۱۰۷۶- وعن ابن مسعودٍ رضي الله عنه قال: مَنْ سَرَّهُ أنْ يَلْقَى الله تَعَالَى غداً مُسْلِماً، فَلْيُحَافِظْ عَلَى هؤُلاَءِ الصَّلَوَاتِ حَيْثُ يُنَادَى بِهِنَّ، فَإنَّ اللهَ شَرَعَ لِنَبِيِّكم صلی الله علیه و آله و سلم سُنَنَ الهُدَى، وَإنَّهُنَّ مِنْ سُنَنِ الهُدَى، وَلَوْ أنَّكُمْ صَلَّيْتُمْ في بُيُوتِكم، كَمَا يُصَلِّي هذا المُتَخَلِّفُ فِي بَيْتِهِ لَتَرَكْتُمْ سُنَّةَ نَبِيِّكُمْ، وَلَوْ تَرَكْتُمْ سُنَّة نَبِيِّكُم لَضَلَلْتُمْ، وَلَقَدْ رَأيْتُنَا وَمَا يَتَخَلَّفُ عَنْهَا إلا مُنَافِقٌ مَعْلُومُ النِّفَاقِ، وَلَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ يُؤتَى بهِ، يُهَادَى بَيْنَ الرَّجُلَيْنِ حَتَّى يُقَامَ في الصَّفِّ. [روایت مسلم]([۱])
وفي رواية لَهُ قَالَ: إنّ رَسُول اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم عَلَّمَنَا سُنَنَ الهُدَى؛ وإنَّ مِنْ سُنَنِ الهُدَى الصَّلاَةَ في المَسْجِدِ الَّذِي يُؤَذَّنُ فِيهِ.
ترجمه: ابنمسعود رضي الله عنه میگوید: «هرکس دوست دارد که فردای قیامت، بهعنوان مسلمان، الله متعال را ملاقات کند، پس باید بر این نمازها در جایی پایبندی کند که برای آنها اذان گفته میشود؛ زیرا الله متعال راههای هدایت را برای پیامبرتان تشریع فرموده است و ادای نمازهای پنجگانه با جماعت، جزو راههای هدایت میباشد. اگر شما همانند فلانکس که در خانهاش نماز میخواند و از نماز جماعت تخلف میورزد، در خانههایتان نماز بخوانید، روش پیامبرتان را ترک کردهاید؛ و اگر سنت و روش پیامبرتان را ترک کنید، بهقطع گمراه میشوید. در دوران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میدیدیم که جز منافقی که نفاقش آشکار بود، کسی از نماز جماعت تخلف نمیکرد؛ حتی مردی – که بیمار یا ناتوان بود- بر روی شانههای دو نفر کشیده میشد و او را به مسجد میآوردند و در صف جماعت قرار میدادند».
و در روايتی دیگر از مسلم آمده است: «رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم راههای هدایت را به ما آموزش داد؛ و ادای نماز در مسجدی که در آن اذان داده میشود، یکی از راههای هدایت است».
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله در ادامهی این باب، سخنی از عبدالله بن مسعود رضي الله عنه آورده است که از منبع نورِ نبوی سرچشمه میگیرد؛ زیرا بهسان کلام نبوی روان، منسجم و زیباست. ابنمسعود رضي الله عنه میگوید: «هرکس دوست دارد که فردای قیامت، بهعنوان مسلمان، الله متعال را ملاقات کند، پس باید بر این نمازها در جایی پایبندی کند که برای آنها اذان گفته میشود». همهی ما دوست داریم که پروردگارمان را در حالِ اسلام و ایمان، ملاقات کنیم. پس هرکه آروزی چنین سعادتی را دارد، باید به ادای نمازهای پنجگانه در مساجد، پایبند باشد؛ زیرا نماز جماعت در مسجد، واجب است و برای مردی که تواناییِ رفتن به مسجد را دارد، روا نیست که در خانه یا در جایی غیر از مسجد، نماز بخواند؛ چراکه نماز جماعت بر مردان، واجب است. سپس ابنمسعود رضي الله عنه یادآور شده که الله متعال راههای هدایت را برای پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم تشریع فرموده است؛ لذا هرچه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آورده، هدایت و نوریست که الله متعال بیان فرموده است. ابنمسعود رضي الله عنه میافزاید: «ادای نمازهای پنجگانه با جماعت، جزو راههای هدایت میباشد». آن بزرگوار درست فرموده است؛ زیرا پس از شهادتین، نمازهای پنجگانه بزرگترین راههای هدایت بهشمار میآید. به عبارتی: نماز، بزرگترین رکن اسلام پس از شهادتین است. سپس فرمود: «اگر شما همانند فلانکس که در خانهاش نماز میخواند و از نماز جماعت تخلف میورزد، در خانههایتان نماز بخوانید، روش پیامبرتان را ترک کردهاید؛ و اگر سنت و روش پیامبرتان را ترک کنید، بهقطع گمراه میشوید». یعنی: اگر هر کسی در خانهاش نماز بخواند، روش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم متروک میگردد و مساجد تعطیل میشود و مردم از یکدیگر میبُرند؛ در نتیجه همدیگر را نمیشناسند و با هم انس و الفت پیدا نمیکنند و آنگاه این گردهمایی و چشمانداز بزرگ در دین اسلام شکل