پنج‌شنبه 13 ذیقعده 1447
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
30 آوریل 2026

۱۰۴۰- عن أَبي هريرة رضي الله عنه أنَّ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: «لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا في النِّدَاءِ والصَّفِ الأَوَّلِ، ثُمَّ لَمْ يَجِدُوا إِلا أنْ يَسْتَهِمُوا عَلَيْهِ لاسْتَهَمُوا عَلَيْهِ، ولو يَعْلَمُونَ مَا فِي التَّهْجِيرِ لاسْتَبَقُوا إِلَيْهِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي العَتَمَةِ وَالصُّبْحِ لأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْواً». [متفق عليه]

۱۰۴۰- عن أَبي هريرة رضي الله عنه أنَّ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: «لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا في النِّدَاءِ والصَّفِ الأَوَّلِ، ثُمَّ لَمْ يَجِدُوا إِلا أنْ يَسْتَهِمُوا عَلَيْهِ لاسْتَهَمُوا عَلَيْهِ، ولو يَعْلَمُونَ مَا فِي التَّهْجِيرِ لاسْتَبَقُوا إِلَيْهِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي العَتَمَةِ وَالصُّبْحِ لأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْواً». [متفق عليه]([۱])

ترجمه: ابوهریره رضي الله عنه می‌گوید: رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اگر مردم از فضیلت اذان و صف اول آگاه بودند و برای دست‌یابی به آن چاره‌ای جز قرعه‌کشی نداشتند، به‌قطع قرعه‌کشی می‌کردند. و اگر می‌دانستند که زود رفتن به نماز چه فضیلتی دارد، حتماً به سوی آن بر یک‌دیگر سبقت می‌جستند. و اگر می‌دانستند که چه پاداش بزرگی در نمازهای عشا و صبح نهفته است، بر روی زمین می‌خزیدند و در این دو نماز، شرکت می‌کردند».

شرح

مؤلف رَحِمَهُ‌الله در کتابش «ریاض‌الصالحین» بابی در فضیلت اذان گشوده است.

اذان، اعلام نماز است که اگر در ابتدای وقت نماز باشد، از فرا رسیدن وقتِ آن خبر می‌دهد و اگر با تأخیر باشد، فراخوانِ نماز است؛ یعنی انسان با عباراتی که می‌دانید، بانگ سر می‌دهد و اعلام می‌کند که وقتِ نماز فرا رسیده است؛ البته در تابستان نماز ظهر را به‌تأخیر می‌اندازند تا هوا خنک‌تر شود؛ لذا دیرتر اذان می‌دهند. هم‌چنین اگر نماز عشا را به‌تأخیر بیندازند، در اذان عشا نیز تأخیر می‌کنند. اما به‌طور کلی همین‌که وقت نماز فرا می‌رسد، اذان می‌گویند؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَلْيُؤَذِّنْ لَكُمْ أَحَدُكُمْ».([۲]) یعنی: «هرگاه وقتِ نماز فرا رسید، یکی از شما اذان بگوید».

