۱۰۱۵- وعَن ابن مَسعود رضي الله عنه قال: قال لِي النَّبيُّ صلی الله علیه و آله و سلم: «اقْرَأْ عَلَیَّ القُرآنَ». قلت: يا رسُولَ الله، أَقْرَأُ عَلَيْك، وَعَلَيْكَ أُنْزِل؟ قال: «إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْ غَيْرِي». فقرَأْتُ عليه سورَةَ النِّساء، حتى جِئْتُ إلى هذِهِ الآية: ﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا ٤١﴾ قال: «حَسْبُكَ الآنَ» فَالْتَفَتُّ إِليْهِ فَإِذَا عِيْناهُ تَذْرِفانِ. [متفقٌ عليه]([۱])
ترجمه: ابنمسعود رضي الله عنه میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: «برای من قرآن بخوان». گفتم: ای رسول خدا! من برای شما قرآن بخوانم، در صورتی که قرآن بر شما نازل شده است؟ فرمود: «دوست دارم آنرا از کسی جز خودم بشنوم». و من، سورهی «نساء» را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تلاوت کردم تا اینکه به این آیه رسیدم: ﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾.([۲]) [«پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امتی گواهی بیاوریم و تو را به عنوان گواهی بر ایشان حاضر نماییم؟»] پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کافیست». و چون به ایشان نگاه کردم، دیدم اشک از چشمانش سرازیر است.
شرح
این احادیث دربارهی زیبا کردن صدا در هنگام قرائت قرآن میباشد؛ به عبارت دیگر باید قرآن را با صدای خوب بخوانیم. براء بن عازب رضي الله عنهما میگوید: «با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماز عشا را خواندم؛ آن بزرگوار سورهی ﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾ را خواند؛ هرگز صدایی بهتر و دلنشینتر از صدای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشنیدهام». آری! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از همه خوشصداتر بود؛ او، نخستین و برترین مصداق حدیثیست که پیشتر گذشت: «الله آنگونه که به صدای خوش و آشکارِ پیامبری خوشصدا در هنگام تلاوت قرآن گوش داده، به چیزِ دیگری گوش نداده است». لذا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از همه بهتر و زیباتر قرآن میخواند و صدای هیچکس بهاندازهی صدای او، دلنشین نبود؛ زیرا قرآن بر آن بزرگوار نازل شد و اخلاق، قرآن بود.
این حدیث، نشانگرِ این است که خواندن «قصار مفصل» در نماز عشا ایرادی ندارد؛ زیرا سورهی «تین» جزو “قصار مفصل” میباشد. اما در نماز عشا بیشتر از «وسط مفصل»([۳]) خوانده میشود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به معاذ بن جبل رضي الله عنه فرمان داد که در نماز عشا، سورههای «اعلی»، «غاشیه»، «لیل» و «شمس» و امثالِ آنها را بخواند [که جزو «وسط مفصل» هستند]. اما خواندن سورههایی چون «تین» و «زلزله» و دیگر «قصار مفصل» در نماز عشا ایرادی ندارد.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به زیبا خواندن قرآن، یا قرائت قرآن با صدای خوش تشویق نمود و فرمود: «کسی که قرآن را با صدای خوش نخوانَد، از ما نیست».
متن عربیِ این حدیث، از این قرار است: «مَنْ لَمْ يَتَغَنَّ بِالقُرْآنِ فَلَيْسَ مِنَّا». علما برای این حدیث، دو معنا ذکر کردهاند:
یکم: «مَنْ لَمْ يَتَغَنَّ بِالقُرْآنِ…»، یعنی: «کسی که با وجود قرآن از غیرِ آن بینیاز نشود و هدایت را در چیزی جز قرآن بجوید، از ما نیست». به عبارت دیگر: الله متعال، کسی را که از غیر قرآن، هدایت بجوید، گمراه میگرداند. – پناه بر الله.-
دوم: «مَنْ لَمْ يَتَغَنَّ…»، یعنی: «کسی که قرآن را با صدای خوش نخوانَد، از ما نیست». [و این، همان معناییست که پیشتر بیان شد.] لذا شایسته است که انسان، قرآن را با صدای خوش بخواند.
و اما حدیث سوم: از ابنمسعود رضي الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از او خواستند تا برایشان قرآن بخواند. ابنمسعود رضي الله عنه عرض کرد: «ای رسولخدا! من، برای شما قرآن بخوانم، حال آنکه قرآن بر شما نازل شده است؟!» یعنی شما خود، بهتر میخوانید و از من داناترید. فرمود: «دوست دارم قرآن را از کسی جز خودم بشنوم». زیرا چهبسا انسان هنگام شنیدن قرآن از دیگران، در آن بیشتر میاندیشد؛ در حالیکه قاری میکوشد تا در قرائت اشتباه نکند؛ لذا شنونده، میاندیشد و تدبر میکند؛ از اینرو چه خوب گفتهاند که: «حکایت قاری، حکایتِ کسیست که شیر میدوشد و حکایت شنونده، حکایتِ کسیست که آن شیر را مینوشد». خلاصه اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ابنمسعود رضي الله عنه فرمود که برای ایشان قرآن بخواند. ابنمسعود رضي الله عنه عرض کرد: «ای رسولخدا! من، برای شما قرآن بخوانم، حال آنکه قرآن بر شما نازل شده است؟!» رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «دوست دارم قرآن را از کسی جز خودم بشنوم». ابنمسعود رضي الله عنه سورهی «نساء» را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواند تا اینکه به این آیه رسید که الله متعال میفرماید:
﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا ٤١﴾
[النساء : ٤١]
پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امتی گواهی بیاوریم و تو را به عنوان گواهی بر ایشان حاضر نماییم.
یعنی در آن هنگام، حالِ تو و حالِ آنان چگونه خواهد بود؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کافیست». ابنمسعود رضي الله عنه میگوید: به رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کردم و دیدم که اشک از چشمانش سرازیر شده است. گریهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از آن بود که روز رستاخیز او را بهعنوان گواه بر امتش به میدان میآورند؛ زیرا در آن روز از هر امتی گواهی میآورند. پیامبران و فرستادگان الهی علیهمالسلام در آنروز گواه خواهند بود و همینطور علما؛ زیرا علما، بهعنوان حاملان شریعت، واسطهی میان پیامبران و مردم هستند و شریعت الهی را به مردم میرسانند. گواهی علما از دو جهت میباشد و در دو رده قرار دارد: ردهی بالا و ردهی پایین.
گواهیِ ردهی بالای هر عالِمی، این است که گواهی میدهد: این، حکمِ الله متعال میباشد. و گواهی ردهی پایینش، این است که شهادت میدهد: شریعت الهی را به مردم رسانده است؛ زیرا عالِم دین، آیات و احادیث را برای مردم شرح میدهد و آنها را راهنمایی میکند که چگونه عمل کنند یا چه عملی انجام دهند. لذا علمای دین، از دو جهت شاهد و گواهاند: هم از جهت بالا که شریعت الهی را تبلیغ میکنند و هم از آن جهت که گواهی میدهند: بر مردم اتمام حجت نموده و شریعت الهی را به آنها رساندهاند.
روز رستاخیز از هر امتی، شاهدی میآورند و نخستین کسانی که گواهی میدهند، پیامبران و فرستادگان الهی هستند که میگویند: گواهی میدهیم که ما، پیام پروردگارمان را به آفریدههایش رساندیم. و گواهی که از میان این امت میآورند، محمد صلی الله علیه و آله و سلم است که الله متعال از او گواهی میگیرد و آنگاه رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم گواهی میدهد که پیام الهی را به امتش رسانده است؛ همانگونه که آن بزرگوار در دنیا، در بزرگترین گردهمایی مسلمانانِ آنروز، یعنی در عرفه، پس از سخنرانیِ رسا و شیوایی که ایراد فرمود، پرسید: «ألاَ هل بلَّغْت؟» یعنی: «هان! آیا تبلیغ کردم؟» مسلمانان همه یکصدا گفتند: آری. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سه مرتبه گفت: «یا الله! شاهد باش».([۴])
وقتی ابنمسعود رضي الله عنه به آیهی ۴۱ سورهی «نساء» رسید، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گریست و از چشمانش اشک سرازیر شد؛ زیرا آن حالت سخت و دشوار را تجسم کرد. فکرش را بکنید؛ شرایط سخت و دشواریست؛ همه به زانو درآمدهاند و هر امتی به سوی نامهی اعمالش فرا خوانده میشود. لذا در آن هنگامهی سخت و وحشتناک، هر امتی بهزانو در میآید:
﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗۚ كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٢٨﴾
[الجاثية : ٢٨]
و (آن روز) هر امتی را میبینی که به زانو درآمده است. هر امتی به سوی نامهی اعمالش فرا خوانده میشود؛ (در آن روز میگوییم:) امروز سزا و جزای اعمالی را که انجام میدادید، میبینید.
