جمعه 22 شوال 1447
۲۱ فروردین ۱۴۰۵
10 آوریل 2026

۱۱۷۲- وعن ابن مسعودٍ رضي الله عنه قال: ذُكِرَ عِنْدَ النَّبيِّ صلی الله علیه و آله و سلم رَجُلٌ نَامَ لَيْلَةً حَتَّى أصْبَحَ، قَالَ: «ذَاكَ رَجُلٌ بَالَ الشَّيطَانُ في أُذُنَيْه» أَوْ قَالَ: «في أُذُنِهِ». [متفقٌ عليه]

۱۱۷۲- وعن ابن مسعودٍ رضي الله عنه قال: ذُكِرَ عِنْدَ النَّبيِّ صلی الله علیه و آله و سلم رَجُلٌ نَامَ لَيْلَةً حَتَّى أصْبَحَ، قَالَ: «ذَاكَ رَجُلٌ بَالَ الشَّيطَانُ في أُذُنَيْه» أَوْ قَالَ: «في أُذُنِهِ». [متفقٌ عليه]([۱])

ترجمه: ابن‌مسعود رضي الله عنه می‌گوید: نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مردی یاد شد که یک شب را تا صبح، خوابید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «او، کسی‌ست که شیطان در گوش‌های او ادرار کرده است». یا فرمود: «در گوشِ او».

شرح

این دو حدیث نیز درباره‌ی شب‌زنده‌داری‌ست.

حدیث نخست بدین مضمون می‌باشد که: نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مردی یاد شد که یک شب را تا صبح، خوابید. یعنی: شب را در حالی سپری کرد که نماز شب نخواند. شاید هم نمازِ صبحش قضا شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «او، کسی‌ست که شیطان در گوش‌های او ادرار کرده است». لذا صدای اذان را نشنید و برنخاست.

از این حدیث چنین برداشت می‌شود که شیطان، ادرار می‌کند؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «شیطان در گوش‌های ان شخص ادرار کرده است».

گفتنی‌ست که شیطان، می‌خورد و می‌آشامد. زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «لا يَأْكُلْ أَحَدُكُمْ بِشِمَالِهِ وَلا يَشْرَب بِشِمَالِهِ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَأْكُلُ بِشِمَالِهِ وَيَشْرَب بِشِمَالِهِ».([۲]) یعنی: «هیچ‌یک از شما با دستِ چپش نخورد و نیاشامد؛ زیرا شیطان با دست چپش می‌خورد و می‌آشامد». هم‌چنین بنا بر حدیثِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ثابت است که شیطان، استفراغ نیز می‌کند؛ چنان‌که شخصی بدون گفتنِ بسم‌الله غذا خورد و شیطان با او در غذا شریک شد. آن‌گاه که آن مرد بسم‌الله گفت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «شیطان هر چه را خورده بود، بالا آورد».([۳]) لذا از آن‌جا که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده است که شیطان می‌خورد، می‌آشامد، و نیز استفراغ و ادرار می‌کند، بر ما واجب است که این چهار ویژگی را درباره‌ی شیطان بپذیریم؛ زیرا:

  • پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در میان آفریدگان الاهی، بیش از همه از امور نهان آگاهی داشت.
  • او، خیرخواه‌ترین شخص برای امت بود.
  • و نیز راست‌گوترین مخلوقِ پروردگار. لذا امکان ندارد که سخنی بر خلافِ واقع گفته باشد.
  • لذا شیطان، می‌خورد، می‌آشامد، و استفراغ و ادرار می‌کند. اما هیچ‌یک از این ها برای ما محسوس نیست و جزو امور غیبی‌ست که ما آن‌را می‌پذیریم.

این حدیث، بیان‌گر این است که انسان، باید به نماز تهجد و شب‌زنده‌داری علاقه داشته باشد تا شیطان راهی برای چیرگی بر او پیدا نکند.

و اما حدیثی که ابوهریره رضي الله عنه روایت کرده، بدین مضمون است که: رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هر یک از شما شب‌هنگام که می‌خوابد، شیطان سه گره بر پُشت سرِ او می‌زند و و هنگامِ بستنِ هر گره ی – در گوش او- می‌گوید: شبی دراز در پیش داری؛ بخواب. اگر شخص بیدار شود، یک گره گشوده می‌گردد و چون وضو بگیرد، گرهِ دیگری باز می‌شود و چنان‌چه نماز بخواند، همه‌ی گره‌ها باز می‌گردد و آن شخص بامدادان بانشاط و سرِحال خواهد بود». این، کار بسیار آسانی‌ست؛ بدین‌سان که الله را یاد کنید و «لاإله‌إلاالله» بگویید» یا این دعا را بخوانید: «الْحَمْدُ للهِ الَّذِي أحْيَانَا بَعْدَ مَا أمَاتَنَا وَإِلَيْهِ النُشُورُ» یا ده آیه‌ی پایانیِ سوره‌ی «آل‌عمران» را قرائت کنید؛ و چون وضو بگیرید، گرهِ دوم باز می‌شود و وقتی نماز بخوانید، هر سه گره گشوده می‌گردد. از این‌رو مستحب است که انسان، نماز شب را با دو رکعتِ کوتاه و سبک، آغاز کند. زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به این کار فرمان داده است و خودش نیز به همین روش عمل می‌کرد. چون گره‌هایی که شیطان بسته است، زودتر باز می‌شوند. یعنی به محض این‌که انسان دو رکعت نماز بگزارد، این گره‌ها گشوده می‌گردند. این هم، جزو امور غیب یا نهان است که ما نمی‌توانیم آن‌را با حواس خود درک کنیم و آن‌را فقط از طریق وحی درمی‌یابیم. از این‌رو بر ما واجب است که چنین گزارش‌هایی را قبول کنیم و به آن‌چه که الله و رسولش خبر داده‌اند، ایمان داشته باشیم. این، حقیقتِ ایمان است. اما کسی که فقط به چیزی ایمان می‌آورَد که مشاهده می‌کند، مؤمن نیست. از این‌رو کفار هنگام مشاهده‌ی عذاب الاهی، یا هنگام دیدنِ مرگ، ایمان می‌آورند؛ هم‌چنان‌که فرعون هنگام غرق شدن ایمان آورد. الله متعال در این‌باره می‌فرماید:

