱])
ترجمه: سهل بن سعد رضي الله عنه میگوید: زنی در میانِ ما بود- و در روایتی دیگر: پیرزنی با ما بود- که مقداری چغندر میآورد و در دیگ میریخت و دانههای جو را آرد میکرد – و به چغندرِ پختهشده میافزود-. آنگاه که نماز جمعه را میخواندیم و باز میگشتیم، به او سلام میگفتیم و او، آن غذا را نزدِ ما میآورد.