لذا الله متعال در ادامهی سورهی نساء، پس از آیهای که ابنمسعود رضي الله عنه خواند و توقف نمود، میفرماید:
﴿يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ ٱلرَّسُولَ لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ وَلَا يَكۡتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثٗا ٤٢﴾ [النساء : ٤٢]
در آن روز کسانی که کفر ورزیده و از پیامبر نافرمانی کردهاند، آرزو میکنند که ای کاش با خاک یکسان میشدند؛ و نمیتوانند هیچ سخنی را از الله پنهان کنند.
لذا کافران آرزو میکنند که ای کاش در زمین میماندند یا خاک میشدند؛ ولی این آرزو هیچ نفعی برایشان ندارد و نمیتوانند چیزی را از الله عزوجل پنهان نمایند؛ از اینرو الله متعال میفرماید: ﴿وَلَا يَكۡتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثٗا﴾؛ یعنی: «و نمیتوانند هیچ سخنی را از الله پنهان کنند».
بههر حال جایز است که انسان از شخصی دیگر بخواهد که برایش قرآن بخواند؛ اگرچه آنشخص علم و دانش کمتری نسبت به درخواستکننده داشته باشد. زیرا برخی از مردم، علم و دانش اندکی دارند؛ اما خوشصدا هستند. پس ایرادی ندارد که بگویید: فلانی! الله به تو جزای نیک عنایت کند؛ برایم قرآن بخوان. چه برایش تعیین کنید که از کجای قرآن تلاوت کند و چه او را بگذارید تا به انتخاب خودش از هر جای قرآن که میخواهد، بخواند و شما به تلاوتش گوش دهید. این حدیث، بیانگر برکت قرآن است که هم قاری از آن نفع میبرد و هم شنونده. شکی نیست که قرآن بزرگترین، مبارکترین و سودمندترین کتاب است که حفظ و تلاوت و شنیدنِ آن مایهی خشنودی الله عزوجل میباشد. امید است که الله متعال همهی ما را در جرگهی اهل قرآن قرار دهد؛ همان کسانی که در ظاهر و باطن به قرآن عمل میکنند و بر همین حالت میمیرند و قرآنی برانگیخته میشوند.
([۱]) صحیح بخاری، ش: (۴۵۸۲، ۵۰۵۶)؛ و صحیح مسلم، ش: ۸۰۰. [این حدیث پیشتر بهشمارهی ۴۵۱ آمده است. (مترجم)]
([۳]) سورههای مفصل، از سورهی «حجرات» تا پایان قرآن است؛ با این توضیح که: «طوال مفصل» از سورهی «حجرات» تا پایانِ سورهی «نبأ» میباشد و «وسط مفصل» از سورهی «عبس» تا پایانِ سورهی «لیل». و «قصار مفصل» از دیدگاه شافعیها، حنبلیها و مالکیها، از سورهی «ضحی» تا پایان قرآن است و نزد حنفیها، از سورهی «بینه» تا پایان قرآن. ناگفته نماند که دربارهی آغاز هر یک از اینبخشبندیها، اختلاف نظرهایی در میان علما و مذاهب فقهی وجود دارد؛ چنانکه دربارهی نخستین سورهی طوال مفصل دوازده دیدگاه وجود دارد که بنده به مشهورترین دیدگاه در اینباره اشاره کردم. گفتنیست: واژهی «مفصل»، یعنی: «جداشده، تفکیکشده، دارای چندین بخش و…». این سورهها را از آن جهت، “مفصل” میگویند که آیات نسبتاً کوتاهی دارند و نیز با کثرت بسمله در ابتدای هر یک از آنها، از یکدیگر جدا میشوند. [مترجم]
([۴]) تخریج این حدیث که در صحیحین آمده است، پیشتر گذشت. [ر.ک: حدیث شمارهی ۲۱۰. (مترجم)]