۶۵۲- وعنْ أَبِي هُريرةَ رضي الله عنه أَن رسولَ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال: «لَيْسَ الشديدُ بالصُّرَعةِ إِنمَّا الشديدُ الَّذي يمْلِكُ نَفسَهُ عِنْد الْغَضَبِ». [متفقٌ عليه]([۱])
ترجمه: ابوهریره رضي الله عنه میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «پهلوان، کسی نیست که رقیب (هماوردش) را به زمین بزند؛ پهلوان، کسیست که هنگام خشم، خودش را کنترل کند».
شرح
از دیگر احادیثی که نووی رَحِمَهُالله در باب «عفو و گذشت و رویگردانی از جاهلان» ذکر کرده، حدیثیست بدین مضمون که ابنمسعود رضي الله عنه میگوید: گویا اینک رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم را میبینم که داستانِ یکی از پیامبران را بازگو میکند که قومش او را زده و خونآلود کرده بودند و او، خون را از صورتش پاک مینمود و میگفت: «یا الله! قومِ مرا ببخش؛ زیرا آنها نمیفهمند».
این، از حلم و بردباری پیامبران و صبری بود که در برابر اذیت و آزار قومشان داشتند؛ میدانید که پیامبران اذیت و آزار فراوانی از قوم خویش دیدند. الله متعال میفرماید:
﴿وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَىٰ مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّىٰٓ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَاۚ﴾ [الأنعام: ٣٤]
پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند و در برابر تکذیبِ دیگران شکیبایی نمودند و اذیت و آزار دیدند تا آنکه یاری ما به آنان رسید.
رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم داستان یکی از این پیامبران را بازگو نمود و فرمود: «قومش او را زدند و خونآلودش کردند و او، خون را از صورتش پاک مینمود و میگفت: یا الله! قومِ مرا ببخش؛ زیرا آنها نمیفهمند».
گویا این قوم، مسلمان بودهاند؛ و چون با پیامبرشان درگیر شدند و خونآلودش کردند، برایشان دعای آمرزش کرد؛ اگر مسلمان نبودند برای آنها دعای هدایت مینمود. اما دعای مغفرت کرد. لذا چنین بهنظر میرسد که مسلمان بودهاند. البته این پیامبر حق داشت که از حقّ خویش بگذرد؛ از اینرو دیدگاه صحیح، اینست که اگر کسی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ناسزا گفت و سپس توبه کرد، توبهاش پذیرفته میشود، اما باید اعدام گردد؛ ولی اگر کسی به الله ناسزا گفت و سپس توبه نمود، توبهاش پذیرفته میشود و نباید اعدامش کرد. این، بدین معنا نیست که جُرمِ ناسزاگویی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از ناسزاگویی به الله عزوجل بیشتر است؛ بلکه جُرم دشنام دادن به الله از دشنامگویی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بدتر و شدیدتر است؛ ولی الله متعال به ما خبر داده که از حقّ خود میگذرد و توبهی کسی را که توبه کند، میپذیرد. اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وفات کرده است و وقتی کسی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ناسزا بگوید و سپس توبه کند، الله متعال توبهاش را میپذیرد و کفری را که به سبب ناسزاگویی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرتکب شده است، میبخشد؛ ولی از آنجا که حقّ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به قوّت خود باقیست، باید این شخص را اعدام کرد.
سپس مؤلف رَحِمَهُالله حدیثی از ابوهریره رضي الله عنه نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «پهلوان، کسی نیست که رقیب (هماوردش) را به زمین بزند؛ پهلوان، کسیست که هنگام خشم، خودش را کنترل کند». مردم، کسی را پهلوان میپندارند که هنگام کُشتی یا رویارویی با حریفانش، آنها را نقش زمین کند. مردم، چنین کسی را قهرمان یا پُرزور میدانند؛ ولی رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بیان فرموده است که در حقیقت، چنین کسی، پهلوان نیست؛ بلکه: «پهلوان، کسیست که هنگام خشم، خویشتندار باشد». کُشتی- با پوشش و لباسِ مناسب- یکی از ورزشهای مباح است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز انجام داده است؛ چنانکه با رکانه بن یزید کشتی گرفت و شکستش داد؛ رکانه، کسی بود که هیچ کس او را در کُشتی شکست نمیداد، از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکست خورد.
لذا پهلوان واقعی، کسیست که وقتی نفس و امیال درونی، بخواهند او را با خشم و عصبانیت، به زمین بزنند، بر خود مسلّط باشد. زیرا خشم و عصبانیت، آتشیست که شیطان در قلبِ انسان میاندازد و بدینسان خونِ انسان بهجوش میآید. اگر کسی قوی باشد، بر خود چیره میشود و اگر ضعیف باشد، نمیتواند خود را کنترل کند و چهبسا سخنی میگوید یا عملی انجام میدهد که پشیمانی بهبار میآورد. از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به شخصی که از ایشان درخواست نصیحت کرد، فرمود: «خشمگین مشو». آن شخص چندین بار تقاضای نصیحت کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر بار به او فرمود: «خشمگین مشو».([۲]) زیرا همانگونه که بارها مشاهده شده است، گاه خشم، باعث میشود که انسان به خود دشنام دهد یا به دین و پروردگارش ناسزا بگوید یا همسرش را طلاق دهد یا ظرفی بشکند یا لباسش را آتش بزند؛ بسیاری از حوادث، نتیجهی خشم و غضب یا جنونِ ناشی از عصبانیت است.
از اینرو قولِ راجح اینست که: اگر انسان بهاندازهای خشمگین شود که درک نکند چه میگوید، سخنش اعتبار ندارد؛ اگر لفظِ طلاق بر زبان بیاورد، همسرش طلاق نمیشود. زیرا بهاختیار خود نبوده و طلاقی که بهاختیار نباشد، حکم طلاقِ مُکرَه (مجبور) را دارد.
([۱]) صحیح بخاری، ش: ۶۱۱۴ ؛ و صحیح مسلم، ش: ۲۶۰۹. [این حدیث پیشتر بهشمارهی ۴۶ ذکر شد.]
([۲]) صحیح بخاری، ش: ۶۱۱۶. [این حدیث پیشتر بهشمارهی ۴۹ و ۶۴۴ ذکر شد.]