۶۵۰- وعن أَنس رضي الله عنه قال: كُنتُ أَمْشِي مَعَ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم وعليه بُردٌ نَجْرَانِيٌّ غلِيظُ الحَاشِيةِ، فأَدركَهُ أَعْرَابِيٌّ، فَجَبَذَهُ بِرِدَائِهِ جَبْذَةً شَديدَةً، فَنظرتُ إلى صَفحةِ عاتِقِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم وقَد أَثَّرَتْ بِها حَاشِيةُ الرِّداءِ مِنْ شِدَّةِ جَبذَتِهِ، ثُمَّ قال: يَا مُحَمَّدُ مُرْ لِي مِن مالِ اللَّهِ الذي عِندَك. فالتَفَتَ إِلَيْه، فضحِك، ثُمَّ أَمر لَهُ بعَطَاء. [متفقٌ عليه]([۱])
ترجمه: انس رضي الله عنه میگوید: با رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم قدم میزدم و ایشان روپوشی نجرانی بر تن داشت که دارای حاشیهای ضخیم بود. صحرانشینی به ایشان رسید و روپوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را گرفت و آن را سخت کشید؛ به گردن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کردم، اثرِ حاشیهی ردا (روپوش) را که بهشدت کشیده شده شده بود، روی گردنِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیدم. سپس آن مرد گفت: ای محمد! دستور بده از مالِ خداوند که نزدِ توست، به من هم بدهند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگاهی به او انداخت، تبسم کرد و دستور داد که چیزی به او ببخشند.
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله حدیثی بدین مضمون نقل کرده که عایشه رضي الله عنها گفته است: «رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم هرگز هیچ چیزی یا هیچ زن یا خدمتکاری را به دست خویش نزد؛ مگر زمانی که در راه الله جهاد میکرد». و این، از بزرگوارِي پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که «هیچگاه در هیچ موردی برای خود انتقام نگرفت». زیرا درباره حقوق شخصی، تصمیم با خودش بود که ببخشد یا حقش را بگیرد؛ اما اگر حرمت دین الله متعال شکسته میشد، به هیچ عنوان کوتاه نمیآمد و بهخاطر الله انتقام میگرفت. زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به هیچکس اجازه نمیداد به کاری که مایهی خشم پروردگار است، ادامه بدهد. لذا شایسته است که انسان در رابطه با مسایل شخصیِ خود، عفو و گذشت پیشه نماید؛ اما اگر حرمت دین الله شکست، کوتاه نیاید و به هیچکس اجازه ندهد که در شریعت الهی قانونشکنی کند.
یکی از احادیثی که مؤلف رَحِمَهُالله در این باب ذکر کرده، داستان صحرانشینیست که روپوشی نجرانی بر تنِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دید و آن را بهشدت کشید؛ بهگونهای که حاشیهی ضخیم روپوش، بر گردن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اثر گذاشت. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم نگاهی به این مرد انداخت؛ دریافت صحرانشینیست که چیزی میخواهد. لذا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لبخندی زد و دستور داد که چیزی به او ببخشند. حتی اخم نفرمود و چهره در هم نکشید؛ بلکه لبخند زد و دستور داد که چیزی به او ببخشند! حال اگر کسی با ما چنین برخوردی بکند، چه میکنیم؟ حداقل کتکش میزنیم. الله متعال دربارهی پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ ٤﴾ [القلم: ٤]
و بیگمان تو، بر اخلاق بزرگی قرار داری.
این از اخلاق سترگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که به آن مرد نگاه کرد، تبسمی فرمود و چیزی به او بخشید.
آری؛ شایسته است که انسان صبر و حوصله داشته باشد و وقتی مردم خشمگین میشود، او کوتاه بیاید. از معاویه رضي الله عنه پرسیدند: چگونه مردم را رهبری میکنی؟ – زیرا معاویه رضي الله عنه به حکمت و سیاست، معروف بود.- فرمود: «قید و بندِ ارتباط من با آنها مانندِ مو، باریک است؛ اگر آنها این مو را بگیرند، من در پیِ آنها میروم و اگر من، این مو را در دست داشته باشم، آنها به دنبالِ من میآیند و بدینسان این موی باریک، گسسته نمیشود». منظورش این بود که من در ارتباط با دیگران، سختگیر نیستم. و این، از حُسنِ سیاست او بود که مردم را بدینشکل رهبری مینمود؛ وقتی به او روی میآوردند، از آنها بهگرمی استقبال میکرد و وقتی میدید که به او پشت کردهاند، خود در پیِ آنان میرفت تا آنها را از دست ندهد.
لذا چه خوب است که انسان همانندِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همواره در رفتار و منشِ خویش، نرمخوی و بردبار باشد. از الله متعال درخواست میکنم که به ما رفتار، اخلاق و منش نیکو عنایت بفرماید.