۳۹- وعن ابْن مسْعُود رضي الله عنه قال: دَخلْتُ عَلى النَبيِّ صلی الله علیه و آله و سلم وَهُو يُوعَكُ فَقُلْتُ: يا رسُولَ اللَّه! إِنَّكَ تُوعكُ وَعْكاً شَدِيداً قال: «أَجَلْ إِنِّي أُوعَكُ كَمَا يُوعَكُ رَجُلانِ مِنْكُم». قُلْت: ذلك أَنَّ لَكَ أَجْريْن؟ قال: «أَجَلْ ذَلك كَذَلك مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُصِيبُهُ أَذًى، شوْكَةٌ فَمَا فوْقَهَا إلاَّ كَفَّر اللَّه بهَا سيئاته، وَحطَّتْ عنْهُ ذُنُوبُهُ كَمَا تَحُطُّ الشَّجرةُ وَرقَهَا». [متفقٌ عليه]([۱])
ترجمه: ابن مسعود رضي الله عنه میگوید: نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفتم؛ و ایشان تب داشتند. گفتم: ای رسولخدا! شما، تب شدیدی دارید. فرمود: «بله، من بهاندازهی دو نفر از شما، تب میکنم». گفتم: آیا برای این است که دو پاداش به شما میرسد؟ فرمود: «بله، همینطور است؛ به هیچ مسلمانی آزاری همچون خار یا کمتر از آن نمیرسد، مگر آنکه الله، آن را کفارهی گناهاش قرار میدهد و گناهانش، آنچنان میریزد که برگ درختان میریزد».
شرح
این دوحدیث، دلیلیست بر اینکه هر غم و اندوه و بیماری یا رنجی که به مسلمان میرسد، نعمتی از سوی الله عزوجل میباشد که آن را کفارهی گناهان مسلمان قرار میدهد و با آن، گناهانش می ریزد.
امکان ندارد که انسان، در دنیا همیشه شاد باشد؛ روزی شاد است و روزی غمگین؛ یک روز به خواستهی خود میرسد و روزی هم نمیرسد. بدینسان در ابعاد مختلف زندگی خود، در مورد جسم و روان خویش، و دربارهی خانواده و جامعهی خود، در معرض امتحان و مشکلات فراوانی قرار دارد؛ ولی با وجود همهی این مشکلات، همهی اوضاع و احوال مؤمن، برای او خیر است؛ زیرا اگر زیان یا مشکلی به او میرسد، شکیبایی میورزد و اگر از خوشی یا نعمتی برخوردار میگردد، شکر خدا میکند و این، به نفع اوست.
بنابراین اگر به مصیبتی گرفتار شدی، خیال نکن که اندوهی که به تو رسیده یا درد و رنجی که گرفتارش شدهای یا حتی خاری که در پایت فرورفته، بینتیجه و بدون پاداش خواهد بود یا فراموش خواهد شد؛ تو در عوضش خیر فراوانی مییابی و گناهانت، مثل برگ درختان میریزد و این، از نعمتی از سوی الله عزوجل میباشد.
اگر انسان در کنار صبر و شکیبایی، به اجر و ثواب نیز امیدوار باشد، در این صورت از اجر و پاداش نیز برخوردار میشود. بنابراین مشکلات و سختیها، دو صورت دارند:
مسلمانی، به مصیبتی گرفتار میشود؛ اگر اجر و پاداش آن را بهخاطر بیاورد و به ثواب آن نزد الله، دل و امید ببندد، در این صورت، در مصیبتی که به او رسیده، دو فایده وجود دارد: هم کفارهی گناهان اوست و هم سبب افزایش نیکیهایش.
اما اگر از احتساب یا امید به اجر و ثواب، غافل بماند و از بابت مصیبتی که به او رسیده است، دلگیر باشد، اگرچه بر نیکیهایش افزوده نمیشود، ولی باز هم این مصیبت، کفارهی گناهان اوست. اگرچه بدان سبب که صبر نکرده و به اجر آن امیدوار نبوده است، پاداشی نخواهد داشت.
بنابراین چه خوب است که انسان، در هر رنج و مصیبتی که به او میرسد، حتی بههنگام فرورفتن خار در پایش، به نیت دستیابی به ثواب، صبر نماید. این، لطف خداست که بندهی مؤمنش را گرفتار مصیبت میکند و در عوض، به او پاداش میدهد یا گناهانش را میبخشد.