﴿وَجَٰوَزۡنَا بِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡبَحۡرَ فَأَتۡبَعَهُمۡ فِرۡعَوۡنُ وَجُنُودُهُۥ بَغۡيٗا وَعَدۡوًاۖ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَدۡرَكَهُ ٱلۡغَرَقُ قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاْ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ ٩٠﴾ [يونس : ٩٠]

و بنی‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم؛ پس فرعون و سپاهیانش از روی ستم و تجاوز، آنان را تعقیب کردند. و چون در آستانه‌ی غرق شدن قرار گرفت، گفت: ایمان آوردم که هیچ معبود برحقی جز ذاتی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آوردند، وجود ندارد و من (اینک) از مسلمانانم.

او، پیش‌تر فساد می‌کرد؛ اما وقتی در آستانه‌ی مرگ قرار گرفت، ادعا نمود که ایمان آورده است. ولی به او گفته شد:

﴿ءَآلۡـَٰٔنَ وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ ٩١﴾                    [يونس : ٩١]

آیا اینک ایمان می‌آوری، حال آن‌که پیش‌تر نافرمانی می‌کردی و از تبهکاران بودی؟

بنی‌اسرائیل به‌اندازه‌ای از فرعون می‌ترسیدند که اگر به آنان گفته می‌شد که فرعون غرق شده است، باز هم شک می‌کردند و هم‌چنان نگران بودند. از این‌رو الله متعال، پیکر بی‌جان فرعون را روی سطح آب به آن‌ها نشان داد تا مطمئن شوند که فرعون به هلاکت رسیده است. چنان‌که الله عزوجل می‌فرماید:

﴿فَٱلۡيَوۡمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنۡ خَلۡفَكَ ءَايَةٗ﴾                         [يونس : ٩٢]

پس امروز جسدت را سالم نگاه می‌داریم تا عبرتی برای آیندگان باشی.

و در ادامه‌ی همین آیه می‌فرماید:

﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ عَنۡ ءَايَٰتِنَا لَغَٰفِلُونَ ٩٢﴾                                    [يونس : ٩٢]

و بسیاری از مردم از نشانه‌های ما غافل‌اند.

لذا اگر از نظر شما مواردی، از قبیل: خوردن و آشامیدنِ شیطان و امثال آن شگفت‌آور بود، باز هم واجب است که به آن ایمان داشته باشید؛ زیرا پیامبری معصوم از آن خبر داده است. از این‌رو باید بگوییم: ایمان آوردیم و تصدیق کردیم. پس قبول داریم که شیطان در گوشِ کسی که نماز صبح را به‌تأخیر می‌اندازد، ادرار می‌کند؛ چه انسان رطوبتش را احساس کند و چه احساس نکند. هم‌چنین شیطان در بین غذا استفراغ می‌کند. اگر کسی، سرِ سفره بالا بیاورد، دیگر غذا نمی‌خوریم. بنابراین تصدیقِ چنین مسایلی بر انسان واجب می‌باشد و مواردِ فراوانی از ما مخفی مانده است. چنان‌که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره‌ی روح پرسیدند که چیست و چگونه تا زمانی که در بدن است، بدنِ انسان حیات دارد و حرکت می‌کند؛ اما همین‌که از تن جدا شد، پیکرِ انسان می‌میرد و به صورتِ لاشه‌ای بی‌حرکت در می‌آید؟ الله متعال فرمود:

﴿وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِۖ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا ٨٥﴾ [الإسراء: ٨٥]

و از تو درباره‌ی روح می‌پرسند؛ بگو: (آگاهی از روح) ویژه‌ی پروردگار من است و تنها از دانش اندکی برخوردار شده‌اید.

اگر گنجشکی نوکش را در آب دریا فرو ببرد و آب بردارد، آیا چیزی از دریا کم می‌شود؟ روشن است که نه؛ چنان‌که در جریان سفر خضر و موسی با یک‌دیگر، گنجشکی بر کناره‌ی کشتی نشست و یکی، دو منقار آب برداشت. خضر به موسی علیه السلام گفت: «علم من و تو در برابر علمِ پروردگار، کم‌تر از مقدار آبی‌ست که این گنجشک از دریا برداشت».([۴]) پس ما علم و دانشی نداریم؛ مگر علم و دانشی که الله عزوجل به ما داده است و تنها از دانشِ اندکی برخوردار شده‌ایم.

([۱]) صحیح بخاری، (۱۱۴۴، ۳۲۷۰)؛ و صحیح مسلم، ش: ۷۷۴.

([۲]) مسلم، ش: ۲۰۲۰ به‌نقل از عبدالله بن عمر.

([۳]) ر.ک: حدیث شماره‌ی ۷۳۶. [مترجم]

([۴]) صحیح بخاری، ش: (۱۲۲، ۳۴۰۱، ۴۷۲۵، ۴۷۲۷) و مسلم، ش: ۲۳۸۰ به‌نقل از ابی بن کعب رضي الله عنه.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی
مطالب مرتبط:

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه