۱۱۷۷- وعنه قَالَ: كَانَ النَّبيُّ صلی الله علیه و آله و سلم يُصَلِّي مِنَ اللَّيْلِ مَثْنَى مَثْنَى، وَيُوتِرُ بِرَكْعَةٍ. [متفقٌ عليه]([۱])
ترجمه: ابنعمر رضي الله عنهما ميگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در شب، دورکعت دورکعت نماز میخواند و – در پایان شب- یک رکعت وتر میگزارد».
([۱]) صحیح بخاری، (۴۷۳، ۹۹۵؛ و صحیح مسلم، ش: ۷۴۹. [این حدیث پیشتر بهشمارهی ۱۱۱۳ آمده است.]
شرح
این احادیث دربارهی فضیلتِ قیامِ شب است:
ابوهریره رضي الله عنه میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «بهترین روزه پس از روزهی رمضان، روزه گرفتن در ماهِ الله، محرّم است». روزهی ماه رمضان، بهاجماع واجب، و یکی از ارکان اسلام میباشد. ماه محرّم بهترین ماه برای روزهی نافله است؛ از اینرو روزه گرفتن در ماه محرم، مستحب است. زیرا برترین روزه پس از روزهی فرض میباشد. اما شاهد موضوع از این حدیث، این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «و بهترین نماز پس از نماز فرض، نماز شب میباشد». نماز شب از نمازِ روز برتر است؛ البته بهاستثنای سنتهای راتبهای که با نمازهای فرض خوانده میشوند که بهطور مطلق از نماز شب برترند. مثلاً شش رکعت راتبهی ظهر، یعنی چهار رکعتِ پیش از فرض ظهر که با دو سلام خوانده میشود و دو رکعتِ پس از فرض ظهر، از شش رکعت نماز شب برتر است. زیرا سنتی مؤکد میباشد که با نماز فرض ادا میگردد. اما مطلقِ نفل در شب، بر نافلهی روز برتری دارد. از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «و بهترین نماز پس از نماز فرض، نماز شب میباشد».
و اما حدیث اول و دومِ ابنعمر رضي الله عنهما بیانگر این است که نماز شب، دورکعت دورکعت خوانده میشود. لذا خواندن چهار رکعت با یک سلام، درست نیست و حتماً باید در پایان هر دو رکعت، سلام داد. یعنی دو رکعت میخوانیم و سلام میدهیم و آنگاه دو رکعتِ دیگر. امام احمد حنبل رضي الله عنه میگوید: اگر نمازگزار از روی فراموشی برای رکعت سوم برخاست، همانگونه که اگر در نماز صبح چنین کاری بکند، بر او واجب است که برگردد و بنشیند؛ و گرنه، نمازش باطل است. به عبارت دیگر: اگر نماز شب میخواندید و از روی فراموشی پس از تشهد برخاستید، حتی اگر سورهی فاتحه را هم بخوانید، بر شما واجب است که برگردید و بنشینید؛ و اگر برنگردید، نمازتان باطل است. زیرا رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «نماز شب، دورکعت دورکعت میباشد». البته آن بزرگوار نماز وتر را مستثنا فرموده است؛ یعنی نماز وتر را میتوان، سه یا پنج یا هفت یا نُه رکعت خواند؛ اگر نمازگزار سه رکعت وتر میگزارد، میتواند پس از رکعت دوم سلام دهد و سپس یک ركعتِ دیگر بهجای آورَد یا اینکه هر سه رکعت را پُشت سر هم، با یک تشهد و یک سلام بخواند. همینطور اگر پنج رکعت وتر میگزارد، هر پنج رکعت را با یک تشهد و یک سلام بخواند و اگر وترش هفت رکعت است، آنرا با یک تشهد و یک سلام بهجا بیاورد؛ اما اگر نُه رکعت وتر میگزارَد، در رکعت هشتم تشهد بخواند و سلام ندهد؛ بلکه برخیزد رکعت نُهم را بخواند و سپس سلام دهد. و چنانچه یازده رکعت وتر میخواند، در پایان هر دو رکعت، سلام دهد؛ همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به این روش وتر میگزارد.
از حدیث نخست و دوم ابنعمر رضي الله عنهما چنین برمیآید که نماز وتر پس از طلوع فجر درست نیست؛ یعنی با طلوع فجر، وقتِ وتر به پایان میرسد. اما اگر خواب بر شخص غالب شد و وتر نگزارد، در روز جبرانش کند و قضای آنرا به صورت زوج، بهجا بیاورد؛ یعنی یک رکعت بر تعداد رکعتهای وترش بیفزاید. بدینسان که اگر سه رکعت وتر میخوانده است، در روز باید چهار رکعت بخواند و اگر به خواندن پنج رکعت وتر عادت داشته، قضای آن را شش رکعت بخواند و اگر وترش، هفت رکعتی بوده، قضایش، هشت رکعتیست. و به همین ترتیب تا آخِر.
این احادیث دربارهی فضیلت و روش نماز شب است و نشان میدهد که نماز شب، دورکعت دورکعت خوانده میشود.
حدیث انس بن مالک رضي الله عنه نشان میدهد که گاه رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم یک عملِ نیک را آنقدر ادامه میداد که اطرافیان و یارانِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن بزرگوار را همواره در حالِ انجامِ آن عمل میدیدند. چنانکه انس رضي الله عنه میگوید: «اگر میخواستی آن بزرگوار را در حالِ نماز شب ببینی، میدیدی و چنانچه میخواستی او را در حالِ خواب ببینی، میدیدی». یعنی: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کاری را میکرد که آنرا مناسبتر و شایستهتر میدید؛ گاه روزه گرفتن را ادامه میداد و چندین روز را روزه میگرفت و گاه به صلاحدیدِ خود، چندین روز را بدونِ روزهی نافله سپری میکرد ودر رابطه با نماز شب نیز چنین رویکردی داشت. زیرا آن بزرگوار برترین روش را در نظر میگرفت و کاری میکرد که برای بدنش آسانتر، و بیشتر، مورد رضایت الله عزوجل بود. زیرا جسم و جانِ انسان نیز بر او حق دارند؛ همچنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عبدالله بن عمرو بن عاص رضي الله عنهما فرمود: «بدان که جسمِ تو بر تو حق دارد».([۲])