۱۰۳۹- وَعَنْ عُمَرَ بْنِ الخَطّابِ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: «مَا مِنْكُمْ مِنْ أحَدٍ يَتَوَضَّأُ فَيُبْلغُ – أَوْ فَيُسْبِغُ- الوُضُوءَ، ثُمَّ يَقُولُ: أشهَدُ أنْ لا إله إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ؛ إِلاَّ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الجَنَّةِ الثَّمَانِيَةُ يَدْخُلُ مِنْ أَيِّهَا شَاءَ». [روایت مسلم]([۱])
وزاد الترمذي: «اللهمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ، وَاجْعَلْنِي مِنَ المُتَطَهِّرِينَ».([۲])
ترجمه: عمر بن خطاب رضي الله عنه میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هرکس از شما وضو بگیرد و وضویش را درست و کامل بگرداند، آنگاه بگوید: “أشهَدُ أنْ لا إله إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ” درهای هشتگانهی بهشت به روی او گشوده میشود تا از هر کدام که میخواهد، وارد بهشت گردد».
ترمذی، افزون بر این الفاظ آورده است: «اللهمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ، وَاجْعَلْنِي مِنَ المُتَطَهِّرِينَ».([۳])
شرح
این احادیث در بیان فضیلت وضوست؛ پیشتر نیز حدیثی در اینباره گذشت که ما، در شرح آن به موضوع زیارت قبور پرداختیم و یادآور شدیم که رفتن به قبرستان، انسان را به یاد آخرت میاندازد. گفتنیست: زیارت قبور یا رفتن به قبرستان، برای زنان جایز نیست؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنانی را که به زیارت قبور میروند، نفرین کرده است؛ زيرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنانی را که به قبرستان میروند و نیز کسانی را که قبرها را سجدهگاه و محل عبادت قرار میدهند، نفرین کرده و بر آنانکه روی قبرها، چراغ روشن میکنند، لعنت فرستاده است. علتش، این است که زن تحت تأثیر احساسات خویش قرار دارد و نمیتواند عواطفش را آنگونه که باید کنترل کند؛ از اینرو ممکن است شیون و زاری کند یا به سر و صورتش بزند و یا فریاد و فغان سر دهد. علت دیگرش، این است که معمولاً قبرستانها خالیست؛ لذا بیمِ آن میرود که افرادِ فرصتطلب و سبکسر به دنبال زنی که به قبرستان میرود، به راه بیفتند و این، زمینهساز فتنه و فساد اخلاقیست. از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنانی را که به قبرستان میروند، نفرین کرده است. قابل یادآوریست که اگر گذرِ زن بهطور اتفاقی، نه بهقصدِ زیارت، به قبرستان بیفتد، ایرادی ندارد که همانند مردان، بایستد و بر اهل قبرستان سلام کند و دعا نماید. یعنی: عبور اتفاقیِ زن از قبرستان، هنگامیکه از روی قصد نیست، با رفتن وی از روی قصد به قبرستان فرق میکند. همچنین باید دانست که مردگان خفته در قبر، هرچه هم نیکوکار و پرهیزگار بودهاند، برای خودشان نیز مالک هیچ نفع و زیانی نیستند و هیچ کاری از آنان ساخته نیست؛ تا چه رسد به اینکه به دیگران نفع یا زیانی برسانند؛ از اینرو برای آنان دعا میکنیم؛ نه اینکه آنان را بهفریاد بخوانیم. همانگونه که پیشتر گذشت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برایشان دعا کرد؛ پس، مردگان نه در موقعیتی هستند که از آنان دعا بخواهیم و نه وضعیتی دارند که بهفریاد خوانده شوند؛ زیرا هیچ نفعی نمیرسانند و هیچ کاری از آنان ساخته نیست. الله متعال میفرماید:
﴿وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَهُمۡ عَن دُعَآئِهِمۡ غَٰفِلُونَ ٥ وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواْ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواْ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ ٦﴾ [الاحقاف: ٥، ٦]
و هیچکس گمراهتر از کسی نیست که کسانی جز الله را بهفریاد میخواند که تا روز قیامت نیز درخواستش را پاسخ نمیگویند و آنان (=معبودان باطل) از دعا و درخواست ایشان بیخبرند. و هنگامی که مردم برانگیخته میشوند، معبودان باطل، دشمن ایشان خواهند بود و منکِر عبادت اینها خواهند گشت.
و میفرماید:
﴿وَٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمۡلِكُونَ مِن قِطۡمِيرٍ ١٣ إِن تَدۡعُوهُمۡ لَا يَسۡمَعُواْ دُعَآءَكُمۡ وَلَوۡ سَمِعُواْ مَا ٱسۡتَجَابُواْ لَكُمۡۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُونَ بِشِرۡكِكُمۡۚ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثۡلُ خَبِيرٖ ١٤﴾ [فاطر: ١٣، ١٤]
و آنانکه جز الله (به فریاد) میخوانید، مالک پوست نازک هستهی خرما نیز نیستند. اگر آنان را بخوانید، دعا و خواستهی شما را نمیشنوند و اگر بشنوند، پاسختان را نمیدهند و روز قیامت شرک شما را انکار میکنند و هیچکس مانند پروردگار دانا، تو را (از حقایق و فرجام امور) باخبر نمیسازد.
و اینک به حدیثِ دیگری میپردازیم که مؤلف رَحِمَهُالله در این باب آورده است؛ ابوهریره رضي الله عنه میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «آیا شما را به کاری راهنمایی کنم که الله با آن، گناهان را محو میکند و درجات شما را بالا میبرد؟» گفتند: بله، ای رسول خدا! فرمود: «تکمیل وضو در سختیها و گامهای زیاد به سوی مساجد و پس از هر نمازی به انتظار نماز بودن؛ چنین اعمالی، مانند جهاد در راه الله، ارزشمند و پرفضیلت است؛ چنین اعمالی، مانند جهاد در راه الله، ارزشمند و پرفضیلت است».
منظور از کامل کردن وضو در سختیها، این است که انسان به دلیل سرمای هوا و در نتیجه سرد بودن آب، یا به علت دسترسی دشوار به آب در اثر بارش شدید باران، و یا به هر دلیلِ دیگری، برای وضو گرفتن متحمل سختی میشود؛ اما بهرغم این شرایط سخت، وضوی کاملی میگیرد. البته تحمل سختی برای وضو گرفتن، با زیانبار بودن آب برای انسان، فرق میکند؛ یعنی اگر استعمال آب برای کسی مضر باشد، باید تیمم بگیرد. خلاصه اینکه تحمل سختی برای وضو گرفتن، محو شدن گناهان و رفع درجات را در پی دارد؛ اما این، بدین معنا نیست که انسان، خودش را بهعمد در مشقت بیندارد و با وجودِ آبِ گرم، با آبِ سرد وضو بگیرد و بگوید: من، با آب سرد وضو میگیرم تا اجر و ثواب بیشتری به من برسد! چنین کاری، پایهی شرعی ندارد؛ زیرا الله متعال میفرماید:
﴿مَّا يَفۡعَلُ ٱللَّهُ بِعَذَابِكُمۡ إِن شَكَرۡتُمۡ وَءَامَنتُمۡ﴾ [النساء : ١٤٧]
اگر سپاسگزار باشید و ایمان بیاورید، الله را با عذاب شما کاری نیست.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شخصی را دید که زیر آفتاب ایستاده بود؛ علتش را پرسید. گفتند: این مرد نذر کرده است که زیر آفتاب بایستد و به سایه نرود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنمرد را از این کار باز داشت و دستور داد که به سایه برود. لذا برای انسان شایسته نیست که خودش را اذیت کند و فرمان هم نیافته است که چنین رویکردی داشته باشد؛ بلکه آسانترین روشِ عبادت، برتر است؛ البته اگر برای عبادتی چارهای جز تحمل مشقت نباشد، در این صورت، بهخاطر تحمل سختی و مشقت نیز پاداش مییابد؛ زیرا به اختیارِ خودش نیست و چارهی دیگری ندارد.
همانگونه که در حدیث آمده است، گامهای فراوان به سوی مساجد نيز سبب محو گناهان و رفع درجات است. این، نشان میدهد که محل نماز جماعت، مساجد است؛ نه خانهها. لذا کسی که گامهایش به سوی مسجد، فراوان باشد، الله متعال گناهانش را از او میزداید و درجاتش را بالا میبَرَد. در حدیثی آمده است: «هرگاه یکی از شما، وضوی درست و کاملی بگیرد و به مسجد برود و قصدی جز نماز نداشته و انگیزهای جز نماز، بلندش نکرده باشد، تا زمانی که وارد مسجد گردد، با هر قدمی که برمیدارد، یک درجه بر درجاتش افزود میشود، و یکی از گناهاش کم میگردد. و هنگامی که وارد مسجد شود، مادامی که در انتظار نماز نشسته، گویا در حالِ نماز است. و فرشتگان برای کسی که در جای نمازش نشسته تا مادامی که بیوضو یا باعث آزار کسی نشده است، دعا میکنند و میگویند: یا الله! بر او رحم فرما و او را بیامرز؛ یا الله! توبهی او را بپذیر».([۴]) «فراوانیِ گامها به سوی مسجد» بدین معناست که انسان همواره به مسجد برود؛ اگرچه با مسجد فاصله داشته باشد و معنایش این نیست که انسان بهقصد مسیر طولانیتر را برای رفتن به مسجد انتخاب کند یا اینکه گامهایش را کوتاهتر از حدّ عادی بردارد. بلکه باید به روش عادی خویش گام بردارد و راه طولانیتر را انتخاب نکند؛ بهعنوان مثال: اگر دو مسیر برای رفتن به مسجد، پیشِ روی شماست که یکی کوتاه و دیگری، طولانیتر است، مسیر کوتاهتر را انتخاب کنید. ولی اگر مسجد، دور باشد و راه و چارهی دیگری نباشد، روشن است که فراوانیِ گامها بهسوی مسجد، سبب زدوده شدن گناهان و بالا رفتن درجات است.
«پس از هر نمازی به انتظار نماز بودن»، بدین معناست که وقتی از یک نماز فازغ شدید، منتظر و مشتاقِ نمازِ بعدی باشید؛ بدینسان قلبمان به مسجد، وابسته است و همواره به مسجد، تعلقِ خاطر داریم. این هم بخشش گناهان و رفع درجات را در پی دارد. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «فَذلِكُمُ الرّبَاطُ فَذلِكُمُ الرّبَاطُ»؛ واژهی رباط در اصل به جهاد کردن و جنگیدن با دشمن و آماده کردن ساز و برگ جنگی و بستن تجهیزات نظامی اطلاق میشود و جزو برترین اعمال نیک بهشمار میرود. لذا مفهوم حدیث از این قرار است که تکمیل وضو و رعایت پاکی و طهارت، و نیز ادای نماز، همانند جهاد در راه الله متعال، ارزشمند و پرفضیلت است.
همچنین گفتهاند که واژهی «رباط» در اینجا، اسمیست به معنای وسیله یا ابزار بستن؛ همینطور تکمیل وضو و نماز نیز انسان را از انجام گناه و معصیت بازمیدارد.
«رباط» همخانوادهی واژهی «مرابطه» است که به مفهوم آمادگی برای کارهای نیک و مداومت و پایبندی بر آن میباشد؛ همانگونه که الله عزوجل میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱصۡبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٢٠٠﴾
[آل عمران: ٢٠٠]
ای مؤمنان! شکیبایی کنید و پایداری نمایید و برای جهاد (و دیگری کارهای نیک) آماده باشید و تقوای الله پیشه سازید؛ باشد که رستگار شوید.
سپس مؤلف حدیثِ ابومالک اشعری رضي الله عنه را نقل کرده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «الطُّهُورُ شَطْرُ الإيمَانِ»؛ یعنی: «پاکیزگی، نصف ایمان است». واژهی «طُّهُورُ» یا پاکیزگی، شاملِ طهارت با آب، و تیمم و نیز پاکیِ قلب از شرک و شک، و کینه و بدخواهی نسبت به مسلمانان و همچنین شاملِ پاکی از دیگر چیزهاییست که پاک شدن از آنها میباشد. لذا هم طهارت و پاکیِ ظاهری را در برمیگیرد و هم طهارت و پاکی معنوی یا باطنی را. لذا طهارت و پاکیزگی، نصف ایمان است و نیمهی دیگر ایمان، آراسته شدن به اخلاق نیکو و کارهای شایسته میباشد؛ زیرا کمالِ هر چیزی به این است که ابتدا از هرگونه آلودگی و شائبهای پاک شود و سپس با فضایل و ارزشها تکمیل گردد؛ به عبارت دیگر: کمالِ هر چیزی، دو نیمه دارد: یک نیمهاش پاک شدن از رذایل و آلودگیهاست و نیمهی دیگرش، آراستگی به فضایل و ارزشها. از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «پاکیزگی، نصف ایمان است» و نیمهی دیگر را باید با فضایل و ارزشها، یعنی با آراسته شدن به اخلاق نیکو و کارهای شایسته تکمیل کرد.
سپس مؤلف رَحِمَهُالله این باب را با حدیثی از عمر بن خطاب رضي الله عنه به پایان رسانده است؛ حدیثی بدین مضمون که عمر بن خطاب رضي الله عنه میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هرکس از شما وضو بگیرد و وضویش را کامل بگرداند، آنگاه بگوید: “أشهَدُ أنْ لا إله إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ” درهای هشتگانهی بهشت به روی او گشوده میشود تا از هر کدام که میخواهد، وارد بهشت گردد». ترمذی، افزون بر این الفاظ آورده است: «اللهمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ، وَاجْعَلْنِي مِنَ المُتَطَهِّرِينَ».([۵]) اينها، بخشی از احادیثیست که بیانگر فضیلت وضو میباشد و مؤلف رَحِمَهُالله همهی روایتهای موجود در اینباره را نیاورده است؛ اما اگر فقط یک حدیث در فضیلتِ وضو وجود داشت، باز هم بهتنهایی بیانگر اهمیت این عملِ نیک بود. الله متعال به همگان توفیقهایی بدهد که خیر و صلاح دنیا و آخرتشان در آن است.
([۲]) نگا: صحیح الترمذی، از آلبانی رَحِمَهُالله ش: ۴۸.
([۳]) ترجمهی دعا: «شهادت میدهم که معبود راستینی جز الله که یکتا و بیشریک است، وجود ندارد و گواهی میدهم که محمد، بنده و فرستادهی اوست؛ یا الله! مرا در شمارِ توبهکنندگان و پکیزگان قرار بده».