۱۱۴۱- وعن ابن عمر رضي الله عنهما عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: «اجْعَلُوا آخِرَ صَلاَتِكُمْ بِاللَّيْلِ وِتْراً». [متفقٌ عليه]([۱])
ترجمه: ابنعمر رضي الله عنهما ميگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «آخرین نماز خود را در شب، وتر قرار دهید».
([۱]) صحیح بخاری، ش: ۹۹۸؛ و صحیح مسلم، ش: ۷۵۱.
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله در فضیلت وتر و بیان وقت و تعداد رکعاتش، حدیثی آورده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «إنَّ اللهَ وِتْرٌ يُحِبُّ الوِتْرَ»؛ یعنی: الله، فرد و یگانه است و هیچ معبودِ دیگری با او نیست و یگانگی یا فرد بودن را دوست دارد؛ چنانکه عدد فرد و جلوههای این محبت در آفریدهها و احکامش نمایان است. بهعنوان مثال: نمازهای پنجگانه، در مجموع هفده رکعت است که عدد فرد میباشد؛ نماز شب نیز یازده رکعت است که عددی فرد است. آفریدههایش نیز همینگونه میباشد؛ چنانکه بزرگترین مخلوقش، یعنی عرش، یکیست که عددی فرد است. و همینطور آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه. لذا وتر یا فرد بودن در احکام و آفریدههای الاهی، جلوه مینماید؛ زیرا الله متعال فرد و یگانه است و فرد را دوست دارد.
گفتنیست: وترِ نماز یا طاق بودن نمازها بر دو گونه است: وتر فرض، و وتر سنت.
وترِ فرض، نماز مغرب میباشد؛ چنانکه در حدیث صحیح آمده است که نماز مغرب، وترِ نمازهای روز است؛ یعنی: نمازِ روز با نماز مغرب که طاق است، پایان مییابد؛ اگرچه وقتِ نماز مغرب، ابتدای شب است.
وتر نافله، همان نماز وتریست که در پایان نمازِ شب خوانده میشود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «آخرین نماز خود را در شب، وتر قرار دهید». علما دربارهی نماز «وتر»، اختلاف دیدگاه دارند که آیا واجب است و انسان با ترکِ آن گنهکار میشود یا سنت است؟ برخی از علما گفتهاند: اگرچه وترِ شب، همانند نمازهای فرض جزو ارکان اسلام نیست، اما واجب است و کسی که نماز وتر را ترک کند، گنهکار میباشد. و شماری دیگر از علما گفتهاند: نماز وتر، سنت است و انسان با ترک آن گنهکار نمیشود. هر دسته از علما دلیل خودشان را دارند؛ اما دلیل کسانی که گفتهاند: «نماز وتر، واجب نیست»، قویتر است؛ زیرا شخصی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دربارهی اسلام و نماز پرسید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برایش بیان نمود که الله عزوجل نمازهای پنجگانه را فرض نموده است. عرض کرد: آیا نماز دیگری هم بر من واجب است؟ فرمود: «خیر؛ مگر اینکه خواسته باشی نافله بخوانی».([۲])
شماری از علما نیز این موضوع را با شرح و تفصیل، بررسی کرده و گفتهاند: اگر کسی به قیام یا نماز شب عادت داشته باشد، نماز وتر بر او واجب است و در غیر این صورت، نماز وتر بر او واجب نیست.
یعنی: کسی که نماز عشا را میخواند و سپس میخوابد و برای نماز شب برنمیخیزد، نماز وتر بر او واجب نیست؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «أَوْتِرُوا يَا أهْلَ القُرْآنِ».([۳]) یعنی: «ای اهل قرآن! نماز وتر بخوانید». این، ویژهی حافظانِ شبزندهدارِ قرآن است؛ زیرا فرمانی ویژه میباشد و اگر فرمانی عمومی بود، هم شامل حافظان و شبزندهداران میشد و هم شاملِ سایر مسلمانان. اما در حدیث، اهل قرآن بهطور خاص به خواندن وتر دستور داده شدهاند. بههر حال ترکِ نماز وتر، کارِ شایستهای نیست؛ حتی امام اهل سنت و نابودگرِ بدعت، امام احمد بن حنبل رضي الله عنه فرموده است: «کسی که نماز وتر را ترک کند، بدکردار است و گواهیاش پذیرفته نمیشود». زیرا برای ادای وتر، یک رکعت نیز کفایت میکند و خواندن یک رکعت نماز، کارِ دشواری نیست و وقتِ زیادی نمیگیرد. لذا اگر کسی نماز وتر را با اینهمه فضیلت و اهمیتی که دارد، ترک نماید و به فرمان رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم دربارهی ادای وتر عمل نکند، مسلمانی شایسته بهشمار نمیآید و گواهیاش پذیرفته نمیشود؛ یعنی اگر نزد قاضی بیاید و دربارهی مسألهای شهادت دهد و روشن باشد که تارِکِ نماز وتر است، گواهیاش را نمیپذیریم. این، دیدگاهِ امام احمد حنبل است که بیانگر اهمیت وتر میباشد؛ پس ترکِ نماز وتر، کار شایستهای نیست.
