۱۰۳۶- وعنه : أنَّ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أتى المقبرة، فَقَالَ: «السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَومٍ مُؤْمِنِينَ، وَإنَّا إنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لاَحِقُونَ، وَدِدْتُ أنَّا قَدْ رَأَيْنَا إخْوانَنَا». قالوا: أوَلَسْنَا إخْوَانَكَ يَا رسول الله؟ قَالَ: «أنْتُمْ أصْحَابِي، وَإخْوَانُنَا الَّذِينَ لَمْ يَأتُوا بَعْدُ». قالوا: كَيْفَ تَعْرِفُ مَنْ لَمْ يَأتِ بَعْدُ مِنْ أُمَّتِكَ يَا رَسولَ الله؟ فَقَالَ: «أرَأيْتَ لَوْ أنَّ رَجُلاً لَهُ خَيلٌ غُرٌّ مُحَجَّلَةٌ بَيْنَ ظَهْرَيْ خَيْلٍ دُهْمٍ بُهْمٍ، ألا يَعْرِفُ خَيْلَهُ؟» قالوا: بَلَى يَا رسول الله، قَالَ: «فإنَّهُمْ يَأتُونَ غُرّاً مُحَجَّلينَ مِنَ الوُضُوءِ، وأنَا فَرَطُهُمْ عَلَى الحَوْضِ». [روایت مسلم]([۱])
ترجمه: ابوهریره رضي الله عنه میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم به قبرستان رفت و فرمود: «سلام بر شما ای مؤمنان ساکن در این سرا! و ما هر زمان که الله بخواهد، به شما خواهیم پیوست. دوست داشتم برادران خود را میدیدیم». اصحاب# عرض کردند: «ای رسولخدا! آیا مگر ما برادران شما نیستیم؟» فرمود: «شما دوستان و یاران من هستید؛ و برادران ما، کسانی هستند که هنوز نیامدهاند». گفتند: ای رسولخدا! چگونه آندسته از امت خویش را که هنوز نیامدهاند، میشناسی؟ فرمود: «به من بگویید: اگر اسبهای یک مرد با پیشانی و دست و پای سفید در میان گلهای سیاه و همرنگ باشند، آیا آن مرد اسبان خود را نمیشناسد؟» گفتند: بله، ای رسولخدا! فرمود: «آنها با سیما و اندامی سفید و نورانی در اثر وضو میآیند و من، پیشاپیش آنان سرِ حوض کوثر ایستادهام».
شرح
مؤلف رَحِمَهُالله حدیثی بدین مضمون آورده است که ابوهریره رضي الله عنه میگوید: رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم به قبرستان رفت و فرمود: «السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَومٍ مُؤْمِنِينَ، وَإنَّا إنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لاَحِقُونَ»؛ یعنی: «سلام بر شما ای مؤمنان ساکن در این سرا! و ما هر زمان که الله بخواهد، به شما خواهیم پیوست».
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابتدا از رفتن به قبرستان منع نمود؛ زیرا مردم تازهمسلمان بودند و هنوز وابستگیهایی به قبور داشتند و بیمِ آن میرفت که به شرک و فتنهی قبور دچار شوند. اما هنگامیکه ایمان در دلهایشان نهادینه شد، رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم آنان را به زیارت قبور دستور داد و فرمود: «كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيارَة القُبُورِ فَزُورُوهُا؛ فَإِنَّهَا تُذَكِّرُنَا بِالآخِرَةِ».([۲]) یعنی: «پیشتر شما را از زیارت قبور، نهی میکردم؛ اما اینک به زیارت قبور- یعنی به قبرستان- بروید؛ زیرا رفتن به قبرستان، ما را به یادِ آخرت میاندازد». و در روایتی آمده است: «تُذَكِّرُ الآخِرَةَ»؛ یعنی: «زیارت قبور، یادآورِ آخرت است». بدینسان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امتش را به رفتن به قبرستان دستور داد و حکمتش را بیان نمود؛ انسانی که بر روی زمین راه میرود، با رفتن به قبرستان بهیاد میآورد که سرانجام، درون این خاک میرود؛ اما نمیداند که آنروز چه زمانی فرا میرسد؟ چهبسا انسان، بامدادِ یک روز روی زمین است و شامگاه همان روز، زیرِ خروارها خاک؛ و یا شامگاه را روی زمین سپری میکند و فردایش در شکم خاک قرار میگیرد! لذا رفتن به قبرستان انسان را به یادِ آخرت میاندازد. هنگامیکه انسان به قبرستان میرود، به پدر، عمو، همسر یا برادرش میاندیشد که دیروز با او همسفره بودند و با او بر سر یک سفره میخوردند و میآشامیدند؛ با او میخندیدند و با او در ناز و نعمت بودند؛ اما اینک در قبرهایشان در گرو اعمال خویش هستند. و بدین ترتیب سال گذشته را بهیاد میآورد که در چنین وقتی با هم، و خوش و خرم بودند و از دنیا لذت میبردند و خوش میگذراندند؛ اما اینک آنها رفتهاند و دنیا را ترک گفتهاند و در گرو کردار خویش هستند؛ هرکس هر کاری که انجام دهد، آنرا میبیند؛ چه خوب باشد و چه بد. لذا رفتن به قبرستان، یادآورِ آخرت است؛ پس گهگاهی به قبرستان بروید و به اینها بنگرید که در سینهی خاک خفتهاند و تنها الله عزوجل تعدادشان را میداند؛ گویا همین دیروز با ما بودند و اینک در درون زمین هستند! یا الله! امروز و فرداست که هریک از ما در کنار اینها بخوابیم و خروارها خاک روی ما بریزند. لذا به فرمودهی رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم: رفتن به قبرستان یادآورِ آخرت است. از اینرو رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم گهگاهی به قبرستان بقیع میرفت و به اهل بقیع سلام میگفت و برایشان دعا میکرد: «السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَومٍ مُؤْمِنِينَ»؛ یعنی: «سلام بر شما ای مؤمنان ساکن در این سرا!» الله بهتر میداند؛ اما چنین بهنظر میرسد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آنان سلام میگفت و آنان نیز میشنیدند؛ زیرا مورد خطاب قرار دادن کسی که نمیشنود، بیمورد است؛ اما آنها نمیتوانند جواب دهند. زیرا در قبرهایشان هستند. میفرمود: «السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَومٍ مُؤْمِنِينَ، وَإنَّا إنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لاَحِقُونَ»؛ یعنی: «سلام بر شما ای مؤمنان ساکن در این سرا! و ما هر زمان که الله بخواهد، به شما خواهیم پیوست». آری؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درست فرمود؛ هر زندهای میمیرد و به مردگان میپیوندد. لذا میفرمود: «وَإنَّا إنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لاَحِقُونَ»؛ یعنی: «و انشاءالله ما به شما میپیوندیم». اما چرا میفرمود: «انشاءالله»؛ در صورتی که مردن و پیوستن به مردگان، امری قطعیست؟! علما رحمهمالله در اینباره دیدگاههای گوناگونی دارند؛ اما دیدگاه صحیح، این است که هیچ اشکالی در گفتن «انشاءالله» یا گفتن این عبارت بهصورت معلّق وجود ندارد؛ زیرا گفتن «انشاءالله» در اینجا به معنای نقضِ این واقعیت نیست؛ بلکه به معنای موکول کردن مُردن به اراده و مشیت الهیست. به عبارت دیگر: معنایش، این است که ما به خواست و ارادهی الله عزوجل، یعنی هر زمان که الله بخواهد، به شما میپیوندیم؛ زیرا خواست، خواستِ اوست و اوست که هرچه بخواهد، اراده میکند و فرمان میدهد؛ آری! الله عزوجل هرچه بخواهد و دربارهی هرکس که بخواهد، تدبیر میکند. آیا مگر الله عزوجل نفرموده است:
﴿لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّۖ لَتَدۡخُلُنَّ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمۡ وَمُقَصِّرِينَ﴾ [الفتح: ٢٧]
بهراستی الله، رؤیای پیامبرش را تحقق بخشید که انشاءالله ایمن و در حالی که موی سرتان را تراشیده و کوتاه کردهاید، وارد مسجدالحرام خواهید شد.