اذانِ مشروع، همان بانگی‌ست که برای نمازهای پنج‌گانه سر می‌دهند و در سال دوم هجری واجب گردید؛ یعنی اذان، دو سال پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه واجب شد. جریان از این قرار بود که صحابه# هنگامِ مشورت و رایزنی بر سرِ نحوه‌ی اعلام وقت نماز، دیدگاه‌های گوناگونی داشتند. نظرِ برخی از آنان این بود که هرگاه وقت نماز فرا می‌رسد، آتش بزرگی روشن کنند تا مردم آن‌را ببینند و متوجه وقت نماز شوند. عده‌ای می‌گفتند: با زنگِ بزرگی فرا رسیدن وقت نماز را اعلام کنیم؛ مانند نصارا که مراسم دینی خود را با ناقوس اعلام می‌کنند. برخی هم پیشنهاد کردند که مانند یهودیان، از شیپور استفاده کنیم؛ اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هیچ‌یک از این پیشنهادها را نپسندید. یکی از اصحاب# به نامِ عبدالله بن زید انصاری رضي الله عنه مردی را در خواب دید که ناقوسی در دست داشت؛ به او گفت: آیا این ناقوس، فروشی‌ست؟ آن مرد پرسید: می‌خواهی با آن چه‌کار کنی؟ عبدالله رضي الله عنه پاسخ داد: می‌خواهم با آن، وقتِ نماز را اعلام کنم. آن مرد گفت: آیا می‌خواهی روش بهتری به تو نشان دهم؟ عبدالله رضي الله عنه گفت: آری. آن‌گاه آن مرد نحوه‌ی اذان و اقامه را به عبدالله رضي الله عنه آموزش داد. صبح که شد، عبدالله رضي الله عنه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و خوابش را برای آن بزرگوار تعریف کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «این، خواب راستینی‌ست؛ آن‌را به بلال آموزش بده». و بدین ترتیب بلال رضي الله عنه به‌عنوان مؤذن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تعیین گردید و اذان گفت. در زمان عثمان بن عفان رضي الله عنه که جمعیت مسلمانان به‌طور چشم‌گیری افزایش یافت، پیش از اذان دوم که هم‌زمان با آمدنِ امام بود، اذان نخست نیز معین گردید و بدین‌ترتیب در جمعه، دو بار اذان می‌گویند: یکی اذان نخست که اعلام دخول وقت است تا مردم برای نماز آماده شوند؛ و دیگری، اذان دوم که هم‌زمان با آمدن امام می‌باشد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در رمضان به بلال رضي الله عنه دستور داد که در پایان شب، برای اعلام وقت سحر، اذان بگوید و فرمود: «إِنَّ بِلالاً يُؤَذِّنُ بِلَيْلٍ لِيُوقِظَ نَائِمَكُمْ وَيَرْجِعَ قَائِمُكُمْ فَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يُؤَذِّنَ اِبْنُ أُمّ مَكْتُوم؛ فَإنَّهُ لا يُؤَذِّنُ حتّی يطلع الفجرُ».([۳]) یعنی: «بلال، زمانی اذان می‌دهد که هنوز شب است تا کسی که خوابیده بیدار شود و کسی که بیدار است، سحری بخورد؛ لذا – پس از اذان بلال- بخورید و بیاشامید تا این‌که عبدالله بن ام‌مکتوم اذان بگوید؛ زیرا او زمانی اذان می‌دهد که فجر طلوع می‌کند». بدین‌سان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیان فرمود که اذانِ پایانِ شب که مردم آن‌را اذان اول می‌نامند، برای طلوع فجر و نماز صبح نیست؛ بلكه براي اعلام وقتِ سحر مي‌باشد. زیرا اذان صبح، پس از دخول وقت است؛ اما اذان اول جمعه، سنت عثمان رضي الله عنه می‌باشد که یکی از خلفای راشدین# به‌شمار می‌آید و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به پیروی از سنت خلفای راشدین دستور داده است. برخی از کسانی که ادّعای سنّی بودن دارند، می‌گویند: اذان اول جمعه، برای ما قابل قبول نیست؛ زیرا بدعت می‌باشد و در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نبوده است! این افراد بی‌آن‌که درک کنند، با گفتن چنین سخنی، در حقیقت بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خلفای راشدین و دیگر اصحاب# خرده می‌گیرند. سخن این افراد، از آن جهت بدگویی از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم می‌باشد که آن بزرگوار فرموده است: «عَلَيْكُمْ بسُنَّتي وَسُنَّةِ الْخُلُفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّين مِنْ بَعْدِي».([۴]) یعنی: «سنت من و سنت خلفای راشد و هدایت‌یافته‌ی پس از مرا بر خود لازم بگیرید». و به‌اجماع مسلمانان، عثمان رضي الله عنه جزو خلفای راشدین است؛ لذا عیب‌جویی از او، به معنای خرده‌گیری بر همه‌ی خلفای راشدین# می‌باشد و هرکس که از یکی از خلفای راشدین بدگویی نماید، گویا از همه‌ی آن‌ها بدگویی کرده است؛ همان‌گونه که تکذیب یکی از فرستادگان الهی، انکارِ همه‌ی پیامبران به‌شمار می‌آید. سخن این افراد، از آن جهت بدگویی از صحابه# می‌باشد که آنان، این کارِ عثمان رضي الله عنه را رد نکردند؛ در صورتی‌که صحابه# در برابر خطای هیچ‌کس سکوت نمی‌کردند. همان‌گونه که دیدگاه عثمان رضي الله عنه درباره‌ی اتمام حج در «منا» را نپذیرفتند؛ اما همین‌ها در برابر عثمان رضي الله عنه اذان اول جمعه را رد نکردند. پس آیا کسانی که قیافه‌ی افراد دانا را به خود می‌گیرند و اذان اول جمعه را بدعت می‌پندارند، شریعت الهی و مصالحِ آن‌را بهتر از صحابه# درک می‌کنند و علم و دانش بیش‌تری دارند؟! رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم راست و درست فرموده است که: «نسل‌های آخر این امت، نخستین نسل‌های این امت را لعن و نفرین می‌کنند».([۵]) پناه بر الله؛ شگفتا از کسانی که از صحابه# بدگویی می‌کنند! لذا اذان اول جمعه بنا بر اشاره‌ی پیامبر هدایت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و نیز بدین دلیل که سنت امیر مؤمنان، عثمان بن عفان رضي الله عنه می‌باشد، و نیز بنا بر اجماع سکوتیِ صحابه#، اذانی شرعی‌ست و هیچ‌کس نمی‌تواند در این‌باره اشکال‌تراشی کند. الله متعال، زبانِ کسانی را که بر خلفای راشدین و صحابه# خرده می‌گیرند، از بدگویی به این بزرگواران قطع کند.

ممکن است کسی بپرسد: نماز جمعه که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشت؛ پس چرا شخص رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم اذان اول را بنا نفرمود و در یک حم صریح درباره‌اش چیزی نگفت؟

پاسخ: سببش این بود که شمار مسلمانان مدینه در دوران عثمان  رضي الله عنه افزایش چشم‌گیری پیدا کرد و مدینه گسترش یافت؛ لذا ضرورت ایجاب می‌کرد که پیش از اذان دوم که هم‌زمان با آمدن امام بود، اذان دیگری هم بدهند تا مردم متوجه شوند و زودتر به مسجد بیایند. البته کاری که عثمان رضي الله عنه کرد، بی‌پایه نبود؛ زیرا رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم به بلال رضي الله عنه دستور داد که در پایان شب اذان بگوید؛ اذانی که پیش از دخول وقت صبح بود تا کسی که خوابیده است، بیدار شود و آن‌که به نماز ایستاده، سَحَری بخورد. یعنی: این، مصلحت و هدفی شرعی بود؛ درست مانندِ اذان اول جمعه که در شرعی بودنِ آن هیچ اشکالی وجود ندارد. بنابراین نماز اول جمعه، بدین دلیل که سنت خلفای راشدین# می‌باشد و به دلیلِ اشاره‌ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نیز به‌اجماع آن‌دسته از صحابه# که در آن زمان زنده بودند، اذانی کاملاً شرعی‌ست و اذانِ پایان شب در رمضان نیز بنا بر سخن صریح رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم مشروع می‌باشد؛ اما آیا در غیر رمضان نیز درست و شرعی‌ست؟ می‌گوییم: با قیاس بر عملِ عثمان رضي الله عنه به این نتیجه می‌رسیم که اشکالی بر اذان پایان شب در غیر رمضان وارد نیست.

اینک به موضوعی در همین‌باره می‌پردازیم که حایز اهمیت است؛ برخی از متأخران گمان می‌کنند که گفتن: «الصَّلاة خَیرٌ مِنَ النّوْمِ» در اذان اولِ پیش از صبح، درست است. این‌ پندار، اشتباه بسیار بزرگی‌ست؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به بلال رضي الله عنه دستور داد که این عبارت را در اذان صبح بگوید. چنان‌که فرمود: «وَإِذَا أَذَّنْتَ بِالأوَّلِ مِنَ الصُّبْحِ فَقُلْ: الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النّوْمِ، الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ»؛ یعنی: «در اذان اول صبح دو بار بگو: الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ». اذان صبح را از آن جهت اذان اول صبح نامید که به اقامه‌ نیز اذان گفته می‌شود و اقامه، اذان دوم است؛ لذا این عبارت را فقط در اذان صبح می‌گوییم، نه در اقامه‌ی صبح. اما برخی از متأخران از این موضوع غافل مانده‌اند؛ در صورتی‌که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلاةٌ»؛([۶]): «میان هر دو اذان، یعنی در بین هر اذان و اقامه‌ای، نمازی وجود دارد». در صحیح امام مسلم رَحِمَهُ‌الله آمده است که ام‌المؤمنین عایشه رضي الله عنها می‌گوید: وقتی اذان اول صبح داده می‌شد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برمی‌خاست تا مؤذن بیاید و اذان دوم، یعنی اقامه‌ی نماز را بگوید. در این حدیث تصریح شده است که اذان اول صبح، همان اذانی‌ست که پس از دخول وقت داده می‌شود و اذان پایان شب، یعنی اذان سحر، اذان صبح نیست؛ بلکه برای این است که آنان‌که خوابیده‌اند، بیدار شوند و آنان‌که بیدارند و به نماز ایستاده‌اند، سحری بخورند.

خلاصه این‌که اذان جزو برترین کارهاست و از امامت و پیش‌نمازی نیز برتر می‌باشد. زیرا مؤذن، شبانه‌روزی پنج بار و گاه بیش از این، بانگ عظمت و بزرگیِ الله عزوجل و توحیدش را سر می‌دهد و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با صدای بلند و رسا اعلام می‌کند و مردم را به نماز و رستگاری فرا می‌خواند؛ ولی این فضیلت برای امام یا پیش‌نماز جماعت، حاصل نمی‌شود. هر درخت و سنگ و کلوخی که صدای مؤذن را می‌شنود، روز قیامت به نفعش گواهی می‌دهد؛ از این‌رو جایگاه اذان فراتر از جایگاه امامت است.

شاید این پرسش مطرح شود که اگر این گونه است، پس چرا خود رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و نیز خلفای راشدین# اذان نمی‌گفتند؟ پاسخ علما این است که: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خلفای راشدین# مشغول رسیدگی به کارهای مردم بودند و چون فرصتِ این کار را نداشتند، کسی را به‌عنوان مؤذن تعیین می‌کردند. گفتنی‌ست که آن زمان مانند دوران ما نبود که مؤذن، وقت اذان و نماز را از روی ساعت تشخیص دهد؛ بلکه مؤذن در آن دوران ناگزیر بود که خورشید و حرکت سایه را زیر نظر بگیرد تا وقت نماز ظهر و نماز عصر را تشخیص دهد؛ هم‌چنین برای تشخیص وقت مغرب و عشا، غروب خورشید و شَفَق را زیر نظر می‌گرفتند و باید طلوع سپیده‌دم را نیز پی‌گیری می‌کردند تا وقت صبح را تشخیص دهند؛ لذا اذان در آن دوران، دشواری‌های خاص خودش را داشت و وقت‌گیر بود. از این‌رو رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم و خلفای راشدین#، خود مسؤولیت اذان را بر عهده نمی‌گرفتند؛ نه این‌که فضیلتِ اذان از امامت کم‌تر باشد؛ بلکه بدان سبب که آنان مشغول کارهایی بودند که آنان را از اذان باز می‌داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فضیلت اذان را این‌گونه بیان فرمود که: «اگر مردم از فضیلت و پاداش اذان آگاه بودند و چاره‌ای جز قرعه‌کشی نداشتند، به‌قطع قرعه‌کشی می‌کردند». سبحان الله! یعنی قرعه‌کشی می‌کردند که چه کسی اذان بگوید. اما متأسفانه امروزه مردم، از این کارِ پرفضیلت شانه خالی می‌کنند و آن‌را به یک‌دیگر حواله می‌دهند؛ یکی می‌گوید: تو اذان بده و دیگری، می‌گوید: خودت اذان بگو! لذا شایسته است که وقتی در سفر هستید، بکوشید که مؤذن، شما باشید. در مسافرت‌های گروهی، چه سفر تفریحی باشد و چه سایر سفرها، یک نفر امیر یا سرپرست سفر است. لذا اگر امیرِ سفر، کسی را به‌عنوان مؤذن تعیین کرد، برای کسی دیگر روا نیست که جلو برود و اذان بگوید؛ زیرا مؤذن، مشخص و تعیین‌شده است. هم‌چنین اگر سرپرست سفر، مسؤولیت امامت و پیش‌نمازی را به کسی واگذار کرد، آن‌شخص امام است و برای کسی دیگر جایز نیست که جلو برود و امامت دهد؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «وَلا يَؤُمَّنَّ الرَّجُلُ الرَّجُلَ في سُلْطَانِه»؛([۷]) یعنی: «و هیچ‌کس در محدوده‌ی تحت اختیارِ شخصی دیگر، برای او امامت ندهد»؛ مگر به اجازه‌ی او.

([۱]) صحیح بخاری، ش: ۶۱۵؛ و صحیح مسلم، ش: ۴۳۷.

([۲]) صحیح بخاری، ش: (۶۲۸، ۶۳۱، ۶۸۵، ۶۰۰۸، ۷۲۴۶)؛ و مسلم، ش: ۶۷۴ به‌نقل از: مالک بن حویرث رضي الله عنه.

([۳]) صحيح است؛ صحیح الجامع، ش: ۲۰۴۰.

([۴]) صحیح بخاری، ش: (۶۱۷، ۶۲۳، ۱۹۱۹، ۲۶۵۶)؛ و مسلم، ش: ۱۰۹۲ به‌نقل از ابن‌عمر رضي الله عنهما.

([۵]) صحیح است؛ علامه آلبانی رَحِمَهُ‌الله در چندین جا این حدیث را صحیح دانسته است؛ از جمله: إرواء الغلیل، ش: ۲۴۵۵؛ مشکاۀ المصابیح، ش: ۱۶۵؛ الظلال، و التراویح، ص:۶؛ و در صحیح ابن ماجه، ش: (۴۰، ۴۱)؛ و السلسلۀ الصحیحۀ، ش: ۹۳۷.

([۶]) صحیح بخاری، ش: (۶۲۴، ۶۲۷)؛ و صحیح مسلم، ش: ۸۳۸ به‌نقل از عبدالله بن مغفل رضي الله عنه.

([۷]) صحیح مسلم، ش: ۶۷۳، به‌نقل از ابن‌مسعود رضي الله عنه.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی
مطالب مرتبط:

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه