۵۹۹- وعن عائشةَ رضي الله عنها قالت: كانَ لأبي بَكْرٍ الصَّدِّيق رضي الله عنه غُلامٌ يُخْرِجُ لَهُ الخَراجَ وكانَ أَبو بَكْرٍ يَأْكُلُ مِنْ خَرَاجِه، فَجَاءَ يَومًا بِشَيءٍ، فَأَكَلَ مِنْهُ أَبُو بَكْر، فَقَالَ لَهُ الغُلام: تَدْرِي مَا هَذا؟ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: ومَا هُو؟ قال: كُنْتُ تَكَهَّنْتُ لإِنْسَانٍ في الجاهِلِيَّةِ ومَا أُحْسِن الكَهَانَةَ إِلاَّ أَنِّي خَدَعْتُهُ، فَلَقِينِي، فَأَعْطَاني بِذلكَ هَذَا الَّذي أَكَلْتَ مِنْه، فَأَدْخَلَ أَبُو بَكْرٍ يَدَه فَقَاءَ كُلَّ شَيءٍ في بَطْنِهِ. [روایت بخاري]([۱])
ترجمه: عایشه رضي الله عنها میگوید: ابوبکر صدیق رضي الله عنه غلامی داشت که – با دستور و رضایت ابوبکر- کار میکرد و بخشی از درآمدِ روزانهاش را برای ابوبکر رضي الله عنه میآورد و ایشان از آن میخورد – و باقیماندهی این درآمد از آنِ خودِ غلام بود.- غلام، روزی چیزی آورد و ابوبکر رضي الله عنه از آن خورد. غلام به ابوبکر گفت: آیا میدانی این چیست؟ ابوبکر صدیق رضي الله عنه پرسید: چیست؟ پاسخ داد: من در جاهلیت برای شخصی پیشگویی کردم؛ البته کهانت و پیشگویی را خوب یاد نداشتم، بلکه او را فریب دادم. – امروز- مرا دید و این را که از آن خوردید، به من داد. لذا ابوبکر صدیق رضي الله عنه انگشت در دهان فرو برد و هرچه خورده بود، بالا آورد.
شرح
حافظ نووی رَحِمَهُالله در باب ورع و ترک شبهات از عایشه رضي الله عنها نقل کرده است: ابوبکر صدیق رضي الله عنه غلامی داشت که به او اجازه داده کار کند و بخشی از درآمدِ روزانهاش را برای ابوبکر رضي الله عنه بیاورد؛ یعنی به او گفته بود: میتوانی کارکنی و روزانه این مقدار برای من بیاوری و باقیماندهاش از آنِ خودت باشد. این عمل در رابطه با غلامان، جایز است؛ یعنی اگر کسی، غلامی داشته باشد میتواند به او بگوید: کار کن و روزانه این مقدار پول بیاور؛ هرچه ماند، از خودَت. این، جایز میباشد؛ زیرا غلامان، ملکِ صاحب خود هستند و هرچه کسب کنند، از آنِ مالکِ آنهاست؛ چه سهمی به آنها بدهد و چه ندهد. البته فایدهی این کار، اینست که شرایطی برای غلام فراهم میشود که میتواند بنا بر توافق آقایش، پس از کسبِ مبلغی پول، استراحت نماید یا به کسبِ علم بپردازد یا همچنان کار کند و مازادِ درآمد را برای خود بردارد. در برخی از کشورها برای جذب کارگر از کشورهای دیگر، کفالتِ اقامت برخی از افراد را قبول میکنند و به آنها میگویند: بروید کار کنید، البته باید ماهیانه این مبلغ را به ما بدهید؛ چنین عملی، ظلم است و حرام و با آییننامههای مربوط به کفالت و اقامت، مغایرت دارد و چنین قراردادهایی از اساس، باطل است و صاحبِ کار، حق ندارد، کاری بیش از آنچه به عنوان شرح وظایف کارگر در قرارداد آمده است، مطالبه نماید؛ زیرا چهبسا کارگر، خسته میشود یا به هر دلیلی نمیتواند آنچه را کفیلش بر او تحمیل کرده است، بهدست بیاورد و این، ظلم است.