یعنی الله متعال ورود اصحاب# به مسجدالحرام را با قید «انشاءالله» ذکر فرمود؛ اگرچه بر ورودشان به مسجدالحرام، با قسم و «لام» و «نون» تأکید نمود و بدینسان روشن گردید که ورودشان به مسجدالحرام قطعیست. از اینرو آنگاه که در صلح حدیبیه قرار شد که رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش بازگردند، عمر رضي الله عنه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: آیا مگر شما نفرمودید که وارد مسجدالحرام میشویم و کعبه را طواف میکنیم؟ رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آری؛ اما آیا مشخص کردم که همین امسال این کار را میکنیم؟ لذا مطمئن باش که به مسجدالحرام میروی و خانهی کعبه را طواف میکنی. لذا گفتنِ «انشاءالله» در دعای زیارت قبور، بدین معنا نیست که در پیوستن به مردگان شک و تردید وجود دارد؛ بلکه بدین معناست که پیوستنِ ما به شما در اختیار خودمان نیست و به اراده و مشیت الله عزوجل بستگی دارد؛ یعنی هر زمان که الله بخواهد، به شما میپیوندیم. سپس رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «دوست داشتم برادران خود را میدیدیم». سبحانالله! رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم آرزو کرد که برادران خویش را ببیند؛ امید است که الله عزوجل همهی ما را در جرگهی اینها قرار دهد. اصحاب# عرض کردند: «ای رسولخدا! آیا مگر ما برادران شما نیستیم؟» فرمود: «شما یاران و دوستان من هستید»؛ دوست، هم برادرِ انسان است و هم چیزی فراتر از آن. و برادر، برادر است و بس. فرمود: «شما یاران من هستید». یعنی: به من نزدیکترید. لذا صحابه# هم دوستان رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بودند و هم برادران آن بزرگوار؛ و نسلهای پس از صحابه#، فقط دوستانِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند و یاران او بهشمار نمیآیند.
فرمود: «دوست داشتم برادران خود را میدیدیم». اصحاب# عرض کردند: «ای رسولخدا! آیا مگر ما برادران شما نیستیم؟» پاسخ داد: «شما یاران و دوستان من هستید؛ و برادران ما، کسانی هستند که هنوز نیامدهاند». یعنی کسانی که مرا ندیدهاند، اما به من ایمان میآورند. یا الله! همهی حمد و ستایش ویژهی توست؛ یا الله! ما را بر توحید و ایمان ثابتقدم بگردان. ایشان به رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم ایمان میآورند و با اینکه آن بزرگوار را ندیدهاند، باور دارند که بهراستی فرستادهی الله متعال است؛ باورشان به رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بهگونهایست که گویا او را دیدهاند. گفتند: ای رسولخدا! چگونه اینها را که هنوز نیامدهاند، میشناسی؟ رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخشان، مردی را مثال زد که اسبانی با پیشانی و دست و پای سفید دارد و گلهاش با گلهای سیاه و همرنگ آمیخته میشوند؛ سپس پرسید: «آیا آن مرد اسبان خود را نمیشناسد؟» گفتند: بله، ای رسولخدا! فرمود: «امت من با سیما و اندامی سفید و نورانی میآیند»([۳]) که اثرِ وضوست. این هم فضیلت وضو را میرساند و نشان میدهد که این امت، روز قیامت با چهرههای نورانی و دستها و پاهایی سفید و درخشان که اثر وضوست، به میدان حشر میآیند و مردم در آن روز بزرگ آنان را میشناسند و بدینسان امت این پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله و سلم با این نشانهی انحصاری شناخته میشوند. از الله متعال میخواهم که به لطف و بزرگواری خویش همهی ما را در چنین سیمایی محشور بفرماید و در ظاهر و باطن، ما را جزو امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بگرداند؛ بهیقین که الله بر هر کاری تواناست.
([۲]) صحیح مسلم، ش: (۹۷۷، ۱۹۷۷) به نقل از بریده بن حصیب رضي الله عنه. [این حدیث پیشتر بهشمارهی ۵۸۶ آمده است. (مترجم)]
([۳]) ر.ک: صحیح بخاری، ش: ۱۳۶؛ و مسلم، ش: (۲۴۷، ۲۴۹) بهنقل از ابوهریره رضي الله عنه و نیز صحیح مسلم، ش: ۲۴۸ بهنقل از حذیفه رضي الله عنه.