۱۰۱۸- وعنه: أنَّ رَجُلاً سَمِعَ رَجُلاً يَقْرَأُ: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾ يُرَدِّدُهَا فَلَمَّا أصْبَحَ جَاءَ إِلَى رَسُولِ الله صلی الله علیه و آله و سلم فَذَكَرَ ذَلِكَ لَهُ وَكَانَ الرَّجُلُ يَتَقَالُّهَا، فَقَالَ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، إنَّهَا لَتَعْدِلُ ثُلُثَ القُرْآنِ». [روایت بخاری]([۱])
ترجمه: ابوسعید خدری رضي الله عنه میگوید: مردی شنید که شخصی ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾ را میخواند و آنرا تکرار میکرد. وقتی صبح شد، آن مرد که این عمل را ناچیز و کمثواب میشمرد، نزد رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم آمد و موضوع را بازگو کرد. رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، این سوره برابر با یکسوم قرآن است».
شرح
نووی رَحِمَهُالله در باب تشویق به قرائت سورههای معینی از قرآن، احادیثی در فضیلت ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١ ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ ٢﴾ آورده است. این سوره، سورهی «اخلاص» نامیده میشود؛ زیرا الله متعال همهی این سوره را به خود اختصاص داده و در آن، چیزی غیر از اسماء و صفات خویش ذکر نکرده است. به عبارت دیگر: این سوره بهطور ناب، تنها در بیان اسماء و صفات الهیست. هرکس این سوره را بخواند و به مفاهیمِ آن ایمان داشته باشد، از شرک، بدور است و بندهی مخلصِ الله عزوجل بهشمار میآید. همهی این سوره، اسماء و صفاتِ الله عزوجل میباشد: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾. گفته میشود: مشرکان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند: «نَسَب پروردگار چیست؟» گویا منظورشان این بود که چه کسی فرزندِ اوست؟ – پناه بر الله- یا گویا از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند که ماهیت خداوند از چیست؟ از طلا یا نقره؟! لذا الله متعال این سوره را فرو فرستاد.
﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾؛ «اَحَد»، یعنی یکتا و یگانه؛ یعنی ذاتی که در اسماء و صفاتش یکتاست و هیچ چیز و هیچکس به او نمیمانَد. «اَحَد» نامیست که ویژهی الله متعال میباشد و بر کسی جز او اطلاق نمیشود.
﴿ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ﴾؛ [الله، یگانهسرورِ بینیاز است (که همهی نیازمندان برای رفع نیازشان به سوی او روی میآورند).]
مفسران، عبارتهای گوناگونی دربارهی مفاهیمِ «صمد» ذکر کردهاند؛ اما کاملترین مفهومش، این است که او در صفاتش کامل میباشد و همهی آفریدههایش به او نیازمندند؛ او در علم، قدرت، رحمت، حلم و دیگر صفاتش، کامل است و اوست که همهی آفریدهها به او نیاز دارند و همگان برای رفع نیازهایشان به سوی او روی میآورند؛ حتی مشرکان نیز هنگامیکه در میان امواج پرتلاطمِ دریا گرفتار میشوند، تنها او را میخوانند. پس، الله عزوجل مرجع همهی موجودات است؛ ذاتیست که در صفاتش کامل میباشد و همه آفریدههایش به او نیازمندند.
﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ ٣ وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ ٤﴾ [الاخلاص: ٣، ٥]
نه (فرزندی) زاده و نه (خود،) زاده شده است. و هیچکس، همسر و همتای او نیست.
الله متعال، هیچ فرزندی ندارد؛ زیرا از همه بینیاز است و نیازی به همسر و فرزند ندارد. همانگونه که میفرماید:
﴿أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖۖ﴾ [الأنعام: ١٠١]
چگونه میشود فرزندی داشته باشد، حال آنکه همسری ندارد؟
این، ردّی آشکار بر ادّعای یهود و نصارا و مشرکان است و نادرستیِ پندارشان را بیان میکند؛ یهودیان میگویند: «عُزیر، پسر خداست»؛ یعنی خداوندی که آنها به او اعتقاد دارند، فرزندی به نام عزیر زاده است! نصارا میگویند: «مسیح، پسر خداست»! و مشرکان میگویند: «فرشتگان، دختران خدا هستند»! الله متعال، باطل بودن پندارشان را بیان نمود و فرمود: ﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾؛ یعنی: «الله، نه زاده و نه خود، زاده شده است». زیرا الله عزوجل اول و ازلی و ابدیست و هیچ چیزی پیش از او نبوده و آنچه پدید آورده، پیشتر وجود نداشته است.
﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ﴾؛ یعنی: «و هیچکس همتای او نیست». الله هیچ شریک، همتا و همانندی ندارد؛ نه در علم و قدرتش و نه در سایر صفاتش. قوم عاد به قدرت و توان خویش میبالیدند و میگفتند: «چه کسی از ما نیرومندتر است؟» الله عزوجل دربارهی آنان میفرماید:
﴿فَأَمَّا عَادٞ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةًۖ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗۖ وَكَانُواْ بَِٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ ١٥ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِيٓ أَيَّامٖ نَّحِسَاتٖ لِّنُذِيقَهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَخۡزَىٰۖ وَهُمۡ لَا يُنصَرُونَ ١٦﴾ [فصلت: ١٥، ١٦]
اما قوم عاد، بهناحق در زمین تکبر ورزیدند و گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است؟ آیا توجه نکردند و نیندیشیدند که الله، ذاتی که آنها را آفریده، از آنان نیرومندتر است. آنان همواره آیات ما را انکار میکردند. پس تندبادی سخت و سرد در روزهایی شوم بر آنان فرستادیم تا عذاب خفتبار را در زندگی دنیا به آنان بچشانیم. و بهطور قطع عذاب آخرت، خفتبارتر است؛ و آنان یاری نخواهند شد.
باد، جریانِ هواست؛ الله متعال با مخلوقی چون باد که جزو نرمترین و ملایمترین آفریدههاست، مدعیان قدرت را به هلاکت رساند و تندبادی سخت و سرد بر آنان فرستاد.
هیچکس همتای الله عزوجل نیست: ﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ﴾. گفتنیست: در واژهی ﴿كُفُوًا﴾ سه قرائت است:
- #كُفُوًا؛ به ضمّ «فاء». و با سکونِ «فاء» درست نیست.
- با همزه و سکونِ «فاء»؛ یعنی: «کُفْئا».
- و نیز با همزه و ضمّ «فاء»؛ یعنی: «کُفُؤًا».
حرف «فاء» در قرائتی که با «واو» است، مضموم میباشد؛ ولی گاه از برخی از قاریان میشنویم که حرفِ «فاء» را با سکون میخوانند؛ این، اشتباه است. لذا وقتی این واژه را با حرف «واو» میخوانید، حرف «فاء» را ضمه دهید.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سوگند یاد کرد که این سوره، معادل یکسوم قرآن است؛ میباشد. چنانکه به یارانش فرمود: «آیا هر یک از شما از اینکه یکسوم قرآن را در هر شب بخواند، ناتوان است؟» و سپس بیان نمود که منظورش، سورهی اخلاص است: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١ ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ ٢ لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ ٣ وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ ٤﴾ پاداشِ این سوره با ثواب یکسوم قرآن برابر است؛ گاه پاداش یک عمل با پاداش یک عمل دیگر برابری میکند؛ هرچند اجزای تشکیلدهندهاش کوچکتر از آن باشد. مانند این عبارت: «لا إله إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» که هرکس ده بار آنرا بگوید، مانند کسیست که چهار نفر از فرزندان اسماعیل علیه السلام را از قید بردگی آزاد کرده است».([۲]) بهرغم اینکه گفتن این عبارت برابر با آزاد کردن چهار برده از نسل اسماعیل علیه السلام است، اما اگر آزاد کردن بردهای بر گردنِ کسی باشد، [مثلاً مؤمنی را بهاشتباه کشته است]، گفتنِ این عبارت کفارهی گناهش بهشمار نمیآید؛ زیرا برابری در ثواب، به معنای برابری در اجزا نیست. بنابراین سورهی اخلاص، در ثواب، معادلِ یکسوم قرآن است، نه در اجزا؛ از اینرو اگر کسی آنرا سه بار در نماز بخواند، اما سورهی «فاتحه» را نخواند، نمازش درست نیست.
([۲]) صحیح مسلم، ش: ۲۶۹۳ بهنقل از ابوایوب انصاری رضي الله عنه. [و نیز روایت بخاری، ش: ۶۴۰۴ بهنقل از ابوایوب انصاری و ابنمسعود رضي الله عنهما. (مترجم)]