اما وضعیتِ غلامان، فرق میکند وخودشان و هرچه دارند، از آنِ مالک یا صاحبِ آنهاست. غلامِ ابوبکر رضي الله عنه نیز کار میکرد و بخشی از درآمدِ روزانهاش را به ابوبکر میداد؛ روزی غذایی آورد و ابوبکر رضي الله عنه از آن خورد. آنگاه از ابوبکر پرسید: آیا میدانی این چیست؟ ابوبکر صدیق رضي الله عنه فرمود: چیست؟ پاسخ داد: این، مزدِ کهانتیست که در جاهلیت برای یک نفر غیبگویی کرده بودم؛ البته کهانت و پیشگویی را خوب یاد نداشتم، بلکه او را فریب دادم. آن شخص، امروز مرا دید و این را که از آن خوردید، به من داد. لذا ابوبکر صدیق رضي الله عنه انگشت در دهان فرو برد و هرچه خورده بود، بالا آورد. زیرا مزدِ کهانت و پیشگویی، حرام است؛ فرقی نمیکند که کاهن، در کارش ماهر باشد یا خیر. چراکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستمزد کاهن را حرام دانسته و از آن نهی کرده است. ابوبکر رضي الله عنه بلافاصله پس از شنیدن سخنِ غلامش، انگشت زد و هرچه خورده بود، بالا آورد تا شکمش از غذای حرام، خالی گردد؛ زیرا آنچه غلامش به او داده بود، کسب حرام بود و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «إنَّ اللهَ إذا حرَّمَ شيئًا، حرَّمَ ثَمَنَهُ». یعنی: «هرچه الله، حرامش کرده، داد و ستد (و درآمدِ حاصل از) آن را نیز حرام گردانیده است». لذا دستمُزد عمل حرام، حرام است؛ مانند اجاره دادن مغازهها به آرایشگرانی که ریش مراجعهکنندگان خود را میتراشند. درآمدِ حاصل از این اجاره حرام است و برای صاحب مغازه، جایز نمیباشد؛ زیرا مغازه را برای انجامِ عمل حرامی از او اجاره کردهاند.
همچنین اجاره دادن ساختمان به بانکها، حرام است؛ زیرا همه یا بیشترِ معاملات بانکی، ربوی و حرام میباشد این بانکها، از اساس برای انجام معاملات ربوی و حرام، تأسیس شدهاند؛ لذا درآمدِ حاصل از اجارهی مغازه یا ساختمان به بانکهای ربوی، حرام است. همچنین اجاره دادن ساختمان به نشریههایی که مروّج هرزگی و فساد اخلاقی یا افکار و اندیشههای انحرافی هستند، جایز نیست و درآمد حاصل از این اجاره، حرام است؛ زیرا در حقیقت، نوعی تعاون و همکاری در زمینهی گناه و معصیت بهشمار میآید و الله متعال میفرماید:
﴿وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ﴾ [المائدة: ٢]
و همدیگر را بر انجام گناه و تجاوز یاری نکنید.
رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم نیز فرموده است: «إنَّ اللهَ إذا حرَّمَ شيئًا، حرَّمَ ثَمَنَهُ».([۲]) یعنی: «الله، هرچه را حرام کرده، داد و ستد (و درآمدِ حاصل از) آن را نیز حرام گردانیده است».