وقتِ نماز وتر، از عشا شروع میشود و تا سپیدهدم ادامه دارد؛ گفتنیست: اگر نماز عشا به سبب سفر یا باران و یا به هر دلیلِ شرعیِ دیگری، با جمع تقدیم، یعنی با مغرب ادا شود، وقتِ نماز وتر نیز داخل میگردد؛ بهعبارت سادهتر: در چنین شرایطی، ابتدا نماز مغرب و سپس نماز عشا و آنگاه نماز وتر را میخوانیم.
ترتیب نماز وتر، بدین گونه است که ابتدا نماز عشا ادا میگردد و سپس سنت عشا و آنگاه نماز وتر. فرقی نمیکند که نماز وتر در ابتدای شب، یعنی در ابتدای وقت خوانده شود یا در نیمهی شب و یا در پایان شب؛ همانگونه که عایشه رضي الله عنها میفرماید: «رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم در تمام بخشهای شب نماز وتر میخواند: گاه در اول شب و گاه در نیمهی شب و گاه در پایان شب. و در اواخر عمرش، سحرگاهان وتر میگزارد». این، وقتِ نماز وتر است و انشاءالله تعداد رکعاتش [در صفحات آینده] بیان خواهد شد.
باید دانست که اگر کسی، آنقدر تنُد و سریع نماز بخواند که در نماز آرامش نداشته باشد یا آرامش وی بههم بخورد، نمازش باطل است؛ زیرا روایت است که شخصی به مسجد آمد و با عجله و بدون آرامش نماز خواند؛ آنگاه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و به ایشان سلام کرد؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جوابِ سلامش را داد و فرمود: «بازگرد و نماز بخوان؛ چراکه تو نماز نخواندهای». آن مرد بازگشت و نماز گزارد؛ سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و به ایشان سلام کرد. تا اینکه این کار را سه بار انجام داد.([۴])
لذا نماز را حتماً باید با آرامش بخوانیم؛ اما شگفتا از آدمیزاد! شگفتا از اینهمه عجله و جهلی که آدمی دارد! شگفتا از ظلم، کجروی و انحرافِ انسان! عجیب است که انسان حتی در هنگام مناجات و راز و نیاز با پروردگارش، عجله دارد! اگر انسان نزد دوست خود باشد و با او سخن بگوید، چهبسا یک یا دو ساعت روی پای خود میایستد و خم به ابرو نمیآورد و خسته نمیشود؛ اما هنگامیکه در پیشگاهِ الله عزوجل میایستد، بهرغم اینکه از او آمرزش میخواهد یا او را بهپاکی یاد میکند، آنقدر عجله دارد که انگار لشکری در تعقیبِ اوست! اما واقعیت، این است که شیطان، دشمنِ ماست و خیرِ ما را نمیخواهد؛ لذا سعی میکند که ما را از یادِ الله و از نماز باز دارد؛ میگوید: عجله کن. گویا روی اخگر آتش قرار داریم؛ اما به همهی خواهران و برادران مسلمانم پیشنهاد میکنم که یک بار هم که شده، آرامش و اطمینان در نماز را تجربه کنیم و بهیاد داشته باشیم که وقتی به نماز میایستیم، با الله راز و نیاز میکنیم؛ بدینسان لذت نماز را میچشیم و نماز، روشنیِ چشمِ ما میگردد؛ همانگونه که روشنیِ چشمِ رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بود. ولی اگر در نمازمان دزدی شود، باید بدانیم که شیطان در نمازمان دستبرد زده است. از شرّ شیطان راندهشده به الله متعال پناه میبریم؛ پروردگارا! همهی ما را از شیطانِ راندهشده در پناه خویش قرار بده.
([۱]) صحیح الجامع، ش: ۱۸۳۱؛ صحیح أبی داود، ش: ۱۲۵۲ و صحیح الترمذی، از آلبانی رَحِمَهُالله ش:۳۷۴.
([۲]) صحیح بخاری، ش: (۴۶، ۱۸۹۱، ۲۶۷۸، ۶۹۵۶)؛ و مسلم، ش: ۱۱ بهنقل از طلحه بن عبیدالله رضي الله عنه.
([۳]) صحیح است؛ نگا: صحیح أبی داود، ش: ۱۲۷۴؛ صحیح ابن ماجه، ش: ۹۵۹؛ و صحیح الترغیب، ش: (۵۹۰، ۵۹۳) از آلبانی رحمهالله.
([۴]) صحیح بخاری، ش: (۷۵۷، ۷۹۳، ۶۲۵۱، ۶۶۶۷) و مسلم، ش: ۳۹۷ بهنقل از ابوهریره رضي الله عنه. [نگا: حدیث شمارهی ۸۶۴. (مترجم)]