نمیگیرد. اما این از رحمت و حکمت الله متعال است که به بندگانش دستور داده که نماز را با جماعت بهجای آورند. بدینترتیب روزانه پنج بار برادر مسلمان خود را ملاقات میکنید؛ شما به او سلام میدهید و او به شما سلام میکند و هر دو با هم پشت سر یک امام نماز میگزارید؛ این، نعمت بزرگیست که محبت و دوستیِ مسلمانان با یکدیگر را در پی دارد. سپس فرمود: در دوران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میدیدیم که جز منافقی که نفاقش آشکار بود، کسی از نماز جماعت تخلف نمیکرد». شمارِ منافقان، زمانی افزایش مییابد که اسلام، قدرت میگیرد و آنگاه انسانِ کافرِ نمیتواند کفرش را آشکار نماید؛ در نتیجه نفاق میورزد و خود را مسلمان نشان میدهد. از اینرو پدیدهی نفاق در دوران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، پس از پیروزی مسلمانان در غزوهی بدر پدید آمد. در سال دوم هجری که مسلمانان در غزوهی بدر بر کافران پیروز شدند، ترس و نگرانی وجودِ کافران را گرفت؛ در نتیجه وانمود میکردند که مسلمان شدهاند. حتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میآمدند و میگفتند:﴿نَشۡهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ ٱللَّهِ﴾ یعنی: «گواهی میدهیم که تو، فرستادهی الله هستی». اما الله عزوجل میفرماید:
﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُۥ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَكَٰذِبُونَ ١﴾ [المنافقون: ١]
و الله، میداند که تو فرستادهی او هستی. و الله، گواهی میدهد که منافقان، دروغگویند.
یعنی: آن سخن را صادقانه نگفتند؛ بلکه چیزی را بر زبان آوردند که در دلهایشان به آن باور نداشتند. ابنمسعود میگوید: «جز منافقی که نفاقش آشکار بود، کسی از نماز جماعت تخلف نمیکرد». منافق از آن جهت در نماز جماعت شرکت نمیکند که به حساب و کتاب، ایمان ندارد و به پاداش الاهی امیدوار نیست. از اینرو رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «أَثْقَلُ الصَّلاةِ عَلَى الْمُنَافِقِينَ صَلاةُ الْعِشَاءِ وَصَلاةُ الْفَجْرِ».([۲]) یعنی: «دشوارترین نمازها برای منافقان، نماز عشا و نماز صبح است». زیرا شبها در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانند شبهای امروزی نبود؛ در آن زمان که برق و امکانات امروزی وجود نداشت، شبها، بسیار تاریک بود و مردم دیده نمیشدند؛ یعنی بهاندازهای تاریک بود که یکدیگر را در تاریکیِ شب نمیشناختند. بر خلافِ امروز که با برق و اینهمه امکانات، شبها مثل روز، روشن است. در هر حال، منافقان از تاریکی شب سوءاستفاده میکردند و در جماعت صبح و عشا، حاضر نمیشدند. اما «اگر میدانستند که چه پاداش بزرگی در این دو نماز نهفته است، بر روی زمین میخزیدند و در این دو نماز، شرکت میکردند». ابنمسعود رضي الله عنه در ادامه میگوید: «حتی مردی – که بیمار یا ناتوان بود- بر روی شانههای دو نفر کشیده میشد و او را به مسجد میآوردند و در صف جماعت قرار میدادند». در اثر همین کارها و پایبندی به این اعمال بود که صحابه# توانستند خاور و باخترِ زمین را فتح کنند؛ اما از آن زمان که امت اسلامی از توجه و پایبندی به این اعمال کوتاهی ورزید، عقب ماند و وضعیتش بهگونهای شد که امروزه میبینید. امتی، پراکنده و چنددسته که گاه دشمن یکدیگرند؛ بلکه در پارهای از موارد برخی از دستههای اسلامی، مخالفان مسلمان خود را سختتر و شدیدتر از یهود و نصارا میپندارند! پناه بر الله. زیرا با هم اختلاف و تفرقهی شدیدی در میانشان وجود دارد. اما در دوران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم افراد بیمار و ناتوان را بر روی شانههای خود روی زمین میکشاندند و به مسجد میآوردند و در صف جماعت قرار میدادند. اگر ما نیز به روش و رویکرد صحابه# باز گردیم، دوباره شوکت و سرافرازیِ گذشته را بهدست میآوریم و همه از ما میترسند و با این امت مدارا و سازش میکنند و دست از دشمنی با آن برمیدارند. از الله متعال میخواهیم که شوکت گذشتهی ما را به ما بازگردانَد و سرافرازی پیشین این امت را اِحیا بگرداند؛ بهیقین که الله بر هر کاری تواناست.
([۲]) صحیح بخاری، ش: ۶۵۷؛ و مسلم، ش: ۶۵۱ بهنقل از ابوهریره رضي الله عنه.