حدیث عایشه رضي الله عنها نشانگر ورع و پرهیزگاری ابوبکر صدیق رضي الله عنه میباشد و بهراستی ابوبکر به عنوانِ جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نخستین پیشوای این امت پس از پیامبرش، شایستهی چنین تقواییست؛ از اینرو اهلسنت و جماعت، ابوبکر صدیق رضي الله عنه را برترین فردِ این امت میدانند؛ چراکه رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «إِنَّ أَمَنَّ النَّاسِ عَلَيَّ فِي صُحْبَتِهِ وَمَالِهِ أَبُو بَكْرٍ وَلَوْ كُنْتُ مُتَّخِذًا خَلِيلاً مِنْ أُمَّتِي لاَتَّخَذْتُ أَبَا بَكْرٍ وَلَكِنْ أُخُوَّةُ الإِسْلاَمِ».([۳]) یعنی: «کسی که بيش از همهي مردم مرا با جان و مالش همراهي نمود، ابوبكر رضي الله عنه است و اگر ميخواستم كسي از امتم را به عنوان دوستِ ویژه و خاصّ خود برگزينم، ابوبكر رضي الله عنه را به دوستي برميگزيدم؛ ولي برادري اسلامي كافي است».
متون دینی در اینباره، فراوان و متواتر است؛ حتی امیرمؤمنان علی بن ابیطالب رضي الله عنه که به راستگویی و عدالت، شهرهی آفاق است، روی منبر کوفه میفرمود: «خَيْرُ هَذِهِ الأُمَّةِ بَعْدَ نَبِيِّهَا أَبُو بَكْرٍ ثُمَّ عُمَرُ».([۴]) یعنی: «بهترینهای این امت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بهترتیب ابوبکر و عمر هستند». این، سخنِ علی رضي الله عنه میباشد؛ همچنین میفرمود: «لا أوتى بِأَحَدٍ يُفَضِّلُنِي عَلَى أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ إلاَّ جَلَدْتُهُ حَدَّ الْمُفْتَرِي».([۵]) یعنی: هرکس را نزدم بیاورند که مرا بر ابوبکر و عمر ترجیح میدهد، حدّ افترا را بر او اجرا میکنم». یعنی او را تازیانه میزنم و این از تواضع و فروتنی علی مرتضی رضي الله عنه در برابر حق بود و سخنش بهجا و درست است؛ این سخن، همچنین ردّی آشکار بر کسانیست که علی را برتر از ابوبکر و عمر میپندارند، بلکه برخی از آنها، علی را از رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم نیز برتر میدانند و میگویند: علی از محمد( صلی الله علیه و آله و سلم) برتر بود! حتی رسالت را حقّ علی میدانند و میگویند: جبرئیل، در امانت خیانت کرد و رسالت را از علی به محمد منتقل نمود! شکی نیست که اینها، گمراهاند. از این گمراهی به الله پناه میبریم و برای خود و ایشان، درخواست هدایت میکنیم.
خلاصه اینکه ابوبکر صدیق رضي الله عنه پارسا و پرهیزگار بود و از شبهات دوری میکرد؛ به همین سبب نیز انگشت زد تا هرچه خورده است، بالا بیاید و شکمش از حرام یا چیزی که در آن شبهه بود، تغذیه نشود.
([۲]) صحیح است؛ روایت: احمد (۱ رَحِمَهُالله۲۹۳)؛ ابنماجه، ش: ۴۹۳۸؛ دارقطنی (۳ رَحِمَهُالله۷)؛ و ابوداود، ش: ۳۴۸۸.
([۳]) ر.ک: بخاري، كتاب فضائل الصحابه، شمارهي۳۶۵۴. [مترجم]
([۴]) روایت احمد (۱ رَحِمَهُالله۱۰۶، ۱۱۰، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۱۵، ۱۲۵، ۱۲۶، ۱۲۷، ۱۲۸).
([۵]) السنة از ابن ابیعاصم (۲ رَحِمَهُالله۵۷۵)؛ السنة، از عبدالله بن احمد (۱۳۱۲)؛ و روایت احمد در فضائل الصحابه (۴۹، ۳۸۷)؛ مدار این روایت بر محمد بن طلحه الیامیست که ضعیف میباشد.